واقعیت این است که رادان بهتر از هر کسی میداند که سالهای متمادی است که مردم ایران با تفکر متعفن و ارتجاعی آخوندها مرزبندی کردهاند. از همان سالهای اولیه مردم و مقاومت سازمان یافته مردم ایران در تعارض و جنگ با خمینی بوده و قیمت سنگینی برای این جنگ پرداختهاند. مردم ایران تا روز سرنگونی این رژیم سراسر فساد و جنایت دست از مبارزه و جنگ برنخواهند داشت.
ملت ایران تا بیرون کشیدن آزادی و حاکمیت مردمی به سرقت رفته خودشان از حلقوم خامنهای و پاسدارانش دمی آسوده و آرام نخواهند نشست. و حالا بعداز گذشت ۴۵سال از این نبرد خونین به مرحله سرنگونی رژیم ولایت فقیه رسیدهایم.
خامنهای و مهرهها و پاسداران و تمامی حاکمیتش از وحشت قیام و سرنگونی حال و روز خوشی ندارند. به همین دلیل می بینیم که خامنهای بعداز شکست در منطقه دوباره به حربه پوسیده و نخ نمای سرکوب زنان میهنمان به بهانه حجاب و همینطور اعدامهای روزانه رو آورده تا بخیال خودش با ایجاد رعب و وحشت از وقوع قیام و سرنگونی حاکمیتش جلو گیری کند. او نمیداند که دیگر مردم از رژیم ولایت فقیه عبور کرده و تیغ اعدام و سرکوب کارآیی خودش را از دست داده است.
با اشراف به همین شرایط خطیر و حساس است که رادان دوره افتاده و تلاش میکند شاید به نیروهای وارفته و بریده خودش روحیه بدهد.
در همین زمینه
زوزههای پاسدار رادان یا صدای ناقوس سرنگونی!
منظور رادان از جنگ شناختی چیست؟
رادان اخیرا در اجتماع مزدوران و بسیجیها و طرفداران رژیم در مشهد گفت: در این جنگ شناختی که به سیل داشت تبدیل میشد
برخیها که هنوز شعار وا اسلاما میدهند و حواس شون به تغییر و استحاله نیست ما جلوگیری از سیل را انجام میدیم.
در همین حرفهای رادان سه تا اعتراف است:
اولا: یک جنگ ایدئولوژیک بین مردم و این رژیم هست که به آن میگوید جنگ شناختی.
ثانیا: میگوید نتیجه این جنگ دارد به سیل تبدیل میشود که منظورش قیام است.
ثالثا: بین خودشان بر سر برخورد با این مقوله اختلاف شدیدی هست.
البته سر سرکوب مردم اختلافی با هم ندارند بلکه اختلافشان بهخاطر این است که میترسند این فشارها باعث قیام بشود.
ضمن اینکه نیروهایشان از ترس انتقام مردم، دستشان به کار نمیرود. به همین خاطر هم رادان دوره افتاده در شهرهای مختلف که بتواند نیروهای رژیم را به صحنه بکشاند.






