غنیسازی ۲۰درصد؛ خامنهای به کجا میرود؟: مقامات ایران از ۱۵دی ماه، غنی سازی ۲۰درصد را در سایت فردو آغاز کردند. سؤال اینجاست که چرا خامنهای در این شرایط دست به این ریسک زد. اهدافش چیست؟ و راه به کجا میبرد؟ خبرگزاری رویترز با دستیابی به گزارش محرمانه آژانس اتمی نوشت که: این سازمان آغاز فعالیت تحقیق و توسعه ایران برای تولید اورانیوم فلزی به عنوان سوخت راکتور تحقیقاتی تهران را تایید کرده است. خامنهای با این اقدامات چه مسیری را طی میکند؟
باجگیری هدف اولیه افزایش غنیسازی
در واقع غنیسازی بیست درصد دو وجه دارد. یک وجه آن باجگیری آشکار از جامعه بینالمللی است. یعنی دود و دمی راه انداخته که قبلاً غنی سازی ۳.۷۶درصد بود. بعد کردیم ۴.۵درصد الان هم میکنیم ۲۰درصد.
کمالوندی گفت ۶۰ تا ۷۰درصد تا۹۰درصد میتوانیم غنیسازی کنیم. این بیشتر برای این هست که جامعه بینالمللی را بترساند که به همین برجامی که انبوهی حفره دارد بچسبند. خواستههای بیشتری را از حکومت نخواهند. حرفهای هایکو ماس وزیرخارجه آلمان و رئیس جمهور فرانسه ماکرون و حتی رئیس آژانس اتمی بینالمللی انرژی اتمی که گفته بودند ما دیگر نمیتوانیم به نقطه اول برگردیم. باید دنبال توافق جدیدی بود. صحبت از برجام پلاس است. این دود و دم و این هیاهو برای این هست. بقول معروف به مرگ گرفته که اروپاییها هم به تب راضی شوند.
غنیسازی مجدد و ناکارآمدی برجام
اما این غنیسازی وجه دومی هم دارد؛ اولاً اینکه همه حرفهایی که طرف حسابهای غربی میزدند بخصوص در دوران اوباما که این برجام مانع رسیدن حکومت ایران به بمب اتمی میشود بیپایه و اساس بود. کما اینکه برغم وجود برجام در کنار خروج آمریکا، اما الان میبینید مانع نشد که رژیم ایران بسرعت به غنیسازی بیست درصد برسد. به قول کمالوندی سخنگوی اتمی حکومت ایران، به ۶۰ و۷۰ و۹۰درصد هم برسد. پس برجام چه نقش بازدارندهای داشت؟ از قضا بدلیل همان حفرههایی که این قرارداد داشت، مقاومت ایران در این باره افشاگری زیاد کردند.
پس حکومت برغم همین برجام، میتوانست با فریبکاری و پنهانکاری که کرده، پروژه اتمیاش را به پیش ببرد. وقتی حکومت ایران صحبت از غنیسازی میکند، نشان میدهد که در واقع سیاست خامنهای پیشبرد سیاست انقباض هست. یعنی شاخ و شانه کشیدن برای کشورهای اروپایی در سطح بینالمللی و کنار زدن رقبا در سطح داخلی. بنابراین از یک طرف باید به آن به عنوان یک کار تبلیغاتی نگاه کرد. ولی از آن طرف از قضا بیانگر این واقعیت هست که جامعه بینالمللی باید یقه این حکومت را بگیرد و اتفاقاً فشار بیشتری بیاورد. چون بطور واقعی همین که غنیسازی ۲۰درصد را شروع کرده یعنی برجام مرده. کما اینکه یکی دو تا از رهبران اروپایی هم گفتند وقتی رژیم شروع کرده به غنیسازی ۲۰درصد یعنی از برجام خارج شد.
بیشتر بخوانید
غنی سازی ۲۰درصد؛ قماری که خامنهای در آن خواهد باخت؟
هشدار سه کشوراروپایی به مقامات ایران در مورد نقض برجام
باج خواهی اتمی خامنهای و تهدید به اخراج بازرسان اتمی
مقامات ایرانی با غنیسازی دنبال چه هستند؟
تا زمانیکه ترامپ رئیس جمهور بود حکومت ایران دست از پا خطا نمیکرد. چون نگران بود که با عکسالعمل مواجه بشود. فشارهای بیشتری به او اعمال شود. ولی با مشخص شدن نتیجه انتخابات آمریکا و اینکه بایدن و برخی مشاورانش گفتند که در صورت پیروزی به برجام برمیگردد، مقامات ایرانی برای خود کیسه گشادی دوختند.
آنان در واقع در پی آن هستند که به بایدن بقبولانند که به همین وضعیت موجود راضی باشد. و پیششرطهایی مثل موشکی و دخالتهای منطقهیی را در قرار داد نگنجاند. همان که بود را بپذیرد. وقتی که همان قرارداد را بپذیرد، حداقل یکسری تحریمها که مربوط به مقوله اتمی هست برداشته میشود. این انتظار حکومت ایران است.
با افزایش غنیسازی چه عکسالعملی مواجه میشود؟
همه کشورها از جمله انگلیس، فرانسه، آلمان، خود اتحادیه اروپا، هلند و نروژ، بلژیک کشورهای مهم اروپایی همه موضع گرفتند. البته این کافی نیست. اتفاقاً باید پیام این نقض توافق را بگیرند که این رژیم به هیچ توافق و قراردادی پای بند نیست. از قضا بایستی فراتر بروند از اینکه ابراز نگرانی بکنند و اقدامات مقتضی را در عکسالعمل به این کار به عمل بیاورند.
یعنی بطور واقعی الان کشورهای اروپایی باید به مقامات ایران بفهمانند که اگر قرار است در رابطه با توافق اتمی به پیشرفتی برسند، این توافق باید هیچ شکافی نداشته باشد. هیچ حفرهای نداشته باشد و بطور واقعی مانع بشود از رسیدن مقامات ایرانی به سلاح اتمی. روزی که برجام تصویب شد خانم رجوی همان موقع اعلام موضع کردند که این برجام هر چند که قدم مثبتی هست و رژیم یک گام عقب کشیده. ولی به هیچ وجه مانع دستیابی حکومت ایران به سلاح اتمی نخواهد شد. و الان درستی این حرف را فهم میکنیم.
مواضع کشورهای منطقه در مورد غنیسازی ۲۰ درصد
در اجلاس ریاض که سه سال پیش برگزار شد همه کشورهای منطقه یک جبهه واحدی را علیه حکومت ایران تشکیل دادند. اجلاسی هم که اخیرا برگزار شد و قطر به جرگه کشورهای عربی بازگشت این موضع کشورهای عرب را قویتر کرد و موضع حکومت ایران را بیشتر تضعیف کرد. کشورهای عربی تاکید کردند که اگر قرار است توافقی با حکومت ایران در رابطه با برنامه اتمی صورت گیرد، کشورهای عربی هم حتماً باید در آن شرکت داشته باشند.
باید این کشورهای امکان بیان نظراتشان را داشته باشند. چون اینجا منطقه ماست و تهدید اتمی رژیم قبل از اینکه متوجه اروپا و امریکا باشد، متوجه ما کشورهای عرب منطقه است. بنابراین موضع آنها بخصوص با توافق اخیر و بازگشت قطر به جرگه کشورهایی که در سطح خلیج فارس بودند تقویت شد. موضع حکومت ایران به شدت تضعیف شد. همه آه و ناله رژیم هم این روزها به خاطر همین هست. در واقع ظریف هم اشک تمساح میریخت برای دولت قطر که گول اینها را نخور ما درکنارت هستیم.
تاثیر انتخابات آمریکا بر سیاست حداکثر فشار
اینکه دولت جدید امریکا سیاست فشار حداکثر را ادامه خواهد داد یا نه، باید منتظر بود تا اینها بیایند و در دولت مستقر شوند. و وزرا تعیین تکلیف شوند. باید دید که چه چیزی را پیش خواهند برد ولی چیزی که به صورت قطعی میتوان گفت این است که دولت امریکا به دنبال پیشبرد منافع خود است و سیاستی را پیش خواهد برد که در راستای حفظ آن منافع باشد. روشن است که تن دادن به باجخواهی حکومت ایران به ضرر آن منافع است.
بنابراین نباید شک کرد که ولو اینکه دولت جدید بخواهد یکسری تحریمها را لغو کند، اما عمده تحریمهایی که علیه حکومت ایران در کادر سیاست فشار حداکثری اعمال شده، به طور خاص تحریمهای مربوط به تروریسم، تحریمهای مربوط به نقض حقوق بشر و تحریمهایی که از کانال کنگره و سنا به صورت لایحه عبور کرده و تصویب شده، اینها غیر قابل تغییراند.
تحریمها به سادگی قابل حذف نیست
یعنی تحریمهای کنگره و سنا که یک مسیر طولانی و پر پیچ و خم است، که به جایی نمیرسد. تا آنجا که به تحریمهای مربوط به نقض حقوق بشر و تروریزم مربوط است، دولت جدید باید قیمت بسیار کلان سیاسی بدهد که آنرا لغو کند. مثلاً بیاید بگوید که سپاه را از لیست در میآوریم. بگذریم که مسیر حقوقی تقریباً غیرممکنی پیش رویش هست. این بازتاب منفی خواهد داشت. یا بیاید بگوید ما تحریمهای کسانی که آدم کشتند، قتل عام کردند، قیام نوامبر را به خاک و خون کشیدند، برمیداریم. حتی در دوران مماشات اوباما هم ابعاد زیادی از تحریمها کماکان به قوت خودش باقی بود. یا مثلاً دولت کلینتون که او هم خیلی راه مماشات با حکومت ایران را رفت، ولی سنگینترین تحریمها را همانموقع همان دولت علیه حکومت ایران اعمال کرد. بنابراین مقامات ایرانی زیاد امیدوار نباشند.







