شهید هومن عبداللهی و جای خالی تو… زیباترین حاضران است
اینجا اورامانه و این پسر کوچک نشسته در میان لالههای واژگون منم، هومن عبداللهی. از آن روزهای بهاری سالها گذشت و من جوان هومن عبداللهی ۲۱ ساله شدم. روز ۱۶آذر، روز سه قطره خون که ماموران شاه خون سه جوان هم سن و سال من رو در صحن دانشگاه به زمین ریختند، ماموران شیخ خون من رو در خاک کردستان به زمین ریختند. تنها گناه من این بود که برای مردمم شادی و آزادی میخواستم.
هفته دوم آذر ۱۴۰۱ سنندج و محله ما حسنآباد به اعتصاب سراسری و اعتراضی پیوستند. از شب ۱۵آذر اعتصاب به اعتراضات گسترده همراه با درگیری با مزدوران حکومتی تبدیل شد. محله ما یکی از کانونهای قیام شد. همه جا فریاد اعتراضات جوانان بود و شعلههای آتش که در دل شب زبانه میکشید. و من در همه این اعتراضات همراه با جوونای دلیر محلهمون حضور داشتم.
شب ۱۶آذر بود که مزدوران حکومتی از فاصله بسیار نزدیک با تفنگ ساچمهای به سینهام شلیک کردند و بعد وحشیانه با شوکر و باتون بهجونم افتادند. مردم تن زخمی و خونچکان من رو به بیمارستان کوثر رسوندند. اما از شدت جراحت و خونریزی داخلی، من در راه آزادی و سعادت مردمی که براشون به خیابون آمده بودم، جان سپردم.
در همین زمینه
به یاد شهید قیام برهان کرمی
هومن عبداللهی چگونه به شهادت رسید؟
نیمه شب پیکر من رو تحویل خانوادم دادند، اما مزدوران حکومتی جنازهمو میونه راه دزدیدن و به پادگان لشکر ۲۸ بردن. پاسداران ظلمت و تباهی مانع برگزاری مراسم برام شدند. و شب ۱۷آذر در دل تاریکی و در سایه شوم نیروهای سرکوبگر در شهرک حسنآباد منو بخاک سپردن. اما جوونای سنندجی به خیابون اومدند و با شعارهای ضد حکومتی برای من مراسم گرفتند. و روز چهلمم جمعیت انبوهی از مردم با شاخههایی از گلسرخ در دست همراه با خانوادهام بر سرمزارم حاضر شدند.
مادر قهرمانم که شب خاکسپاری حتی فرصت عزاداری هم به او ندادند، منو اینطوری معرفی کرد: پیش خود فکر میکنند که اگر فرزندان ما را بکشند حکومتشان تداوم خواهد یافت. مطمئن باشید خون شهید تنها درخت سرزمین خودش (کردستان) را آبیاری خواهد کرد. خون شهید برای دشمنش سیلی خواهد شد و آنرا از سر راهش کنار خواهد زد. هومن شهید این خلق و تمام خلقهای ستمدیده است. هومن شهید انقلاب زنان سرزمینش است. شهید آرزوی بزرگش کردستان. مطمئن باشید راه هومن پر رهرو خواهد بود و آنکه سرافکنده خواهد شد تنها شما ستمگران و ظالمان خواهید بود.
و حالا مادرم همراه با مادران شهیدان قیام دادخواه خون من است. او در صفحه اینستاگرامش با انتشار ترجمه شعری از شاعر انقلابی اسپانیایی پابلو نرودا گفت که:
برای جنایتکاران و آنان که ما را کشتند، مجازات میخواهم
برای آنها که بر خاک میهن خون ریختند، مجازات میخواهم
برای جلادی که حکم این کشتار را داد، مجازات میخواهم
برای جنایتکاری که به قیمت خون دیگران بالا رفت، مجازات میخواهم
و من یقین دارم که روز مجازات قاتلان ما و طلوع صبح آزادی مردم رنجدیده ایران بزودی فرا خواهد رسید.
نگاهی به زندگی و شهادت هومن عبداللهی
ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید
ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید







