دختربچههای ایرانی قربانی اندیشه قرون وسطایی
قوانین ناعادلانه و افکار زنستیزانه رژیم ضد بشری در بسیار موارد، مشخصاً دختربچه های ایرانی را هدف قرار داده است.
ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی رژیم، سن بلوغ برای دختربچه های معصوم ایران را تنها ۹سال قمری، یعنی ۸سال و ۹ماه شمسی میداند. ماده ۱۴۷ قانون مدنی سن مسئولیت کیفری دختران را ۹سال قمری ذکر کرده است.
از همین سن، دختربچه زیر بار سنگین اداره زندگی و پاسخگویی در برابر قوانین ظالمانه و ضرب و شتمهای خیابانی توسط مأموران سرکوبگر قرار میگیرد.
در ماده ۱۰۴۱ ازدواج دختربچه را از ۱۳سالگی مجاز دانسته و همچنین پدر و جد پدری یا قاضی، میتوانند دختربچه را در هر سنی وادار به ازدواج کنند. امری که خشونت علیه دختران و محرومیت از تحصیل و شغل را بهدنبال دارد.
ماده ۳۰۱ قانون مجازات عملا دست پدر و اجداد پدری را برای قتل زن و دختر باز میگذارد. چرا که مشمول مجازات قصاص نخواهند شد و فقط به مجازات کوتاه زندان یا دیه محکوم میشوند.
طی دوسال یعنی از خرداد۱۴۰۰ تا خرداد۱۴۰۲، دستکم ۱۶۵زن یعنی هر ۴روز یک زن توسط همسر و یا اقوام درجه یک خود به قتل رسیدهاند.
در همین زمینه
محرم سازی یا احداث زندان خاص برای دختران دانشآموز؟
دختربچهها اولین قربانیان!
در سال ۹۷ اعلام شد «۴۰ تا ۵۰درصد دانشآموزان مقطع متوسطه در استانهای مرزی به دلایل مختلف ترک تحصیل میکنند که یکی از این دلایل ازدواج زودهنگام است».
تازهترین آمارهای رسمی رژیم حکایت از آن دارد که به ازای هر ۱۱دانش آموز دختر در ایران یک دختر و در مقطع متوسطه دوم به ازای هر ۴دانشآموز یک دختر بازمانده از تحصیل وجود دارد.
آن چه گفته شد تصویری گذرا از سرنوشت دختربچههای ایرانی در یک حاکمیت ضد زن است. حکومتی که تلاش داشته و دارد فرهنگ جنسیت زده و مردسالار خود را از همان کودکی و نوجوانی به دختران و پسران ایرانی حقنه کند.
اما قیام ۱۴۰۱ که لشکر اصلی آن را دختران و پسران جوان و نوجوان ایرانی تشکیل میدادند ثابت کرد که ۴۵سال تلاش دیکتاتوری مذهبی برای تحمیل خود بر جامعه بیهوده بوده است. نسلی شورشگر از دختربچهها و دختران و زنان آگاه ایرانی اکنون رو در روی استبداد صف کشیدهاند.







