چرا نبویان اسناد سری را به تلویزیون کشاند؟
آخوند نبویان نایب رئیس کمیسیون امنیت مجلس حکومتی روز ۳۰خرداد مصاحبهای با تلویزیون حکومتی داشت. این مصاحبه که به صورت نیمهکاره پخش شد منجر به برکناری مدیر این شبکه تلویزیونی شد و حملاتی را علیه نبویان در پی داشت.چرا این مصاحبه چنین بازتابی داشت و چرا نبویان به اسناد سری را به تلویزیون کشاند؟
برای فهم این موضوع ابتدا باید دید که نبویان چه می گوید:
آخوند نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم ـ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
مجری: آقای نبویان، گفتوگو را با پیام رهبر معظم انقلاب درباره امضای تفاهمنامه بین ایران و آمریکا آغاز میکنیم. تحلیل جنابعالی از این پیام چیست؟
نبویان: من آنچه که میفهمم، یک شش تا نکته مهم از فرمایشات آقا وجود دارد که ملت ایران هم آن را میدانند، منتها توضیح میدهم.
یکی اینکه آقا تصریح فرمودند این تفاهم بین دو رئیسجمهور است؛ این تعبیر را ملت ایران خوب میفهمد، نه دو کشور ایران و آمریکا.
فرمودند مسئولان با دلسوزی کار کردند. درست است. من همینجا این نکته را عرض میکنم که در این ایام که این نکات مطرح میشد، بنده تأکید میکردم ما در مواجهه با یک متن، آقای حسینی، میتوانیم… این متن است، مثلاً دو نوع رویکرد داریم. یک رویکرد روانشناسانه که بگوییم همه خائنند یا همه غربزدهاند. این اصلاً درست نیست. همه دلسوزند، به قول مقام معظم رهبری. منتها ممکن است من به شیوه حرفهای آنها انتقاد داشته باشم و آنها هم به شیوه حرفهای من انتقاد داشته باشند. اصلاً نسبت به این قضیه لذا تحلیل روانشناسانه نکنیم. همه دلسوزند. حمل بر این نکنید که کسی خائن است.
و اگر کسانی که ولایت را قبول دارند بدانند، اگر چنین تعابیری به کار ببرند، علاوه بر اینکه برخلاف مصلحت است، حرام شرعی هم هست. آقا وقتی نهی کردند، حواسمان باید جمع باشد.
به نظر من دستاوردهای راهبردی داریم. حفظ نظام و اینها، یکیاش دستاورد… دستاورد ما به دست آوردن تنگه هرمز است. توانستیم خیلی کار… یکیاش هم که خیلی مهم است، وحدت ساحات هست.
در همین زمینه
من این جمله را معنا کنم. یعنی چه، وحدت ساحات؟
ببینید، آمریکا به دنیا اعلام کرده کسی به اسرائیل چپ نگاه کند، با من طرف است. جمهوری اسلامی ایران هم الان به دنیا اعلام کرده کسی با حزبالله و اضلاع مقاومت بخواهد چپ نگاه کند، با جمهوری اسلامی ایران طرف است.
این درست است. ما الان ضعفهایی هم داریم، داریم جبران میکنیم و این دستاورد بزرگی است.
مجتبی خامنهای: نباید در موضوع هستهای مذاکره کنید
ما مسئولان کشورمان که به مذاکره رفتند… من یک نمونه را فقط برایتان عرض بکنم. نامههایی که الان به ایران میزنند، مسئول امنیتی ما میگفت، تو آمد کمیسیون، همان اول با این تعبیر «ابرقدرت چهارم دنیا»، یعنی ایران را با این تعبیر…
خب، آمریکا نیاز به مذاکره داشت. مهمترین بخشش این بود، علاوه بر شکست در ابعاد نظامی خودش، چون هر چه داشت آورد، نتوانست هیچ کاری بکند.
به لحاظ اقتصادی، ببینید، با تنگه هرمز نفت گران شد، سوخت گران شد. ببینید مهم است، بنزین و سوخت در آمریکا گران شد و ایشان جایگاهش را، ترامپ، داشت از دست میداد. در انتخابات آینده پیروز نمیشد، لذا نیاز به مذاکره داشت.
الان دو ماه، هدف اصلیاش همین است؛ با این کار نفت را ارزان کند که متأسفانه این کار انجام شده، اختلافات داخلش را حل کند، بتواند در انتخابات پیروز شود.
پس آن نیاز… آقا که فرمود نیاز به مذاکره داشت، حرف درست است، حرف نادرستی نیست، یعنی منطق دارد.
آقا فرمود نظر من چیز دیگری است که من حالا مبسوطاً عرض میکنم. این را بعد فرمودند رئیسجمهور تعهد داده، «شعام» هم تعهد دادند که انشاءالله منافع مردم و مقاومت را به آن برساند.
فرمودند باید ما مطالبهگری داشته باشیم.
اما اگر اجازه بدهید، اینکه آقا فرمود من نظر دیگری داشتم، علیالاصول مراد چیست؟
من یک مقدار برخی از، به اصطلاح، اسناد را عرض میکنم. من چون معمولاً سعی میکنم با سند حرف بزنیم.
ببینید، وقتی که آمریکا طرح پانزده ماده… ملت ایران توجه بکنند، وقتی که طرح پانزدهمادهای خودش را با التماس از طریق پاکستان ارائه داد، به ایران رد کرد. خیلی چیزهای منفی در آن بود.
از این طرف هم برای اینکه جواب داده شود، یک طرح هفدهمادهای را خدمت آقا میفرستند که آقا ببیند.
آقا ذیل آن سه صفحه مینویسد. من دارم توضیح میدهم آقا چرا ناراضی بود، چرا نظرش مخالف بود.
ببینید، نظر آقا چیست. یعنی که دارم میگویم پانزدهم فروردین است. مذاکراتی که در پاکستان… من هم رفته بودم. بیستویکم رفتیم، بیستودوم و بیستوسوم بود. این مال پانزدهم فروردین است.
این جملات آقا است:
«بنده با انجام مذاکرات بر اساس شرایط زیر مخالفتی ندارم.»
من انگیزهای که داشتم رفتم، فقط به خاطر این فرمایش.
خب، شرایط چیست؟
یازده تا شرط مطرح کرده. من نمیخواهم همهاش را اینجا بخوانم.
- یک: موضوع هستهای از دایره مذاکره بیرون باشد. این حق مسلم ماست، نباید بیاید.
چرا آقا دقیقاً دست گذاشت روی هدف ترامپ؟
ترامپ برای اینکه دنیا را توجیه کند که چرا به ایران حمله کرد، توجیهی ندارد. برای چی حمله کرده؟ همش گفت چون ایران دنبال بمب است، نمیدانم هستهای است.
ما این دروغ را از دستش میگرفتیم.
فرمودند اگر قرار مذاکره بشود، روی تهدید، غرامت، اموال مسدودشده، رفع تحریمها، اعمال حاکمیت در تنگه هرمز…
یک چیزهای دیگر هم فرمودند، من اینجا نمیخوانم برای اینکه وقت گرفته نشود و برای اینکه نکاتی دارد.
فرمودند: «اخذ عوارض از تنگه هرمز از همین الان باید شروع شود.»
این جمله آقا است.
«عوارض اخذشده به مردم و آسیبدیدگان، شهدا و جانبازان اختصاص پیدا کند.»
خب، شروطی را مطرح کردند، من نمیخوانم.
نوزدهم فروردین آتشبس میشود. این ده شرط… ده شرطی که «شعام» مطرح کرد خوب است، غیر از یکی دو تا که من شاید حرفی داشته باشم.
ببینید، آقا فرمودند که در این هفده بندی که شما ذکر کردید، هیچ تضمینی وجود ندارد. اینکه شورای امنیت سازمان ملل، مثل برجام رفته که هیچ فایدهای نداشت، اصلاً آقا هم اشاره کرده، این فایده ندارد.
خب، این ده شرط را ذکر میکنند.
عبور کنترلشده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران، ضرورت پایان جنگ علیه همه اجزا…
ما آمد و چیزهای دیگر.
مجتبی خامنهای صریحا عدم رضایت خود از مذاکرات را بیان کرد
مردم ایران میدانند، مذاکره آغاز میشود، بیستودوم و بیستوسوم. مردم ایران توجه بکنند.
بعد از مذاکره، گزارش خدمت آقا داده میشود. مقام معظم رهبری دو صفحه ذیل این گزارش متن مینویسد، صریحاً عدم رضایت خودش را میفرماید.
چرا شروط رعایت نکردید؟
با این شروط من گفتم، چون باید منافع ملت تأمین شود، و الا نمیشود همینجوری برویم مذاکره کنیم.
آقا فرمود برای مذاکره، و… (نامفهوم) نه عجله، نه اجبار داریم، نه تا اینجا که فرمود مذاکره باید برای پایان جنگ و اخذ غرامت باشد، نه در موضوع هستهای.
این دو بار آقا فرمود در موضوع هستهای مذاکره نکنید.
یک جمله میخوانم:
«چاره نیست.»
این عین حرفهای حاج آقا است.
آنچه رقم خورده است در مذاکرات پاکستان، با آنچه قرار بود بشود و شرط مشروعیت مذاکرات بوده است، تفاوت کلی دارد.
خیلی…
این جمله.
بعد فرمود مذاکره باید متوقف شود.
دوباره آقایان «شعام» و اینها مسائلی مطرح میکنند.
آقا دوباره… من دیگر اینها را نمیخوانم.
چهارم اردیبهشت، مقام معظم رهبری دوباره نظر خودش را مطرح میکند.
باز در موضوع هستهای میفرماید:
در موضوع هستهای، یا باید به پیروزی برسیم، یعنی دشمن حق اصلی غنیسازی را کاملاً رها کند، یا اینکه برای همیشه از دستور کار مذاکرات خارج شود.
پانزدهم فروردین، بیستونهم فروردین، دوباره چهارم اردیبهشت.
سه بار آقا فرمودند.
البته آقایان میگویند ما رفتیم مجوز گرفتیم…»
نگاهی به مصاحبه آخوند نبویان
آن چه که در مصاحبه آخوند نبویان با تلویزیون حکومتی اتفاق افتاد با هر انگیزهذای که انجام شده باشد بیانگر شکاف عمیق در راس حکومت آخوندی و ضعف مطلق مجتبی خامنهای در برابر باندهای حکومتی است.
نبویان میخواهد نشان بدهد که باند قالیباف برخلاف خواستههای مجتبی خامنهای عمل کرده است. برای اثبات این امر هم به اسنادی اشاره میکند که تماما سری است. پرواضح است که اسناد سری آن هم مکاتبات سری خامنهای کوچک با تیم مذاکره کننده به صورت اتفاقی نمی تواند سر از تلویزیون در بیاورد. دستگاه رادیو و تلویزیون حکومتی تمام در دست همان باند پایداریچیهاست و شاید تلاش داشت در آستانه مذاکرات با رو کردن چنین برگی به حریف بدل بزند.
اما مصاحبه نبویان در تلویزیون نیمهکاره قطع شد و واضح بود که دستور از جانب مجتبی بود که جلوی انتشار بقیه مصاحبه را بگیرد. آن چه که نبویان نمی فهمید و مقام بالادستش به آن پی برد این بود که انتشار این مکتوبات محرمانه و سری خامنهای فقط بیانگر شیربی یال ودمی به نام ولی فقیه است که در بازار سیاست آخوندی کسی به اندازه کفتار هم برایش اعتبار قائل نیست.







