شکست استراتژی سکوت موضوعی است که در روزهای اخیر سران و رسانه های حکومت آخوندی به آن روی آورده اند. چیزی که پرداختن به آن یعنی موضوع مجاهدین برایش مرزسرخ بوده ، اما بدلیل استقبال روز افزون مردم و جوانان میهن ، از مجاهدین و مقاومت ، در اجبار رژیم سکوت را شکسته و با شیطان سازی با تهیه فیلم و مصاحبه ها و پرداختن آن در رسانه ها و.. در صدد خراب کردن چهره مجاهدین است .درهمین رابطه آقای فریدون سلیمی در گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به آن پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
فریدون سلیمی: قطعاً فکر کنم پاسخ روشن باشد که ناشی از ضعف رژیم است، برای اینکه بشود موضوع را تفهیم کرد یک مثال بزنم شما در نظر بگیرید یک پدیدهای یا جسمی را تحت فشار قرار میدهند، اگر این پدیده یا جسم ساختمان مولوکلی آن مستحکم نباشد و بی شکاف نباشد طبعاً زیر آن فشار شکسته میشود و له میشود و بر عکس اگر به همان میزان ساختمان مولوکلی آن مستحکم باشد و بی شکاف باشد در مقابل سختی و فشار مقاومت میکند مثل یک آهن ساختمان مولوکلی آن در مقابل فشار کمتر آسیبپذیر است،.
بنابراین فرض کنید آهن زنگزدهای را که ساختمان مولوکلی آن آسیب دیده و به راحتی زیر فشار خم میشود و یا از هم متلاشی میشود، واقعیت در مورد یک نظام اجتماعی هم وضعیت به همین ترتیب است، دولتها و حاکمیتهای که در واقع رهبری یک جامعه را بر عهده دارند استحکام و پایداری آنان بستگی به این دارد که چه میزان با مردم و جامعهشان ارتباط نزدیک و شفاف و مستحکمی دارند. به همین میزانی که مستحکم باشند در برابر فشارها آسیبناپذیر هستند میتوانند از پس مسائل و مشکلات داخلی و اقتصادی و اجتماعی بربیایند چون متکی به مردمشان هستند. اما دیکتاتورها بطور مشخص الان در حاکمیت آخوندها که شاهد هستیم اینطوری نیست بطورعام چون متکی بر مردم نیستند، دائماً مردم را سرکوب میکنند به خواسته مردم جواب نمیدهند نتیجه طبعاً این میشود که این نظامها از درون پوسیده هستند،. بنابراین در برابر هر فشاری و در برابر قیامها و خشم مردم و تضادهای اجتماعی آنها متلاشی میشوند و همیشه به یک نیروی خارجی و یا دولت خارجی رو میآورند و به آن تکیه میزنند. ما زمان شاه خاطرمان هست که به چه ترتیبی بود شاه متکی و وابسته به امریکا بود، چرا بدلیل اینکه حمایت مردمی نداشت چون مردمش را سرکوب میکرد زندانیان سیاسی را اعدام میکرد و به هیچ خواسته آزادیخواهانهای جواب نمیداد و در نتیجه معلوم بود به نیروی خارجی رو میآورد تا بتواند خودش را سرپا نگه بدارد. اما وقتی به حاکمیت آخوندها برمیگردیم و آنها را نگاه میکنیم واقعیت این است ۴۰ سال این حاکمیت فاشیزم مذهبی در حال خونریزی است، سرکوب میکند، و به همین دلیل هیچ رابطه سالم و شفاف با مردم ندارد فقط بر روی عنصر زندان و سرکوب و شکنجه سوار است.
همانطور که شما گوشهای از صحنههای کوچکی از اعدام و کشتار کولبرانی که زیر فشار معیشتی مسائل خود را حل و فصل میکنند و هر روز در کوهها و مسیرهای صعب العبور میروند و عاقبتش این است که توسط پاسداران جنایتکار به تیر بسته و کشته میشوند. به همین خاطر این رژیمها چون مشروعیتی ندارند کاملاً پوسیده هستند و بعد هم فساد اندر فساد، کما اینکه امروز شاهد هستیم این حاکمیت در جامعه ایران چه اختناق و قتلها و جنایات بزرگی انجام میدهد و به قول نمایندههای خودشان از اختلاسهای که از یک میلیون شروع میشد و الان به قول روزنامههای حکومتی اختلاسهایشان قابل شمارش نیست و به همین خاطر میخواهم این را بگویم در ۴۰ سال گذشته حاکمیت آخوندها فقط متکی بوده به سیاست مماشاتی که از جانب غرب به این رژیم وجود داشته و به همین خاطر این سیاست مماشات همواره همسو و پشتوانه رژیم در حفظ رژیم و حفظ نظام بوده و رژیم همواره در سر بزنگاهها از این سیاست مماشات و سیاست غرب بهره برده تا خودش را حفظ بکند و سرپا نگه بدارد. به همین خاطر سئوالی که شما مطرح کردید آیا این از موضع ضعف است و یا از موضع قدرت است باید گفت: همه از موضع ضعف و استیصال و ناتوانی آن به پاسخگویی به مشکلات مردم هست و آنها را با سرکوب و اعدام جواب میدهد و سیاست مماشاتی که از بیرون او را حمایت و پشتیانی میکند که تا همین اواخر ادامه داشته بعد از آمدن ترامپ است که این سیاست چرخیده و عوض شده به همین دلیل رژیم همواره از درون پوسیده است برخوردش با مردم اینطوری است خواستههای مردم را با سرکوب جواب میدهد، این دقیقاً از موضع ضعف و ناتوانی است.
فریدون سلیمی: تفاوت از ۸۸ تا الان تفاوت از زمین تا آسمان است، فیالواقع بسیار تفاوت کرده ولی بحث این است حتی با یک ماه قبل هم وضعیتی که بین ما و رژیم برقرار بوده، تعادل و رابطهای که بین ما و رژیم برقرار بوده، کاملاً و کیفا متفاوت است، در واقع شما اگر بخواهید وضعیت رژیم را بررسی بکنید باید آن را با آلترناتیوش و با دشمنش و با آنکه با او گلاویز و چنگ در چنگ است و نمایندگی میکند مردم ایران را با او ارزیابی کرد. ما امروز در تعادل قوایی رژیم را میبینیم بسیار با سال ۸۸ متفاوت است، مجاهدین در دورهای در عراق در محاصره و زندان و زیر فشار بودند به اعتبار حاکمیت مزدور و فاسدی که در عراق بود (مالکی) و طبعاً رژیم خط و خطوطی که در آنجا برای سرکوب ما میداد، ما در یک محاقی بودیم و بعد از حاصل شدن هجرت بزرگ که انجام شد، و مجاهدین به آلبانی آمدند، طبعاً فازی و سرفصلی عوض شد و یک تغییر کیفی رخ داده شد، کما اینکه یکسال بعد شاهد قیامهای دی ماه ۹۶ در ایران بودیم، چرا که مجاهدین از آن فضا خارج شده بودند و در یک فاز تهاجم قرار گرفته بودند، دنبال مسائل حفاظتی خودشان نبودند بلکه میتوانستند رودرروی رژیم به فعالیتهایشان در زمینههای مختلف بپردازند، چه رو به صحنه بینالمللی و سیاستها و کهکشانهای که داشتند، و چه رو به داخل کشور و کانونهای شورشی . به این ترتیب گستره فعالیتهای سازمان هر چه گستردهتر و وسیعتر شده و در یک فاز تهاجمی ما رژیم را زیر فشار و منگنه گرفتیم، این شرائط و وضعیت را شما میبینید. واقعیت این است سیاست مماشات در طول تمام این سالها در پشتیبانی از رژیم تلاش کرده بود ما را در عراق نابود کند و از بین ببرد، ولی با پایداری و مقاومت مجاهدین و سیاست اصولی و درست رهبریشان که در برابر رژیم داشتند، توانستند آن مسیر را طی بکنند.
مجاهدین را بمباران و خلعسلاحشان کردند، تیف و تف برایشان درست کردند به نحوی که بتوانند با یک سیاست نرم مجاهدین را منحل کنند و تمام این سیاست برای این بود که این سیاست برانداز و سرنگون کننده را از صحنه حذف بکنند، ولی مجاهدین با مقاومت و پایداری ۱۴ ساله شان توانستند خودشان و آلترناتیو را حفظ بکنند، و پایداری بکنند و بعد آن را به هجرت بزرگ و امن بالغ بکنند و بعد به آلبانی آمدند. میدانید در این مسیر چند سال گذشته با پروسه و گسترش فعالیتهایشان و بخصوص در داخل کشور با کانونهای شورشی رژیم را زیر فشار قرار بدهند به نحوی که خامنهای از مثلث سرنگونی که یک راسش مجاهدین هستند صحبت میکند و سیاستهای که امروز شاهدش هستیم در مطبوعاتشان و این همه به نقش مجاهدین اشاره میکنند و توسعه فعالیتها و گسترش فعالیتها در داخل کشور و کانونهای شورشی و خلاصه از این وضعیت زیر فشار هستند، بنابراین مجاهدینی که از روز اول از زمان خاتمی گفته بودند از زمانی که خاتمی تحت عنوان و شعار اصلاحطلبی وارد میدان شد برادر مسعود اشاره کردند هیچوقت «افعی کبوتر نمیزاید»، بطور واقعی این اصلاحطلبهای دروغین فقط برای این هستند که باصطلاح تنفسی را برای جامعه ایجاد بکنند که مردم رو به براندازی و سرنگونی نیارند، و همین نقش را هم ایفاء کردند، برای اینکه رژیم ماندگار بشود و بیشتر دوام بیاورد و مردم رو به سرنگونی و براندازی نیاورند،. این نقش جریانات این چنینی بود، ولی علیرغم این آلترناتیو خودش را حفظ کرد این مسیر را تا به امروز طی کرد که جریان برانداز و سرنگونی طلب را نمایندگی میکند، به همین خاطر است که مورد بغض دشمن هست و هر ترتیبی تلاش میکند مجاهدین را از دور خارج بکند، با دروغ و شیطانسازی و با هزاران فریب و نیرنگی که بوده و از آن طرف با سرکوب در داخل کشور تا بتواند این وضعیت را مهار بکند.
فریدون سلیمی: بهترین شاخص این هست که ما این شاخص را در کجا میتوانیم ببینیم و فکر میکنم حرفها و واکنشهای رژیم باشد، چون ما در وضعیتی نیستیم که این تعادل قوا را در یک انتخابات آزاد و رأی و رایکشی در ایران نشان بدهیم، یا که جایی برای بیان آزاد عقائد مردم باشد، رژیم خودش به گویاترین صورت میگوید که حتی خط سرخ ما خامنهای نیست، در مقابل کسانی که در خفا دستگیر میکند، خط سرخ ما مجاهدین هستند، هر چه میخواهید به خامنهای بگویید ولی از مجاهدین مطلقاً حرفی نباشد، رژیمی که این چنین خط سرخ و آتشینی با مجاهدین گذاشته نباید انتظار داشت این تعادل قوا را مثلاً در جامعه بوضوح دید، لذا در واکنشها و حرفهای مقامات رژیم و در مطبوعات رژیم در رادیو و تلویزیون رژیم تا چه میزان از مجاهدین میگویند. همین رژیمی که البته خط سرخش بود که مجاهدین را بیان نکنند، در معابر و منابر و مطبوعاتش مجاهدین را مطرح نکند، علیرغم این به دلیل نقش و اثرگذاری مجاهدین و پیشروی که این جنبش، این جریان سرنگون کننده در ایران و جامعه ایران داشته و دردل تودهها جا گرفته به همین خاطر امروز این رژیم هست که سر از پا نمیشناسد برای اینکه هر طوری شده با دروغ و فریب و دجالگری و دغل دست به شیطانسازی علیه مجاهدین بزند و تا بدین وسیله بتواند مردم را از این جنبش و مقاومت که از آن حمایت کنند و به آن بپیوندند و خط و خطوطش را پیش ببرند جلوگیری و مانع ایجاد بکند. یکی دو نمونه از فاکتهای که دارم را اشاره بکنم، خبرگزاری دانشجو وابسته به سپاه میگوید: «به سختی میتوان از اتمام و بسته شدن پرونده وقایع تاریخی سخن گفت، خصوصاً آن واقع تاریخی وابسته به نوعی تفکر باشد، وقایع تاریخی از این جنس هرگز به تاریخ نمیپیوندند بلکه در گوشهای از تاریخ منتظر میمانند تا به فراخور حادثهای در زمان حال فراخوان شوند، خلق سئوالهای ظاهراً نو برای نسل جدید اما کارکردی است که در هر فراخوانی از این دست اجباراً رخ میدهد. مسئله مجاهدین خلق و حواشی مربوط به آنان در زمره وقایع تاریخ معاصر ایران است که با جامعه ما چنین نسبتی دارد، بنابراین سئوالاتی که هر بار در فراخوان این مسئله تلخ تاریخ متولد میشوند واجب است به آن بپردازیم،.
حسن روحانی در جریان تبلیغات ریاست جمهوری سال ۹۶ شاید رساترین فراخوان ممکن از این دست را به سازمان داد، وقتی همزمان با هجمه رسانههای دشمن در باره اعدام مجاهدین در سال ۶۷ تنها برای تخریب رقیب خود (منظور رئیسی است)، کلیت نظام جمهوری اسلامی را به ۳۸ سال زندان و اعدام متهم کرد، در چنین فضایی بحث و درس راجع به سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین دیگر یک گزینه قابل انتخاب نیست، بلکه به یک اجبار تاریخی تبدیل شده است».
فکر میکنم واضحتر از این نمیتوان راجع به مجاهدین گفت و اینکه چگونه در قلب تاریخ ایران قرار گرفتند اینطوری مجبور میکنند که به روحانی برمیگردد اذعان بکند و رژیم جزء تاریخچه ۳۸ سال اعدام و زندان داشته و ندارد و بعد این مجاهدین هستند که در تاریخ ایران امروز، در نسل جوان مطرح میشوند، یک مثال دیگر از کیهان خامنهای بگویم، «مجاهدین در عمق خانههایمان نفوذ کرده و تاثیرگذاری مینمایند، آنان افکارشان را ترویج میکنند، مغز جوانان و نوجوانان ما را تحت تأثیر قرار میدهند، نوشتههای مجاهدین حتی از رسانههای رسمی هم تاثیریابی بیشتر میگذارد، (حالا ما چقدر رسانههایمان به ایران دسترسی دارند با اینهمه سانسور و فیلترینگ)، صاحبان رسانهها و شبکههای اجتماعی حمایت حداکثری از مجاهدین را بعمل میآورند، تا حدی که امام خامنهای میگویند هر کاری که میخواهند در اینحا انجام میدهند»، پس دلیل برای اینکه چرا رژیم استراتژیک سکوت خودش علیه مجاهدین را بشکند، کنار بگذارد مجبور شده که در رابطه با مجاهدین صحبت بکند در رادیو و تلویزیونش هر روز مطلبی بگوید. به این دلیل است چون سیاست سکوت دیگر پاسخگو نیست و در قلب جوانان رخنه کرده است.
فریدون سلیمی: من هم به این هموطن درود میفرستم و انشاءالله در پیشبرد این خط در جامعه و جوانان فعالیت بکنند ما را پشتیبانی بکنند که قطعنا میکنند. با تشکر از این ریزبینی که به این سؤالات پرداختند، من فکر میکنم تا جایی که به سؤال سوم برمیگردد، پاسخ را داده باشیم، یعنی مطرح شدن مجدد مجاهدین در جامعه و اینکه چرا رژیم سکوت خودش را در قبال مجاهدین شکسته و این استراتژی را کنار گذاشته، یعنی همان چیزی را که قبلاً خودش خط سرخ کرده تا در هیچ رسانه و یا مطبوعاتی مجاهدین مطرح نشوند و در نمازجمعه ها و منابر هیچ صحبتی از مجاهدین نکنند ولی امروز خودش که با فیلم ساختن و با صحبت در رسانهها و مطبوعاتش تلاش میکند با صحبتهای مقاماتش دائماً مثل همین پورمحمدی در چند روز قبل که در برابر سؤال دو تا از خبرنگاران رژیم که طبعاً زیر فشار اجتماعی مجبور به مطرح کردن این سؤالات شدند در مورد قتلعامها صحبت کرد و پورمحمدی درندهخویی خودش را وحشیگری و وحشانیت خودش را به خوبی در همین صحبتها نشان داد که ما هنوز با مجاهدین صفرصفر نکردیم و هنوز با مجاهدین حسابهایمان پاک نکردیم، علیرغم همه آن جنایات در ۴۰ سال گذشته و قتلعامهای ۶۷ کردیم، البته جوابش را یک روزی خلق قهرمان ایران بخوبی خواهد داد و اما تا جایی که به جواب سؤال اول و شیطانسازی برای اینکه مجاهدین چه برنامههای دارند من فکر میکنم تا جایی که به این مقوله برمیگردد طبعاً رژیم با امکانات خیلی وسیعی در این زمینه تبلیغات میکند من باید به کهکشان اشاره کنم و رونمایی از اشرف ۳ که در ماه گذشته ما در آلبانی داشتیم پاسخ بسیار قوی به شیطانسازیهای رژیم بود . شاید حفرهای در صحبتهای من بود که به این موضوع اشاره نکردم از قضا ما شاهد بودیم که در کهکشان چگونه مقامات و شخصیتهای مهم و برجسته بینالمللی از کشورهای مختلف از نزدیک به ۵۰ کشور حضور داشتند و با حضور رسمی خودشان در اشرف ۳ و شرکت در برنامههای مختلف در طی ۴ تا ۵ روز بعضاً اینجا بودند در برنامههای مختلف حضور داشتند، چطور از نزدیک با رزمندگان و در اشرف ۳ با مجاهدین آشنا شدند، همین را در محیطها و کشورهای خودشان و در مناسبات با دولت وکشورهای خودشان در پارلمانهای خودشان بازتاب کردند. من فکر میکنم این ضربه کاری در مقوله شیطانسازی بود، همان رژیمی که تلاش میکند بگوید اینها فرقه و سکت هستند همین مجاهدین هستند که در قرارگاه خودشان در اشرف ۳ که کانون نبرد استراتژیکی نبرد خودشان با رژیم هست اینطوری با رونمایی از اشرف ۳ بینالمللی کردن آن خودشان را به جهان بشناسانند. به این ترتیب بسیاری از شیطانسازیها و فریبها و ترفندهای رژیم را برملاء م و افشاء میکند، طبعاً این جنگ مستمر ادامه داری است که داریم ولی در این مسیر یک نقطه عطف و کیفیت نوینی است که رخ داد، البته در تکمیل حرفم بگویم ما آن روی سکه که اشاره میکردیم رژیم با تکیه بر سیاست مماشات و آویختن به غرب تلاش میکند خودش را سرپا نگه بدارد و از آن طرف چگونه تلاش میکند با آلترناتیو سازیهای قلابی، مشغول کردن مردم به آلترناتیوهای دیگری تلاش کند مجاهدین را به ترتیبی به حاشیه ببرد. این کهکشان دقیقاً و این رونمایی از اشرف ۳ پاسخ بسیار دندانشکنی به رژیم و تمام تبلیغاتش در این مسیر بوده ، از قضا یکبار دیگر استراتژی سرنگونی استراتژی برانداز، آلترناتیو چهره خودش را در یک قدرت بسیار مستحکم، استوار، پایدار در اشرف ۳ نشان دادند. به این ترتیب امیدی را در مردم زنده کرد که فعالیتها و حرکاتشان و اعتراضاتشان و سرنگونی و براندازی هر چه بیشتر تلاش کنند، کمک خودشان بکنند و به آن بپیوندند و فعالیتهای آن را پشتیبانی کنند، تا انشاءالله این رژیم را با کمک هم سرنگون بکنیم. در رابطه با کانونها هم من فکر میکنم چه در عرصه بینالمللی این فعالیتها در زمینههای مختلف ولی آن چه رو به داخل کشور است، طبعاً بغیر از فعالیتهای کانونهای شورشی، فعالیتهای اقشار و گروههای مختلف اجتماعی هستند که در وضعیت بسیار سختی بسر میبرند، وقتی خط فقر ۶.۵ و ۷ میلیون شده واقعاً وقتی حقوق یک کارگر به زور ۲ میلیون میشود، شاهد کوپنبندی بنزین هستیم یا مقوله حذف یارانه و سبد کالا را هر روز آرام آرام پس میگیرند به این ترتیب وضعیت اقتصادی فلاکت بار خودشان را جمع و جور بکنند که البته باز امکان پذیر نیست ولی فشاری که بر روی این اقشار است از آن طرف سمت و سوی این حرکات اجتماعی به سمت کانون مسئله یعنی ولی فقیه و حاکمیتی که در کل باید برانداز و سرنگون بشود و طبعاً این مجموعه فعالیتهای است که در همه زمینهها وجود دارد.
فریدون سلیمی: من فکر میکنم سیاست مماشات پر واضح است در تمام سالیان گذشته چگونه رژیم را حفظ کرده و حائلی بوده که در داخل ایران قیامها پا نگیرد و یا قیامها در داخل سرکوب بشود یعنی از دوران خاتمی در سال ۷۸ خاتمی خودش سوخت ولی چیزی تحت عنوان اصلاحطلبی را و رفرم را، استحاله رژیم را باب کرد، ما آنجا شاهد بودیم که خاتمی سوخت و جامعه پی به دروغین بودن خاتمی برد اما این خط و مشی همچنانکه ضربه خورده بود ولی از بین نرفته بود، امتداد داشت . چیزی که در قیام ۸۸ شاهد بودیم باز تحت همین عنوان آن رهبران خائنی که جنبش سبز را نمایندگی میکردند و به مردم و خلق ما خیانت کردند، آنجا هم ادامه همان مسیری بود تحت نام اصلاحطلبی، ولی واقعیت این بود که در همه آن سالها سیاست مماشات و اینکه در داخل رژیم معجزه و اصلاحطلبی وجود دارد که بتوان به آن تکیه کرد پس نباید به رژیم فشار آورد، تا فضا برای رو آمدن این اصلاحطلب مهیا بشود، و تئوری از این قبیل ولی همواره در این سالیان اثبات شده چنین چیزی وجود خارجی ندارد. از روز اول که برادر مسعود گفتند افعی کبوتر نمیزاید این واقعیت داشته و در دوران روحانی هم ما شاهد این هستیم و دست آخر در دی ماه ۹۶ بود که از دل مردم و جوانان جوشید که «اصولگرا، اصلاحطلب دیگه تمومه ماجرا»، و مهر پایانی بر بازی اصلاحطلب و اصولگرا خورد، و بندبازی که رژیم میکرد تا در این وسط بتواند به حیات خودش ادامه بدهد و سیاست مماشات دقیقاً بر روی همین تکیه میکرد، از همین بهره میبرد، دست آخر همین رژیم را پشتیبانی میکرد تا باقی بماند، از آن طرف هر سیاست قاطعی تحت نام اینکه این سیاست رو به جنگ و جنگطلبی میبرد تخطئه میکرد تا بدین ترتیب سیاست قاطعیت در مقابل رژیم وجود نداشته باشد. اما واقعیت این است که پاسخ رژیم یک سیاست قاطع است و این اصلاً به مفهوم جنگ نیست، از قضا این رژیم آلترناتیوی دارد این آلترناتیو مستحکم و پایدار است، با سابقهای درخشان از شهداء که در دل مردم ایران هر روز بیشتر و بیشتر جا گرفته و میگیرد، و بدین ترتیب است که سرنگونی رقم میخورد.
فریدون سلیمی: رژیمی که هر روز در بحرانهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هر چه بیشتری فرو رفته و میرود و در وضعیت بینالمللی در محاق فرو رفته طبعاً در آن روی سکهش در داخل ایران شاهد مقاومت بیشتر از طرف مردم و جوانان هستیم. عصیانی که رژیم در جامعه ایجاد کرده و همانطور که در صحنهای که نشان دادید طبعاً یکی از هزاران صحنه در داخل ایران است، دقیقاً بازتاب همان است اگر بخواهم اشارهای از صحبتهای رژیم در همین زمینه بکنم که خودشان چی ها میگویند، مثلاً مجری تلویزیون رژیم در ۱۶ مرداد میگوید بعضیها میگویند من دارم امر به معروف میکنم میگویم شما با آن برخورد بکنید بعد میرویم کامنتهای مردم را میبینم همهش تبدیل به فحاشی به آن موضوع و به آن مطلبی که گذاشته شده، امر به معروف اگر روزی جنبه ارشادی داشت امروز در خیلی از موارد به فحش و فحاشی تبدیل شده است، یا مجری تلویزیون در حضور مشاور مطبوعاتی وزرات ارشاد رژیم اذعان میکند و میگوید روزنامههای که متاسفانه در این شرائط نگاهی به دست حمایتی دولت داشتند و بجای تمرکز تکیه بر مخاطبانشان و تولید متناسب با نیاز روز صرف چیزهای دیگری کردند، و نتیجهش شد این روزهای مثل امروز که دیگر هیچکس حاضر نیست جلوی دکههای روزنامه فروشی برای خرید روزنامه صف بایستد. یعنی هیچ اعتمادی عمومی از جانب مردم به این رژیم نمانده و این هم به شدت سردمداران رژیم را میترساند و به شدت از وضعیت و آن چیزی که اسمش قیام است میترساند. یا حرفهای رئیسی سردژخیم بعد از رو شدن اختلاسهای جدیدی که اخیراً در مورد نقش آخوند آملی لاریجانی و معاون او رو شده به صحنه آمد و گفت نباید اجازه بدهیم که اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را از دست بدهیم. واقعاً وقاحت هم حدی دارد، هر روز از اختلاسهای میلیاردی و غیر قابل شمارش در جامعه رو میکنند بعد این جانی دژخیم صحبت از اعتماد عمومی و اینکه این سرمایه را نباید از دست داد میکند، البته عمق وحشتی است که از همین صحنههای است که شما به آن اشاره کردید، باز از روزنامه آرمان داریم یکی از اصلاحطلبها مطلبی علیه آخوند محمد خاتمی و حرفی که زده بود به او حمله کردند و نوشتند شما از بی اعتمادی فراکسیون امید روحانی نسبت به مطالبات رأی دهندگان گلایه کرده بودید اما درصد قابل توجه از کاربران انتقادات جنابعالی را فریب و تلاشی مذبوحانه به منظور شرکت مجدد مردم در انتخابات پیش روی ارزیابی میکنند، بله دقیقاً همین هم هست و دروغ و دغلی است فقط برای اینکه مردم را باز به پای انتخابات برای حفظ همین حاکمیت بیاورند و این همان خیانتی است که اینها در حق مردم ایران کردند، بنابراین صحنه پرواضح است، که بیان از طغیان جوانانی است که این رژیم را نمیخواهند چون اعتمادی به این حاکمیت باقی نمانده است، و فقط نفرت و انزجار است، از کامنتها تا بقیه مواردی که اشاره کردیم.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=vCSRQqdWl0c” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







