رکوردهای جدید خامنه ای در اعدام زندانیان
طبق آمارهای منتشر شده در پایان آبان ۱۴۰۱، آدمکشان خامنه ای تنها در ماه آبان ۱۰۵ تن از هموطنان را اعدام کردند. این درحالی است که تعداد اعدام شدگان در ماه مهر ۸۱ نفر و در شهریور ۲۵ نفر بوده است. به این ترتیب مشخص می شود که در آبان ماه هر روز بیش از ۳ زندانی در زندانهای خامنه ای حلق آویز شدند.
الان کسی دیگر در این واقعیت تردید ندارد که اعدامها تنها و تنها در خدمت بقای حاکمیت ولایت فقیه است.
نگاهی به فرایند کشتار در دو هفته اخیر این واقعیت را بیشتر روشن می سازد؛
در روز ۲۰آبان خامنه ای همزمان نعرههای حمایت از فلسطین، ۷زندانی را در زندان مرکزی شیراز و یک زندانی را در جیرفت و زندانی دیگری را در زندان مرکزی اصفهان اعدام کرد.
در همان روز شنبه ۲۰ آبان آدمکشان خامنهای، زندانی سیاسی میثم چندانی ۳۴ساله را پس از تحمل ۱۲سال حبس و شکنجه به اتهام مشارکت در به کشتن ۳مأمور حکومتی در زندان مرکزی زاهدان بهدار آویختند.
روز دوشنبه ۲۲ آبان عوامل خامنهای ۳زندانی از هموطنان بلوچ را در زاهدان بهدار آویختند.
در همین زمینه
اعدام ۱۲زندانی در یک روز؛ زرخاتون هم اعدام شد!
آدمکشان خامنهای درحالی فرزندان ایران زمین را مظلومانه در زندانهای مختلف حلق آویز میکنندکه برای مظلومیت غزه دل می سوزانند.
کشتار ۵۵۲ نفر در ۸ ماه گذشته سال ۱۴۰۲ یک رکورد جدید در جنایات بیشمار خامنه ای است.این امر ضرورت محاکمه بین المللی او سه پادوی زیر دستش را ضروریتر از همیشه ساخته است. ابراهیم رییسی، اژه ای و قالیباف سه جنایتکاری که در تمام جنایات خامنه ای همدست او هستند باید خود را برای پاسخگویی در دادگاه بینالمللی آماده سازند.
چرا خامنه ای به گسترش چوبههای دار نیازمند است؟
هدف خامنه ای از گسترش اعدامها انتشار فضای ترس و نومیدی برای مردم و جوانان است. خامنهای به خوبی کارکرد اعدام در یک جامعه دیکتاتور زده را فهم می کند. او برغم همه هزینه کلان بینالمللی این رسوایی را بجان میخرد. دلیل آن هم این است که خامنه ای تنها یک مرز سرخ دارد و آن هم قیام است. خامنه ای می خواهد با هر قیمتی شده مانع قیام دوباره مردم شود. بزعم او اعدام تنها و کاراترین سلاح برای جلوگیری از یک قیام دیگر است.
پاسخ جامعه ایران به موج کشتار
سوال این است که چگونه می توان چرخه اعدام را متوقف کرد؟ مردم و جوانان با چه مکانیزمی می توانند خامنه ای را وادار کنند که دست از کشتار بکشد؟ آیا ما مردم ایران حق داریم بترسیم؟ آیا باید در مقابل این ارعاب دست بسته و منفعل باشیم؟
تجربه نشان داده است که دیکتاتور خونریزی مثل خامنه ای تنها زبان زور و قدرت را می فهمد. او هرچه شرایط را مساعدتر برای سرکوب ببیند بیشتر می کشد و بیشتر شکنجه میکند.
در جریان اوج قیام سال گذشته در ماههای شهریور و مهر و آبان شاهد بودیم که تمام دستگاه حکومتی ابتکار عمل خود را در مقابل مردم از دست داده بودند. اعدام ها متوقف شده بود. دستگاه سرکوب در برابر خصلت تهاجمی و شورشگرانه قیام وارفته بود.
تنها در ماه آذر۱۴۰۱ بود که با خیانت بورژوازی و همدستان خامنه ای در طیف سلطنت پرستان و انحراف قیام از خواستههای رادیکال خود اعدامها دوباره آغاز شد. شهیدان سرفراز قیام محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد نخستین سرفرازان قیام در این دوره بودند.
بنابر این ما در مقابل موج سرکوب و افزایش چوبههای دار چارهای جز تهاجم بیشتر نداریم. این همان کاری است که کانونهای شورشی آغاز کردند. تهاجم سراسری به مراکز قوه قضاییه، دادسراها و دادگاههای ضد انقلاب مشروعترین اهداف برای جوانان و آزادیخواهان است. خشم متراکم جامعه را باید متوجه سرانگشتان اختناق کرد.اکنون سپاه پاسداران و دستگاه قضاییه بازوهای سرکوب خامنهای هستند.
بنابراین مبرمترین و مشروعترین هدف برای عملیات آتش و تخریب برای جوانان و رزمندگان قیام همین مراکز هستند. نمی گذاریم دیکتاتور چوبههای دار را به صلیب امیدهایمان تبدیل سازد.







