اعتراضات همچنان در شهرهای ایران ادامه دارد. نیمه اول فروردین ۱۴۰۴ شاهد خروش اقشار مختلف مردم ایران بود که زیر بار فشارهای اقتصادی، معیشتی و بیتوجهی حاکمیت، به خیابانها آمدند تا صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. از کشاورزان خشمگین اصفهان گرفته تا بازنشستگان محروم گیلان، کارگران نیشکر هفتتپه و اهالی روستاهای نابودشده توسط معادن، این تجمعات نهتنها نمایانگر عمق بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی است، بلکه نشاندهنده شکاف روزافزون میان مردم و کارگزاران حکومتی است که پاسخ مطالبات را با سکوت، وعدههای توخالی یا سرکوب دادهاند.
کشاورزان اصفهان: نبرد برای حیات زایندهرود
بزرگترین موج اعتراضی این روزها در اصفهان رقم خورد؛ جایی که کشاورزان، بیش از یازده روز، در بستر خشک زایندهرود فریاد حقخواهی سر دادند. زایندهرود، این شریان حیاتی فلات مرکزی ایران، که زمانی مزارع سرسبز منطقه را سیراب میکرد، حالا به دلیل برداشتهای بیرویه، کاهش بارندگی و انتقال آب به صنایع یزد، به کویری خشک تبدیل شده است.
کشاورزان معترض با شعارهایی چون «آب زایندهرود حق مسلم ماست»، خواستار بازنگری در سیاستهای آبی و احیای حقآبه خود شدند. آنها هشدار میدهند که ادامه این وضعیت نهتنها معیشتشان را نابود میکند، بلکه امنیت غذایی کل منطقه را به مخاطره میاندازد. اعتراضات شرق اصفهان که حالا وارد دهمین روز خود شده، نشان از عزم راسخ این قشر برای بازپسگیری حقوق پایمالشدهشان دارد.
قزوین: فریاد متقاضیان مسکن ملی در برابر وعدههای پوچ
در قزوین، متقاضیان مسکن ملی مقابل اداره کل راه و شهرسازی تجمع کردند و با شعار تکاندهنده «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، خشم و ناامیدی خود را از بیتوجهی به نیازهای اولیهشان فریاد زدند. سالهاست که این مردم در انتظار تحقق وعده خانهدار شدن هستند، اما جز غارت و بیعملی از سوی کارگزاران حکومتی چیزی نصیبشان نشده است. فریادهای دردناک مالباختگان در اعتراضاتشان، پژواک دردی عمیق از مردمی است که از هر سو زیر فشار اقتصادی و بیعدالتی له میشوند.
اهواز: شاغلان و بازنشستگان نفت در روز ملیشدن صنعت نفت
در آستانه ۲۹اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت، شاغلان و بازنشستگان رسمی صنعت نفت در اهواز تجمعی اعتراضی برگزار کردند. روزی که قرار بود نماد افتخار و عزت این قشر باشد، به صحنهای از درد و اعتراض تبدیل شد. این کارگران و بازنشستگان که ثروت سرشار نفت را برای کشور به ارمغان آوردهاند، حالا خود را قربانی استثمار و بیتوجهی میبینند؛ گویی دسترنجشان همچنان به یغما میرود، اما نه توسط استعمارگران خارجی، بلکه در سایه بیعدالتی حکمرانانی که نه صدای اعتراضات را میشنوند و نه به فقر و ناداری کارکنان اهمیتی میدهند.
نیشکر هفتتپه: کارگرانی که قربانی ماشینآلات شدند
کارگران نیبر شرکت نیشکر هفتتپه نیز به خیابان آمدند تا نسبت به از دست دادن شغل خود در پی استفاده از ماشینآلات جدید اعتراض کنند. این کارگران که سالها با دستان خود چرخ این صنعت را چرخاندهاند، حالا با ورود تکنولوژی که قرار بود کمکی باشد، از چرخه کار کنار گذاشته شدهاند. این تجمع، روایتی تلخ از بیبرنامگی و بیتوجهی به نیروی انسانی است که معیشتشان بهسادگی قربانی سودجویی میشود. این اعتراضات تا تحقق خواستههای کارگران محروم تداوم خواهد یافت.
لاوان: کارکنان نفت فلات قاره در پی مطالبات برآوردهنشده
روز دوشنبه ۴فروردین، کارکنان رسمی شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه عملیاتی لاوان با تجمع اعتراضی خود، فهرستی از مطالبات برحق را فریاد زدند. از تفکیک مشاغل و اصلاح حقوق گرفته تا حذف سقف بازنشستگی و عدم ادغام صندوق بازنشستگی. این اعتراضات، نشاندهنده عمق نارضایتی در میان کارکنانی است که در قلب صنعت حیاتی کشور، زیر بار تبعیض و بیعدالتی کمر خم کردهاند.
رشت: بازنشستگان گیلان و اعتراضات در روز یکشنبه
یکشنبه ۱۰فروردین، بازنشستگان گیلان در رشت تجمع موسوم به «یکشنبههای اعتراضی» را برگزار کردند و با فریادهایشان خواستار اتحاد همه اقشار برای شرکت در اعتراضات شدند. در حالی که خط فقر به ۷۰میلیون تومان رسیده، حقوق این قشر بین ۱۰ تا ۱۳میلیون تومان ثابت مانده است. سفرههای کوچکتر، فاصله طبقاتی کهکشانی و نابودی طبقه متوسط، تصویری هولناک از وضعیت کنونی است که بازنشستگان را به خیابان کشانده است.
درهمین زمینه
ادامه اعتراضات کشاورزان اصفهان و وعدههای بی سرانجام حکومت!
زندآباد: خشم روستاییان علیه تخریب طبیعت
اهالی روستای زندآباد در منطقه «قرووت چایی» علیه فعالیتهای مخرب معدن مس انجرد تجمع کردند. بلدوزرهای معدن، چراگاهها و محیط زیست این منطقه را نابود کردهاند و اعتراضات مردم از پیگیریهای پیاپی، از جمله نامهنگاری با فرمانداری در ۲۰اسفند ۱۴۰۳، بینتیجه مانده است. این اعتراض، فریادی علیه غارت طبیعت و بیتوجهی به زندگی روستاییان است.
طرق، اوره و نطنز: اهالی در برابر تخلفات معادن
اهالی مناطق طرق، اوره و نطنز نیز در اعتراض به تخلفات گسترده معدنداران به خیابان آمدند. از مصرف آب کشاورزی در معادن و رها کردن ضایعات گرفته تا تخریب قنوات، باغات و جادهها، این تخلفات زندگی مردم را به نابودی کشانده است. اعتراضات مردم با انتقاد از بیعملی دادستانی و کارگزاران حکومتی بوده و خواستار اجرای عدالت و توقف این فاجعه زیستمحیطی شدند.
اعتراضات موجی که خاموش نمیشود
نیمه اول فروردین ۱۴۰۴، صحنهای از خروش مردمی بود که دیگر تاب تحمل بیعدالتی، غارت و بیتوجهی را ندارند. از زایندهرود خشکشده تا سفرههای خالی بازنشستگان، از طبیعت نابودشده روستاها تا کارگرانی که قربانی سودجویی شدهاند، این اعتراضات نشاندهنده بحرانی عمیق است که ریشه در سوءمدیریت و بیمسئولیتی دارد. آیا این فریادها بالاخره گوش شنوایی پیدا خواهد کرد، یا بار دیگر با سرکوب و سکوت پاسخ داده خواهد شد؟ زمان، قاضی نهایی این نبرد نابرابر خواهد بود.







