کانونهای شورشی و تاثیر فعالیتهای اعضای آن در استمرار قیام مردم علیه نظام آخوندی ازموضوعات مطرح این روزها است. در همین رابطه آقایان صابرکوهی و محمد هاشمی طی گفتگویی باشبکه تصویری ایران آزادی به سئوالات مربوطه پاسخ میدهند
صابرکوهی: وقتی میگوییم براندازی یعنی نفی تمامیت این نظام با همه مظاهر آن، یعنی سرنگون کردن کل این نظام و جایگزین کردن با نظام جدید، نظامی مردمی که هیچ نشانی از این حاکمیت فاسد ضدمردمی در آن نباشد. مثلا سپاه پاسداران یا بسیج، خبرگان ، شورای نگهبان و این مواردی که ساخته و پرداخته رژیم ولایت فقیه است. در واقع نقطه مقابل رفرم و اصلاحات هست، به عبارت دقیقتر یعنی اینکه این نظام قابل اصلاح شدن نیست! باید تمامی ساختار این نظام را منهدم کرد و ساختار نوینی جایگزین کرد برای همین هم هست که کسی که مدعی آلترناتیو بودن هست، باید برنامه خودش را مشخص کند، یعنی باید بگوید که ما بهازاء آنچه که نفی میکند، منهدم میکند، چه ساختاری را میخواهد جایگرین کند! حالا اگر گروهی یا جریانی مدعی براندازی و سرنگون کردن نظام ولایت فقیه هست و خودش را آلترناتیو یا جایگزین رژیم معرفی میکند، اگر برنامه ندهد یعنی مشخص نکند که حکومت جایگزین این رژیم در آینده محورهای برنامه و اهدافش در زمینههای مختلف چی هست، و به آن متعهد نشود ، معلوم میشود که در خوشبینانهترین حالت ادعایش توخالی است و نباید او را جدی گرفت و یا این که میخواهد با فرصتطلبی روی موج قیامهای مردمی سوار شود و نهایتا مثل خمینی که زیر درخت سیب فقط حرفای کلی میزد و وقتی هم به قدرت رسید زیر همه آن حرفها را زد، چون تعهد مشخصی نداده بود صحبت از خبرگا ن و سپاه و بسیج و شورای نگهبان و ولایت فقیه در کار نبود همه اینها را پس از اینکه پایههای حکومتش را مستحکم کرد یکی یکی علم کرد فرصتطلبی یا دجالیت همین است. اینکه چگونه باید ساختار و نظام کهنه را براندازی کرد بحث دیگری است که وارد حیطه استراتژی میشود که بحث جداگانه ای است، البته این را هم اضافه کنم که این دو یعنی براندازی و شیوه آن ارتباط مستقیم با هم دارند یک برانداز در روش نمیتواند معتقد به مبارزه مدنی باشد اینها با هم یک رابطه متقابل دارند، که بحثش جدا است.
محمد هاشمی: در شرایط فعلی که جامعه ما جوشان است، قیامی شکوهمند مثل قیام دیماه ۹۶ را گذرانده است و هر روز ما شاهد اعتراضات اقشار مختلف مردم علیه کارگزاران این نظام هستیم، مثل معلمان، کامیونداران، دانشجویان، کارگران و خلاصه همه اقشار زحمتکش. در این مرحله باید از طریق گسترش این اعتراضات، از طریق رادیکال کردن شعارهای تظاهرات، از طریق تشکیل کانونهای شورشی در هر محله و دانشکده و مدرسه و روستا و شهر، همه جا را باید از اعتراض علیه رژیم پر کرد. با نوشتن شعار بر در و دیوار، از طریق دامن زدن به تحصنهای اعتراضی در محیطهای مختلف. از طریق متشکل شدن. از طریق اینکه از شکل افراد متفرق و مخالف با نظام در آمدن و بشکل هستههای منظم و با برنامه بود .
صابر کوهی : یک ضرب المثل معروف ایرانی هست که میگوید: « ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود! »، این حرف ساده که از دل مردم در آمده است به سادگی دارد روی این قانون مبارزه اجتماعی انگشت میگذارد که اعتراضات و فعالیتهای بظاهر کوچک علیه حکومت ستمگر وقتی گسترش و استمرار پیدا می کند، به این معنی هست که تغییرات کمی افزایش پیدا می کند و روی هم انباشته میشوند و در زمان معینی با یک جهش به کیفیت جدیدی بالغ میشوند! منظورم چیست؟ در وهله اول ممکن است آدم بگوید خوب رژیم این همه موشک دارد، نیرو دارد این کارهای کوچک چه تاثیری دارد؟ در حالیکه بطور واقعی اینطور نیست که پراتیکها تاثیری ندارد، شما خودتان را در نظر بگیرید وقتی یک روز صبح که دارید میروید مدرسه یا دانشگاه یا محل کارتان ببینید روی یک دیواری بزرگ نوشته « مرگ بر خامنه ای! » چند روز بعد در شبکههای مجازی ببینید پایگاه بسیج فلان منطقه را آتش زدند، خوب چه احساسی به شما دست میدهد؟ طبعا میگویید: یک عدهای هستند که دارند علیه آخوندها فعالیت میکنند و چون خودت هم مخالف آخوندها هستی، شما هم تصمیم میگیرید که از این کارها بکنیدش، همین را گسترش به بقیه بدهید، اصلا فضای مقاومت اینطوری زنده نگه داشته میشود، این شعارها پیامش زنده بودن یک مقاومت هست، پیامش این هست که مردم این نظام را نمیخواهند، مردم دنبال سرنگونی این نظام هستند. این شعارنویسیها و اعلامیه پخش کردنها، و این بیلبرد آتش زدنها، نقش آگاهیبخش و سمتدهنده دارند، آگاهی از چی؟ از وجود یک مقاومت علیه آخوندها ، از وجود نیروهایی که سازمانیافته هستند و دنبال سرنگون کردن این آخوندها هستند. رژیم با همه امکاناتش بسیج شده که هر طور شده این فضا را از بین ببرد و در واقع نشان بدهد آسیبپذیر نیست. پس جوانان هم با این کارها در مقابل این بسیج رژیم قیام میکنند و پیامشان این است که این رژیم ضعیف و آسیبپذیر است و الگوی مبارزه به جوانان آگاه میدهد و نمیگذارند که رژیم برای بقای عمر ننگینش تلاش کند.
محمد هاشمی : من هم کاملا با حرفهای صابر موافقم و میخواهم اضافه کنم که دوستی که این سوال را کرده که الان دارد در شهر خودش یا محله خودش شعار می نویسد یا میخواهد که وارد این فعالیتها بشود، تنها که نیست. همه جا این کانونهای شورشی هستند. وقتی همه با هم جمع میشوند، نتیجهش این هست که فضا، فضای براندازی میشود. چرا رژیم هر تجمعی را سرکوب میکند؟ پلیس میآورد؟ محاصره میکند؟ نمیگذارد گسترش پیدا کند؟ چون با سرکوب میخواهد مانع گسترش بشود، حالا چرا؟ چون تأثیر جمعیت زیاد باعث تقویت روحیه مردم ناراضی میشود، ترس را از بین میبرد و قیام متوقف نمیشود. و دامنه آنها ادامه پیدا میکند ، در یک کلام مردم قدرت و عظمت و وحدت خودشان را به چشم میبینند و این اعمال و شیوههای کار جو رعب و وحشت را در هم میشکند. از طرفی هم ببینید که وقتی مزدوران رژیم این بسیجیها ، پاسدارها وقتی هر روز با شعارهای مرگ بر خامنهای و آتش گرفتن تصاویر منحوس سران نظام روبرو میشوند چطور روحیهشان را از دست میدهند و وا میروند، از طرفی هم اول باید در خلال انجام همین کارهای بظاهر ساده و کوچک یاد بگیریم مثلا تیمی کار کردن را، تقسیم کار کردن را، حواس جمع بودن به مسائل امنیتی را، به برقراری و حفظ ارتباط با هم و با سازمان و مقاومت را، این فعالیتهای بظاهر کوچک ولی بغایت مهم، بر روی دشمن و نیروهایش تاثیر زیادی دارد و هم روی خود اعضای کانونهای شورشی و منسجم شدن و هماهنگ شدن آنان تاثیر دارد، . پس این فعالیتها را اصلاً نباید دست کم گرفت ، این کارهایی است که کار تیمی و زندگی جمعی را به ما یاد میدهد، اینکه چند جوان بخاطر یک هدف بالا یعنی سرنگون کردن آخوندها با هم متحد یک کاری را پیش ببرند این یک ارزش مبارزاتی و یک فرصت مبارزراتی است، و همین ارزشهای مبارزاتی هست که جو مبارزه و نبرد را زنده نگه میدارد.
صابر کوهی : خوب یک مثالی می زنم، در کوهستان دیدید چطور در فصل بارندگی رودخانههای فصلی تشکیل میشود؟ من دیدم، وقتی باران میآد از بالای ارتفاعات جویبارهای کوچک کوچک به سمت پایین ارتفاع سرازیر میشوند، بعد جمع شدن آب صدتا از این جویبارهای کوچک آن پایین، یک جوی بزرگ تشکیل میشود و حرکت میکند که رودخانه تشکیل میدهند، . وقتی آب چند تا رودخانه بهم میرسند تلاقی آنها با هم یک رود بزرگ میشود که به طرف دشت حرکت میکند، و همه جای دشت را آبیاری می کند. پس اولا در موقع مناسبش این کانونهای شورشی کوچک کوچک بهم وصل میشوند و نهایتا میشوند یک ارتش بزرگ که کلی تمرین کرده و تجربه دارد، پس اینطور نیست که این کانونهای شورشی همیشه همینطور واحدهای کوچک بمانند، علت ترس دشمن هم از همین است ، در نهایت همه اینها مثل همان جویبارهای کوچک که گفتم بهم وصل میشوند و اتفاقا رژیم هم از همین می ترسد و خوب هم میداند که یک روزی این اتفاق خواهد افتاد. نیروی سرکوبگر تعدادش زیاد هست ، ولی روحیه ندارد، و اصلاً این فعالیتهای کانونهای شورشی یکی از اهدافش از بین بردن و در هم ریختن روحیه نیروهای سرکوبگر است. کانون شورشی اعضایش نیروهای از جان گذشته و آگاه هستند، یعنی کیفیت در مقابل کمیت! که همیشه همانطور که قرآن هم گفته تعدادی اندک انقلابیون و مجاهدان بر بیشمار دشمن غلبه می کند.
محمد هاشمی: بگذارید جواب سوالتان را با یک سوال بدهم ، رژیم از نیروی سازمان یافته میترسد یا غیر سازمانیافته؟ حتما از نیروی سازمانیافته می ترسد چرا؟ وقتی میگوییم سازمانیافتگی ، یعنی چی؟ یعنی هدایت شدن توسط یک ارگان حرفهیی که تجارب جمعی صدها سال مبارزه برای آزادی نه فقط در ایران بلکه در تمام جهان درآن سرجمع شده است! وقتی دشمن یا حکومت برای سرکوب و ادامه حکومتش به سازمانیافتگی نیاز دارد و وزارت اطلاعات تشکیل میدهد! سپاه درست میکند، بسیج درست میکند، انواع اقسام پلیس درست میکند برای چیست؟ جز اینکه میخواهد با ایجاد این ارگانها و ساماندهی آن، مردم را سرکوب کند و از حاکمیت جنایتکارش حفاظت کند!؟ خب اگر او نیاز به چنین ارگانها و اهرمهایی برای سرکوب دارد ، مردم هم نیاز به سازمانیافتگی و تشکلهای منسجم و با برنامه برای مقاومت و سرنگونی دارند! همانطور که گفتیم رژیم از هیچ حرکتی نمیترسد جز حرکتی که سازمانیافته باشد .
صابر کوهی : اگر اجازه بدهید در ادامه مثلا در همین تظاهراتها و حرکات اعتراضی شما حساب کنید، خودبخود که این حرکات به حرکات اعتراضی تبدیل نمیشود ، باید کسانی باشند که پیه دستگیر شدن و زندان و کتک خوردن رو به تن مالیده باشند تا بیترس و بیم اولین شعار را بدهند ، تا ملت پشت سر آنها تکرار کنند. یا اگر یکی نباشد که با دقت و حواس جمعی این تظاهرات را هدایت کند براحتی نیروهای رژیم تحت عناوین مختلف در جمیعت نفوذ می کنند بعد شعارها و حتی مسیر تظاهرات را عوض می کنند و آن تظاهرات و یا اعتراض کبریت بی خطر برای نظام میشود ، ما که این را نمیخواهیم، ما میخواهیم این تظاهراتها بالغ شده به یک مرحلهای و به سمت حل مشکل جهت بگیرد و بصورت ریشهای در جامعه که همان براندازی این نظام غارتگراست شکل پیدا کند ،. از طرفی هم یکی باید باشد که نگذارد این حرکات مردمی در حد همان شهر و دانشگاه و کارخانه باقی بماند ، باید اینها را در فضای مجازی پخش کند و بقیه هم با دیدنش مطلع بشوند و روحیه بگیرند. خوب همه این کارها را کانون شورشی می تواند انجام بدهد و کار هر کسی نیست ، کانون شورشی که با وصل به مقاومت به یک نیروی سازمانیافته تبدیل شده است ، و این کارها کارهای کمی نیستند ، همینها هستند که داد رژیم را در آوردهاند .
پس تأثیر این فعالیتهای کانونهای شورشی روی نیروهای رژیم این است که، آنها را به وحشت میاندازد ، و باعث وارفتن و ریزششان میشود .
محمد هاشمی : تازه کار کانونها آنجا شروع میشود ، همان تظاهراتها بیشتر از هر چیزی به حضور کانونهای شورشی نیاز دارند ، مگر زمان شاه اینطور نبود؟ وقتی تظاهراتها شروع شد تازه کار مجاهدین و فدائیان هم شروع شد ، آمدند بین مردم و شعارهای رادیکال را میدادند ، زمانی که تظاهراتهای مردمی بعد از کشتار ۱۷ شهریور۵۷ اوج گرفت و مشخصا بعد از باز شدن مدارس و دانشگاهها همان موقع آخوندها تلاش می کردند که تظاهراتها به شعارهای رادیکال کشیده نشود ، مثلا مرگ بر شاه نمیگفتند ، دانشجوهای هوادار مجاهدین و فداییان که از زندان آزاد شده بودند وارد تظاهراتها شدند و شعار بگو مرگ بر شاه را در خیابان انقلاب فریاد زدند و از آن به بعد کل ایران شعار میداد بگو مرگ بر شاه ، پس در این شق هم کانون شورشی نقش هدایت کننده را خواهد داشت.
[bs-embed url=”http://youtu.be/_OFjOz2vBLs” title=”کنفرانس زنده” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







