پایان بنیادگرایی اسلامی، با قیام های عراق و لبنان سیر نهایی خودش را طی میکند. خمینی از ابتدا با دامن زدن به جنگ با عراق در صدد صدور ارتجاع به این کشور بود که منجر به جنگ خونین 8ساله شد که حاصلی جز میلیونها کشته و مجروح و نابودی بخشهای وسیعی از دو کشور نداشت. پس از روی کار آمدن خامنهای که خود را ولی امر مسلمین نامید، در سایه مماشات کشورهای غربی، عراق در سینی طلایی تقدیم رژیم ایران شد و ارتجاع آخوندی امکان گسترش در منطقه پیدا کرد و به سرعت در عراق و لبنان و سوریه و یمن و فلسطین گسترش یافت و منجر به بروز جنگهای بیپایانی شد که میلیونها کشته و مجروح و آواره برجای گذاشت و ویرانی این کشورها را نیز در پی داشت. اما قیامهای عراق و لبنان نوید بخش پایان حاکمیت سیاه بنیادگرایی اسلامی آخوندی تفسیر میشود. برای بررسی این موضوع آقای محمدرضا مرادی طی گفتگویی باتلویزیون ایران آزاد با این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد
.
محمد رضا مردادی: برای اینکه بتوانم به این سوال پاسخ بالنسبه جامعی بدهم مقداری به عقب برمیگردم، تا بینندگان ایران آزاد با تاریخچهای که این پروسه طی کرده آشنا بشوند، وقتی خمینی در سال ۵۷ با سرقت جنبش و انقلاب ایران به حاکمیت رسید، رژیمی قرون وسطایی و متعلق به اعصار گذشته و کهنهای بود که در حاکمیتش توان حق و فصل مشکلات اقتصادی و اجتماعی و توان دادن آزادیهای سیاسی به مردم ایران را نداشت. مردم ایران به دلیل عمق آگاهیشان و بدلیل طی کردن پروسه دو انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷ با سردارانی همچون میرزای جنگل و پروسه های مصدق و محمد حنیف نژاد و سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان فدائیان که طی کرده بودند یک جامعه بسیار روشن قلمداد میشوند. بنابراین خمینی بایستی چنین جامعهای با چنین سطح از آگاهی را تحت هژمونی خودش قرار میداد، در نتیجه میبایست با یک سرکوبی ماورای تصور جامعه را به زنجیر میکشید، خمینی بر استمرار و تضمین بقاء خودش نیاز به سرکوبی مافوق تصور داشت که از آن ۱۲۰هزار شهید و قتلعام زندانیان و یا دهه ۶۰ و تمام جنایات در زندانها را و سرکوبهای خیابانی را ادامه میداد.
این رژیم و خمینی برای چنین سرکوبی نیاز به پشتوانه داشتند، بدون پشتوانهای از جنس قدرت، توان چنین سرکوبی و سرپوش گذاشتن بر چنین سرکوبی در داخل ایران را نداشتند به همین دلیل خمینی این نابغه ضدانقلابی قرون اخیر جامعه بشریت، مدعی استراتژی شد، که البته مبتنی بر نظرگاه و دستگاه خودش تحت عنوان ولایت فقیه بود و در گسترش ولایت فقیه، خودش را بعنوان ولی فقیه مسلمین جهان معرفی کرده و بر اساس تفکر ارتجاعی که فی الواقع در عمق او وجود داشت روی همین تئوری سوار شد و نظام تروریستی در کشورهای منطقه را ابداع و خلق کرد، که با گسترش این سیستم بتواند تئوری ولایت فقیه خودش را در کشورهای منطقه گسترش بدهد.
نقدترین کشور در خط مقدم که برای خمینی مطرح بود عراق بود!! چه بدلیل مرزهای طولانی و چه بدلیل تعداد شیعیان که وجه غالب مردم عراق را تشکیل میداد و چه بدلیل مقبره ائمه شیعه و الی آخر…به همین خاطر خمینی عراق را بعنوان اولین پلکان خودش برای ایجاد گسترش همان حکومتهای تحت امر خودش تحت نام ولی امرمسلیمن جهان عراق را انتخاب کرد.
پس خمینی عراق را به این دلیل انتخاب کرد، اشغال عراق در گام نخست با جنگ ایران و عراق شروع شد. پای صلح نرفت و ۸ سال این جنگ طول کشید اما این جنگ برای رژيم خمینی به شکست انجامید، در ادامه آن جنگ امریکا و عراق پیش آمد زمینهای فراهم شد که عراق را در سینی طلایی تقدیم رژيم کردند.
رژيم از چنین امکان بادآوردهای بر حکومت عراق ماکزیمم استفاده را کرد، در یک جمله عراق را اشغال کرد، خلاصه مردم عراق اگر چنین صحنههای را خلق میکنند و با چنین ابعادی از خشم در صحنه با چهره و عکسهای سردمداران رژیم دارند بخاطر اینکه رودرو با دشمن اشغالگر به معنای اخص کلمه هستند، اگر دقت کرده باشید شعاری که میدهند میگویند این رژيم گور و شرش را از عراق گم کند و باید عراق آزاد بشود، خلاصه مردم عراق با رژيم اشغالگر جانی روبرو هستند، که همان بلایا و فسادی که بر سر جامعه ایران آورده سر مردم عراق پیاده کرده است. مردم هم، قیام برای پس زدن او کردند، و این صحنه ها تشخیص دقیقا درست مردم قهرمان عراق و ایضاء مردم لبنان و کشورهای منطقه است از دشمن اصلی و تضاد اصلی که در این کشورها وجود دارد و مسبب اصلی تمام بدبختی های آنان است.
محمد رضا مردادی: وقتی صحبت از ارتجاع و بنیادگرایی میکنیم در طول سده های گذشته تحت نام اسلام وجود داشته، ولی تا قبل از به قدرت رسیدن خمینی این بنیادگرایی و ارتجاع نقش مادی نداشتند، در یک کلام خرج انفجاری بسیار جنایتکارانهای بود که خوفیه بود و امکان اکتیو شدن پیدا نمیکرد، اما با روی کار آمدن خمینی این که سمبلیزه میکرد ارتجاع و بنیادگرایی تحت نام اسلام در طول تاریخ انجام شده بود را در خودش نهادینه میکرد. وقتی این نظام به حاکمیت رسید ما شاهد تبدیل یک پتانسیل به یک ماده مشخصی در عرصه منطقهای و بینالمللی شدیم، بنیادگرایی و ارتجاع تحت نام اسلام با روی کار آمدن خمینی تبدیل به ماده های مشخصی در روی زمین شد، یعنی تروریزم تحت عنوان ارتجاع با خمینی پایهگذاری شد، در طول ۴ دهه گذشته و اگر دقت کرده باشید قبل از ۴ دهه گذشته اساسا ما در تمام کشورهای مختلف قاره های مختلف به نمونه های از این جنس روبرو نیستیم، یعنی با روی کار آمدن خمینی پدیدهای به اسم تروریزم و بنیادگرایی و عملکرد در بمبگذاریها که شاهد آن بودیم شروع میشود، عملیاتهای تروریستی که در اروپا انجام میشد در خبر عربستان میشد، در آرژانتین و در لبنان انجام گرفت، هر عملیات تروریستی انجام گرفت بدون شکاف، مستقیم و یا غیر مستقیم سر از تهران پایتخت این جنایتکار سر در میآورد، بنابراین این نوع از ارتجاع و تروریزم با خمینی تولد یافته و این نوع تروریزم و جنایت در جامعه بینالمللی فقط و فقط با رفتن این رژیم و سرنگونی این رژیم به پایان خواهد رسید و لاغیر.
محمد رضا مردادی: اگر در یک جمله بخواهم پاسخ بدهم کشورهای منطقه بدلیل اینکه رژيم بدنبال ایجاد حکومت ولایت فقیه و تشکیل امپراطوری اسلامی در کشورهای منطقه هست، در نتیجه کشورهای منطقه را تحت سیطره خودش قرار داده است، و مدعی است که من صاحب ۵ پایتخت کشور اسلامی در منطقه هستم.
بنابراین کشورهای منطقه در حال حاضر کشور عراق و لبنان، سوریه، یمن برویم شاهد موضوع واحدی هستیم و آن دشمن مشترکی است که همه خلقهای منطقه با آن مواجه هستند، اولین پایه برای فهم این موضوع، کشورهای منطقه با عارضهای بنام رژيم جنایتکار خمینی مواجه هستند، چون این دشمن مشترک است. پس با یک رزم و قیام مشترک توسط خلقها و مردم منطقه روبرو هستیم، یعنی تمام قیامهای که در عراق و لبنان و یمن در حال اتفاق افتادن است، بدون استثناء تاثیر متقابل بر روی همدیگر دارند، یعنی وقتی گسترش قیام را در عراق و لبنان میبینیم ضربات بسیار کیفی و کلان ضربهای است که به عمق استراتژی خمینی میخورد، هر ضربهای که رژيم در عراق و لبنان میخورد، این قیام تاثیر بلافصل در ضعیف شدن رژيم و در از دست دادن ذخائر استراتژیکش دارد.
بخصوص آن چیزی که اسم آن را عمق استراتژیک میگذاشت، این بازتابش در مردم ایران، در تسریع امر سرنگونی است، گام به گام و ذره به ذره و قطره به قطره پیشروی که در قیام مردم عراق داریم تاثیر بلافصلی بر سرنگونی رژيم دارد، به همین دلیل مردم ایران چنین شادی و پشتیبانی از قیامی که در عراق است دارند.آن روی سکه را میبینیم آن آه و نالهای که سردمداران رژيم و خامنهای میکند گویا همین مسئله است.اصلا عراق چه ربطی به خامنهای دارد که دستور صادر میکند، بنابراین دشمن مشترک، پیوند خلقها مشترک، رزمها مشترک، پیروزی ها در هم ضرب میشود و سرنگونی رژيم را تسریع میکند.
محمد رضا مردادی: شروع و اساس قیامهای مردم عراق با شیعیان بود، الان صورت مسئله تاثیرات این قیامها بر روی مسئله سرنگونی رژيم نیست، ولی یکی از دستآوردهای عظیم قیامها در عراق و لبنان ترکاندن بادکنکی بود که رژیم بر روی آن سوار شده بود، که مردم منطقه در نفی حاکمیتهای خودشان این رژيم را میخواهند. این تبلیغات را که گویا مردم و شیعیان عراق در تیول رژيم قرار دارند این ترکید و بر باد رفت، الان جهانیان به گفته مقاومت ایران رسیدند که این رژيم بجزء مزدوران و آدمهای وابسته به خودش هیچ پایگاهی ندارد و این عین همان موضوع در جامعه ایران که ۴ درصد بیشتر آدم ندارد.
در رابطه با کردها مرکز این قیام شیعیان بودند این همان چیزی بود که جزع خامنهای را در آورده است، وقتی کلان ضربه میگوییم بخصوص در نک قانون این قیامها شیعیان بودند، این جنگ بین مردم عراق با کلیت نظام اشغالگر است، در اخبار میبینیم در استمرار و پیآمدهای خودش استانهای سنی نشین مثل دیالی هم به قیام پیوستند، تشعشع قیام گام به گام در حال گسترش است و حتما و حتما در گامهای بعدی اکراد را در بر میگیرد و انعکاساتی داشتیم که آنان خواهان این است سایه ننگین رژیم از عراق برود، بخصوص میگفتند این قیام پایان طايفهگرایی است، پایان مرزبندی بین کرد و عرب و شیعه و سنی است.
محمد رضا مردادی: این تاثیر مستقیم و بلافصل است، در قیام ۵۷ شعار محوری مرگ بر شاه بود، شعار محوری مردم عراق این است که خامنهای و مزدورانش و قاسم سلیمانی باید گورشان را گم کنند. در نتیجه جبهه در عراق جبهه مردم در مقابل رژیم است، این رژيمی است علاوه بر عراق ۴۰ سال ایران را اشغال کرده است، خامنهای دشمن مشترکی است که هم ایران و هم عراق و کشورهای منطقه را اشغال کرده است، لذا هر تیری به سمت رژيم انداخته بشود تاثیر روی قیام مردم ایران دارد، چون تسریعکننده سرنگونی رژيم است. شاید در قیام مردم ایران آثارش را نقد نمیبینیم، ما نباید در انتظار چنین آثار نقدی و بازتاب چنین آثاری بلافصل باشیم، ولی تردیدی نباید کرد و شک نباید به خودمان راه بدهیم که در استمرار قیامهای منطقه که این آتش به مردم و قیام مردم ایران خواهد کشید، چون به میزانی که لایههای دفاعی این رژيم در کشورهای منطقه سقوط میکند، خط دفاعیش دانه به دانه میشکند، خامنهای بارها تکرار کرده که چرا در تهران امنیت دارد بخاطر اینکه خط دفاعیش را در بیروت بسته است، او در بغداد میجنگد تا به تهران نرسد، حالا اگر بغداد و بیروت سقوط بکنند جنگ مستقیم به تهران میکشد، جنگی که در تهران شاهد خواهیم بود جنگی است بین مردم ایران و قیام آفرینان ایرانی و ارتشآزادیبخش و کانونهای شورشی با همین دشمن مشترک خلقهای منطقه است.
محمد رضا مردادی: شما اگر به تحلیلها و تفسیرهای مفسران منطقهای و بینالمللی نگاهی کرده باشید، یک فصل مشترک در بین همه هست، میگویند ما شاهد فرو ریختن عمق استراتژیک رژيم در کشورهای منطقه هستیم. این ترم مشترکی است که همه بکار میبرند، پس ما درآغاز فرو ریختن عمق استراتژیک رژیم هستیم اسم این ضربه کلان استراتژیک است، که رژيم دریافت میکند، اگر رژيم عمق استراتژیکی خودش را از دست بدهد، پشتوانه قدرتی که در تمام این سالها، به اعتبار این سالها، سرکوب میکرده و مزدورانش را برای سرکوب قیام مردم ایران بسیج میکرده، از دست خواهد داد. ایران و نظام سرکوبگرش ضعیف و ضعیفتر خواهد شد، در نتیجه قیام ایران را رودروی رژیم شعلهور میکشد.
محمد رضا مردادی: خمینی برای گسترش در کشورهای منطقه از عراق شروع کرد، اولین گامش برای تشکیل امپراطوری اسلامی و هلال شیعی را از عراق شروع کرد، چون عراق نقد و در دسترس بود، ولی این اولین گام توسط ارتش آزادیبخش به شکست مبدل شد، و در جنگ ایران و عراق که شکست خورد، محصول اولین و آخرین نبردهای ارتش آزادیبخش بود، که درب تنور جنگطلبی رژيم را گل گرفت. پس رژيم شکست را خورد ولی اگر امدادهای غیبی به کمکش نمیآمدند، همانجا بساط گسترش و بسط رژيم و ولایت فقیه به اتمام میرسید و بحث سرنگونی رژيم را تسریع میکرد. اما بعد از این پروسه شاهد جنگ امریکا با عراق بودیم، در جنگ امریکا و عراق در هر دو مرحله آن بخصوص در مرحله دوم آن با سقوط حکومت سابق در عراق، رژيم از آن ماکزیمم استفاده و بهرهبرداری را برای اول اشغال پنهان و بعد اشغال آشکار عراق را کرد و متاسفانه عراق و تمامیت عراق را در یک سینی طلایی تقدیم رژيم کردند. رژيم با اشغال عراق به او کمک شد و برای گسترش بنیادگرایی خودش، عراق را تخته پرش کرد. مقولهای تحت عنوان بنیادگرایی و ارتجاع تحت عنوان اسلام و سنی و شیعه اساسا پدیده مادی تا قبل از حاکمیت خمینی نبود. بالفعل شدن این پتانسیل و اکتیو شدنش، بعد از به قدرت رسیدن رژيم شروع شد. داعش را وقتی سوابقش را بررسی میکنیم پدرخواندهش و اشتراکات سیاسیش و اشتراکات ایدئولوژیش آن روی سکه خمینی است. این رابطه نه فقط سیاسی و ایدئولوژیکی بلکه رابطه بین پدر فرزندی با هم بود، داعشی وجود نداشت، داعش بدلیل نیاز رژیم و منحرف کردن تضاد اصلی منطقه و سیبلی که روی به ارتجاع و بنیادگرایی خودش رفته بود، داعشی را به کمک مزدورانش در عراق به کمک المالکی خلق و پدید آورد. در یک روز مشخص خبری آمد به زندان ابوغریب حمله شده و ابوبکر بغدادی و تعداد بسیاری از داعشیها همزمان از زندان بطور جمعی فرار کردند، تقریبا جوک تاریخ بود، که چطوری در ابوغریب در عراق با آن سیستمهای حفاظتی زندان یک دفعه چنین اتفاقی افتاد، پس اینها فراری داده شدند، نه فرار کردند، و ما نفهیمدیم این عناصر فراری چطوری در مدت زمان کوتاهی مسلح شدند و تسلیح شدند، همه سازمانیافته و گرد هم آمدند، مکان پیدا کردند، سرزمین برای تجمع پیدا کردند، در ادامه در صبح روشنی آمدند و قسمتهای شمالی عراق از موصل تا الی آخر را تصرف کردند و تا مرز بغداد پیشروی کردند، بعد عقبنشینی کردند. این داعش پدیده دست ساخته رژيم خمینی و خامنهای بود برای حل و فصل تضادهایش.
اول منحرف کردن تضاد اصلی منطقه، دوم توسط همین داعش و بهانه داعش حشدالشعبی و سپاه پاسداران عراق را ساخت، سپاه پاسداران در زیر سایه جنگ ایران و عراق ساخته شد و بعد در ۴۰ سال گذشته به جان مردم ایران و منطقه افتاد.
همین حشدالشعبی که الان در قیامها، مردم عراق را میکشد زیر چتر داعش حشدالشعبی ساخته شد، و تبدیل به ارگان قانونی رژيم کنونی شد.
محمد رضا مردادی: اول این روشن باشد، حاکمان عراق تحت فرمان این رژيم کار میکنند، اگر ما روند انتخابات گذشته عراق را بخواهیم مرور بکنیم، تمام تحولات این کشور بدلیل اشغال شدگی توسط رژيم، تحولاتش تاثیرپذیر، بلافصل توسط رژيم است.
اگر اخبار نیوزویک را میخواندید نوشته بود شورای امنیتی که در قیام عراق تشکیل شده بود کسی که بر روی صندلی مدیریت آن نشسته بود پاسدار سلیمانی بود، پاسدار سلیمانی برای کنترل قیام مینشیند، برای در افتادن با این قیام که بخشی از قیام مردم ایران است، چون دشمنش همان دشمن مردم ایران است، بنابراین این حاکمیت تحت تاثیر این قیام جلو و عقب میرود، چپ و راست میرود، حاکمان عراق مانور سیاسی دادند که یکسری امتیازات و حقوقها را زیاد میکنند ولی مردم عراق به اینها تف کردند، به بیرون پرت کردند و گفتن بحث ما کلیت این دستگاه است، کلیت دولت و حشدالشعبی است. مقتدی صدر را آوردند عین بازی اصلاح طلب را با او انجام بدهند، مردم عراق گفتند نه مقتدی و نه هادی، شعار را عوض کردند که الفساد بره بره ولی گفتند صورت مسئله ما فساد نیست، صاحب فساد است، بنیانگذار فساد و کسی که فساد را در عراق نهادینه کرده است، اسم آن هم رژيم خمینی است، رژيم خمینی بره بره، این حاکمیت و دولتی که وجود دارد مردم او را نمیخواهند، میگویند از صحنه کنار برود.
محمد رضا مردادی: خیلی روشن است قیام آفرینان عراقی را مثل قیام آفرینان ایرانی میدانند، با تمام وجود از نبردشان با این رژيم جنایتکار استقبال میکنند، غمشان غم مجاهدین و شادیشان شادی مجاهدین و پیروزیشان پیروزی مجاهدین است، حتما در انعکاساتی که سایتهای مجاهدین از سایت مجاهد و سیمای آزادی هست را دیدهاید و ما هم شبانه روز شاهدش هستیم.
محمد رضا مردادی: شاید روزی گفته باشیم صبر کنیم تا ببینیم چه تابلوهایی کشیده میشود ولی با پیشروی که در قیام مردم عراق و کشورهای منطقه در حال اتفاق افتادن است و در گسترش خودش حمایتهای بینالمللی و منطقهای را کسب و پشتوانه پیدا میکند. چشماندازی که در پیش رو داریم شکست رژيم در عراق تاثیرات بسیار بسیار تعیین کننده و کیفی خواهد داشت در جمع کردن دست و پای این رژيم از صدور ارتجاع و بنیادگراییش در کشورهای منطقه، این جمع شدن دست و پای رژيم در یک کلام یعنی یکی از سرمایه های استراتژیکی رژيم برای بقاءش شروع به از دست رفتن میکند، چون رژيم بر روی پایه های سوار است و عمر کرده و عمر میکند، یک پایهش سرکوب بوده و دیگری اتمی بوده که الحمدالله مجاهدین به این پایهش ضربه کیفی وارد کردند و حذفش کردند.
پایه جدی دیگر صدور بنیادگرایی و ارتجاع در منطقه است، اگر این پایه هم ضربه بخورد این رژيم با تک پایه رودرروی خلقهای منطقه و بطور مشخص مردم ایران قرار خواهد گرفت. به همین خاطر تاثیر کیفی و تعیین کننده خواهد بود و انشاءالله دستآوردهای هر چه بیشتر مردم عراق و بصورت مشخص در آینده مردم منطقه رودروی رژيم و در آینده نزدیک قیام آفرینان خودمان باشیم که در ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی بتوانند در پیوند با قیام آفرینان ایران این قیام مردم عراق و منطقه برای تعیین تکلیف رژیم را تکمیل و کامل کنند.
در آخر یک جمله را هم بگویم مردم عراق و منطقه علیرغم اینکه با تمام وجود در برابر رژيم نبرد و مقاومت میکنند یک چیزی را میدانند و به آن ایمان دارند، تا این رژیم هست خلقهای منطقه و عراق رنگ آسایش نخواهند دید، تا این رژیم هست قیامشان به پیروزی نهایی کشیده نخواهد شد، این تردید بردار نیست، اگر به تحلیلگران دلسوز عربی نگاه کنید به این مسئله اذعان میکنند که پایان این قیامها فقط و فقط نقطهای است که این رژيم در کانون خودش در تهران سرنگون بشود، به همین خاطر مردم عراق کارشان با مردم ایران تمام میشود، اگر مردم ایران به هر دلیلی تعللی در سرنگونی این رژيم داشته باشیم کار این همه زحمات و خونهای که ریخته میشود به ثمر نخواهد رسید، بنابراین آن روی سکه قیام مردم عراق و قیام مردم کشورهای منطقه با قیام مردم ایران به سرانجام نهایی خواهد رسید یعنی در یک کلام جشن پیروزی مردم ایران، جشن پیروزی مردم عراق و جشن پیروزی مردم منطقه و لبنان همه با هم در یک روز مشخص خواهد بود و آن روزی است که سرنگونی رژيم باشد.







