تصور کنید شما هم کارگر پیمانی باشید!
اگر یک کارگر پیمانی در یکی از صنایع نفت و گاز باشید، حقوقتان از کارمندان رسمی کمتر است. از بسیاری از خدمات بیمهای مثل بیمه بازنشستگی محروم هستید. زمان مرخصیهایتان از پیش توسط پیمانکار مشخص شده است، مرخصیهایی که به مراتب کمتر از کارمندان رسمی است. و از همه مهمتر، مدت زمان اشتغالتان از پیش توسط کارفرما و پیمانکار مشخص شده است و پس از یک دوره معمولا یکساله ادامه کار یا بیکار شدنتان صرفا بستگی به نظر، نه حتی کارفرمای اصلی که پیمانکار دارد. قراردادهای پیمانکاری از شمول قانون کار خارج است. پیمانکار در تمام مراحل کار به راحتی میتواند از زیر بار بیمه کردنتان شانه خالی کند. میتواند محل کارتان را مدام جابجا کند. میتواند قرارداد را فسخ کند و در یک کلام میتواند حیات شغلی شما را در دست داشته باشد.
تمام عواملی که برشمرده شده باعث میشود تا به عنوان یک کارمند یا کارگر پیمانی سطحی از محافظه کاری فردی و درخودماندگی را به منظور حفظ شغل و درآمد خود و خانوادتان تجربه کنید. بدین ترتیب امکان هرگونه اعتراض و مطالبهگری را از پیش ناممکن و سلب گشته ببینید. از سوی دیگر چنان فاصلهای بین خود با کارمندان و کارگران رسمی و قرارداد معین (چه از منظر تفاوت در حقوق و مزایا چه از نظر گعدهها و محیطهای شغلی متفاوت) حس میکنید که هر شکلی از همترازی و همبستگی برای گره زدن مطالبات به یکدیگر در نظر اول خیالی و ناممکن به نظر میرسد. حال به تمام اینها اضافه کنید که چند ماه کار کرده باشید و همین حقوقهای اندک زیر خط فقری را هم دریافت نکرده باشید.
درباره؛ ادامه اعتصاب کارگران نفت و گاز بیشتر بخوانید
ادامه اعتصاب سراسری کارگران پالایشگاهها و نیروگاهها و صنایع پتروشیمی

مشکلات ما راه حل های شماست
تضاد اصلی درست در این نقطه است که تمام مشکلات رذالت باری که از نظرمان کار پیمانکاری دارد، همان دلایلی است که سرمایهگذار و کارفرما و پیمانکار را مجاب میکند این شکل از قراردادهای کاری را منعقد کنند و دولت حامیشان پشتشان را بگیرد تا از یک طرف هرچه میخواهند حقوق کار را نادیده بگیرند و پول روی پول بیاورند. از طرف دیگر در فرایند هم سرنوشت شدن کارگران و کارمندان تحت ستم اختلال ایجاد کرده باشند و اعتراضات کارگری را به تاخیر بیاندازد.
شگفتی همراهی کارگر پیمانی و رسمی
این دوره از اعتصابات کارگران و کارمندان صنعت نفت و گاز شگفت انگیز است. باید هزاران بار به شکلگیری اتحاد میان کارگران رسمی و پیمانی درود فرستاد. باید اهمیت شکلگیری آگاهی طبقاتیای که کارگران رسمی و غیر رسمی و پیمانی و قرارداد معین را در دور دستترین و دور از همترین نقاط کشور صف به صف گرد هم آورده است، درک کرد و صدایشان شد.
به یاد بیاورید اگر در تهران جمعی ۵۰ نفره از اصلاح طلبان حکومتی در خیابانی جمع شوند و پلاکاردی دست بگیرند، رسانههایشان تا روزها از آن یک اعتراض تاریخ ساز میسازند و الان خفه شدهاند!!
الان هزاران کارگر و کارمند دست از کار کشیدهاند و خنده کنان کنار یکدیگر پاهایشان را در وردی پالایشگاهها و پتروشیمیها به زمین میکوبند تا به استحکام صفوفشان افزوده شود.
بیتشکل. بیسازمان. بیرسانه به اعتبار درد و رنجی مشترک و زنجیرهایی که باید گسسته شود. شما کدام سمت تاریخ میایستید؟







