از کی خامنهای به شکایت مردم توجه میکرد
خامنهای رد باتلاق سرنگونی هرچه دستوپا میزند بیشتر در آن فرو میرود. بعد از قیام ۱۴۰۱ که لرزه ۷ ریشتری سرنگونی را احساس کرد، برای جلوگیری ونجات خودش از قیامهای بعدی به اسرائیل حمله کرد. وقتی دید به اهدافش نرسید و اوضاع خرابتر شد.
جنگ را به دریای سرخ و مختل کردن مسیر کشتیهای نفتکش وتجاری کشاند. بازهم نهتنها دردی از قیام و سرنگونی حل نشد بلکه اوضاع بازهم بدتر شد. خواست با برگزاری انتخابات شاید آب رفته را به جوی بازگرداند ولی با نه بزرگ و تاریخی مردم ایران ته مانده امیدش را هم از دست داد. ولی از قدیم گفتن توبه گرگ مرگه. تمام دیکتاتورها در پایان عمر حاکمیتشان دست به اشتباهات بزرگ میزنند. خامنهای هم در ادامه سریال اشتباهاتش
امروز یک محموله نفتی ۵۰ میلیون دلاری آمریکا را در خلیج فارس توقیف کرد. بهانه مسخرهاش هم این است که یک شرکت سوئدی بخاطر تحریم آمریکا داروی بیماری پروانه را به رژیم نداده است. حالا اینها چه ربطی به هم دارند الله اعلم.
در همین زمینه
چرا خامنهای ادعای پیروزی نکرد؟
اما سوال این است: چرا خامنهای در چنین موقعیت حساسی اقدام تحریک آمیز میکند؟ واقعیت این است که دارو بهانه است. هدف خامنهای ترمیم اقتدار برباد رفته حاکمیتش در انتخابات است که شکست سختی خورد.
واقعیت این است که خامنهای در قیام۴۰۱ لرزه سرنگونی رو به چشم دید، و اقتدارش فرو ریخت. برای بازسازی اقتدارش جنگ غزه را راه انداخت، اما چون اشتباه محاسبه داشت، مجبور به عقبنشینی شد. بنابراین نهتنها اقتدارش بازسازی نشد بلکه ضعفش بیشتر برملا شد و باعث شکست فجیعش در انتخابات شد.
حالا برای فرار از عواقب شکست در انتخابات و باز سازی اقتدار از دست رفتهاش دست به این اقدام احمقانه زده است اما چوبش را خواهد خورد.






