ترس از بازگشت خیابان: ریشههای اصرار حکومت بر تداوم تجمعات حکومتی پس از جنگ
تجمعات حکومتی در ایران، ماهها پس از پایان جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل، همچنان هر شب در شهرهای مختلف برگزار میشود. حکومت ایران این تجمعات را ابزار «بازدارندگی» در برابر دشمن خارجی معرفی میکند. اما شواهد نشان میدهد ریشه اصلی اصرار حکومت بر تداوم تجمعات حکومتی را باید در جای دیگری، یعنی هراس از بازگشت اعتراضات داخلی، جستوجو کرد. بررسی اظهارات مقامات و گزارشهای میدانی، تصویری متفاوت از انگیزه واقعی این استمرار ارائه میدهد.
میراث خونین دی ۱۴۰۴ و اتهام «آشوبگری» به معترضان
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که از هفتم دی در تهران آغاز شد، بهسرعت به بیش از ۴۰۰ شهرستان در ۳۱ استان کشیده شد و به بزرگترین خیزش علیه حکومت ایران در سالهای اخیر بدل شد. در جریان این اعتراضات، هزاران نفر بر اساس روایتهای مختلف کشته شدند.
اهمیت اعتراضات برای حکومت تنها به گستردگی آنها محدود نبود. علی خامنهای در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ در ارزیابی خود از قیام دی ۱۴۰۴، اعتراضات را در سطح «کودتا و شبهکودتا» توصیف کرد.
مسعود پزشکیان، در ۲۱ دی ۱۴۰۴ در گفتگو با صداوسیمای ملایان در واکنش به این اعتراضات، معترضان را «آشوبگر» و حتی «تروریست» خواند.
همین نگرانیها در مرداد ۱۴۰۵ نیز در فایل صوتی منتسب به جلسه قرارگاه رسانهای و فضای مجازی شهرستان پاکدشت بازتاب یافت؛ جایی که مقامهای وابسته به بسیج و سپاه از احتمال شکلگیری دوباره اعتراضات، گسترش فعالیتهای اعتراضی در شبکههای اجتماعی و حتی حمله به نمادها و نیروهای حکومتی سخن گفتند.
یکی دیگر از مهمترین شواهد درباره نگرانی حکومت از بازگشت ناآرامیها، گزارشی است که پایگاه اطلاعرسانی علی خامنهای در ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ منتشر کرد. در این گزارش گفته شد که تا پایان دیماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش درباره «نقض امنیت عمومی» و افراد مظنون به اقدامات خرابکارانه دریافت شده است.
این اظهارات ترسآلود تنها گمانهزنی تحلیلگران نیست. گزارشها نشان میدهد شورای عالی امنیت ملی در ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، در پی هشدار نهادهای اطلاعاتی درباره احتمال ازسرگیری اعتراضها، جلسه اضطراری برگزار کرده است.
اظهارات وحشتآلود سران حکومت همراه با استقرار نیروهای نیابتی و تجمعات حکومتی
همان روز نخست آتشبس، یعنی ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه خاتمالانبیاء در اطلاعیهای از «مردم آگاه، مقاوم و همیشه در صحنه» خواستند حضور در میادین و خیابانها را در شبهای آینده «حفظ» کنند تا دشمنان را از «فتنهانگیزی» مأیوس سازند.
بیستم فروردین، پیامی منتسب به مجتبی خامنهای، با همین محوریت منتشر شد؛ در آن پیام آمده بود که با وجود آتشبس «نباید تصور شود که حضور در خیابان لازم نیست» و از مردم خواسته شده بود در محلات «سنگینتر از قبل» حاضر باشند.
بیشتر بخوانید
محمدباقر قالیباف نیز بارها از جمله در ۹ فروردین ۱۴۰۵ تأکید کرد: «خیابان را رها نکنید، که موشک، خیابان و تنگه، گلوی دشمن را فشرده است.» او حضور خیابانی را «جهاد واجب» خواند و آن را مکمل عملیات نظامی دانست.
همزمان گزارشهای متعددی از استقرار نیروهای وابسته به گروههای نیابتی منطقهای، از جمله فاطمیون افغانستان و حشدالشعبی عراق، در محلات مختلف تهران منتشر شد.
سازمان حقوق بشری ههنگاو نیز در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ هشدار داد حضور نیروهای نیابتی وابسته به حکومت ایران در شهرهای مرزی کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
همچنین خبرگزاری مهر در ۶ مرداد ۱۴۰۵، حضور شبانه مردم را «سد توطئه» معرفی کرد و از استمرار حضور در میدانها سخن گفت. در همین گزارش، مقامهای تبلیغاتی حکومت بر ادامه حضور مردم و ترک نکردن خیابان تأکید کردند.
رسانههای رسمی همچنین در توصیف این تجمعات، بارها از واژههایی مانند «توطئه»، «فراخوانهای بیرونی» و ضرورت حضور در خیابان استفاده کردهاند.
ایرنا در ۵ تیر ۱۴۰۵ تجمعات شبانه را «تاکتیک دفاعی» در برابر فراخوانهای بیرونی توصیف کرد.
چرا حکومت از خالی شدن خیابان میترسد؟
مجموعه این شواهد نشان میدهد تداوم تجمعات حکومتی، نه تنها پاسخی به تهدید نظامی خارجی نیست بلکه تلاشی برای اشغال پیشدستانه فضای خیابانها است؛ همان فضایی که در دی ۱۴۰۴ به بستر بزرگترین اعتراض علیه حکومت ایران بدل شد. استقرار همزمان نیروهای نیابتی در کنار همین تجمعات، این تحلیل را تقویت میکند که هدف اصلی، پیشگیری از تکرار آن خیزش است، نه بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی. در طول جنگ فرار نیروهای حکومتی و پنهانشدن آنها در زیر پلها و زیرگذرها خود گویا است.
اصرار بر تداوم تجمعات حکومتی بازتاب ترس ساختاری حکومت از خیابانی است که پیشتر آن را تجربه کرده و هزینه سنگینی برای مهارش پرداخته است. تا زمانی که این ترس زنده باشد، خیابان برای حکومت نه صحنه آزادی بیان، بلکه میدان نبردی است با مردمی که برای شتافتن به خیابان هر لحظه آمادهاند.
رفتار حکومت پس از جنگ را میتوان در پرتو تجربه دی ۱۴۰۴ بهتر فهمید. اعتراضات گسترده، سرکوب شدید و سپس بحران نظامی، مجموعهای از فشارهای همزمان را بر حکومت ایران ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، حکومت نمیخواهد دوباره با اعتراضات در تقدیر خیابانی غافلگیر شود.
بنابراین استمرار تجمعات حکومتی پیش از آنکه پاسخ به یک تهدید خارجی باشد، بخشی از سیاست پیشگیری از بازگشت اعتراضات داخلی میباشد. حکومت میکوشد خیابان را پیش از آنکه معترضان دوباره به آن بازگردند، در اختیار شبکههای خود نگه دارد.
از این زاویه، اصرار مقامهای حکومت ایران بر اینکه هوادارانشان «خیابان را ترک نکنند» میتواند نشانهای از آن باشد که حکومت هنوز اعتراضات دی ۱۴۰۴ را یک بحران پایانیافته نمیداند، بلکه آن را خطری میبیند که در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، امکان بازگشت قطعی آن وجود دارد.
منابع
- مسعود پزشکیان – ۲۱ دی ۱۴۰۴، «گفتگو با صداوسیمای رژیم»
- وبسایت علی خامنهای – ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، گزارش «نقض امنیت عمومی»
- خبرگزاری مهر – ۶ مرداد ۱۴۰۵، «سد توطئه»
- ههنگاو – ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، «حضور نیروهای نیابتی وابسته به حکومت ایران در شهرهای مرزی کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان»
- ایرنا – ۵ تیر ۱۴۰۵، «تاکتیک دفاعی»







