بقلم: صالح شهنی
چالش اصلی ناتوانی است یا نابخردی؟
مهاجرت
از دید کارشناسان حکومتی، بیثباتی حاکم بر اقتصاد کشور و نداشتن چشماندازی روشن، قوانین خلقالساعه و فضای پیچیده و ناهموار کسب و کار در ایران از اصلیترین دلایل مهاجرت نیروی کار متخصص از کشور به شمار میرود و این یکی از چالش های جدی در حکومت میباشد.
اینکه چنین موضوعی تبدیل به بحث این روزها شده و خود را تبدیل به یکی از چالش های جدی در حکومت کرده است، پیشینهای بس طولانی دارد اما برای فهم بیشتر از موضوع باید گفت که در هر کشوری یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در توسعه و پیشرفت، نیروی کار متخصص و خلاق و ماهر میباشد، اما در این حکومت، بواسطه سیاستهای راهبردی و منطقهای در حمایت از نیروهاینیابتی، و عدم تأمین حمایت مادی جدی در کسب و کارها، قوانین خلقالساعه مانند قوانین در حوزه بیمه یا مالیات، این چالش را بسا عمیقتر و جدیتر کرده است.
اصلیترین چالش های جدی در حکومت در این خصوص هم چیزی نیست جز بیقانونی و نداشتن صلاحیت در حوزه کار و محیط اقتصادی کشور و بدست گرفتن وزارتخانهها، بدلیل خواص بودن، که کشور را به سمت عقب ماندگی از توسعه و پیشرفت سوق داده است، که باعث میشود محیط کسب و کار بسیار آشفته باشد و رشد و شکوفایی وجود نداشته باشد. طبعا برای چنین کسانی که میخواهند سرمایهگذاری و فعالیت کنند، وقتی با چنین بیعدالتی مواجه میشوند، راه دیگری درپیش میگیرند که ترک زادگاه و مهاجرت به کشورهای دیگر میباشد.
در همین زمینه
صندوقهای بازنشستگی چرا به یکی از ابرچالش های اقتصادی تبدیل شده است؟
یک واقعیت انکار ناپذیر
سابق میشنیدیم که فرار مغزها در ایران زیاد است، اما در حال حاضر به یمن سیاستگذاریهای راهبردی حکومت بطور خاص در عدم حمایت از کسب و کار در کشور، مهاجرت متخصصان از اساتید و پزشک و پرستار تا نیروی ماهر جوان و تا دانشجویان را نیز در بر میگیرد و این یک واقعیت انکار ناپذیر میباشد که تبدیل به یکی از چالشهای جدی در حکومت شده که باعث میشود هیچگونه علاقهای برای سرمایهگذاری در کشور وجود نداشته باشد.
اگر کسی بدنبال این است که چرا مسئولین و دولتمردان که بطور قطع و یقین در جریان چنین آشفته حالی در این میهن غمزده هستند و یک اقدام فوری و جدی نمیکنند باید گفت که، خانه از پایبست ویران است.
❊ مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است.







