روزنامه حکومتی اعتماد اقدام به درج مطلبی تحت عنوان «چرا امید در جامعه ایران کمفروغ شده است؟» کرده است. این مقاله بر اساس یافتههای یک پژوهشگر حکومتی بهنام مقصود فراستخواه نوشته شده است. در مقدمه این مقاله آمده است: «مقصود فراستخواه براساس یافتههای پژوهشی بهدرستی معتقد است که امید در ایران به امری مناقشهآمیز و پرابلماتیک و مساله اجتماعی مبدل شده است. امید در ساختار اجتماعی باید تولید و بازتولید شود. اکنون ساختار جامعه ایران فاقد توان تولید و بازتولید امید شده است. ساختارهای اصلی و مسلط که در جامعه ایران جاری است نومیدی را میگستراند. در دهه اول هزاره سوم شاخص نیکبختی در ایران از۱۰۰کشور ۵۴بوده و اکنون به ۷۰ تنزل یافته است».
پنداشتهای مردم در حوزه مولفههای سرمایه اجتماعی
پنداشتهای مردم در حوزه مولفههای سیاسی اینگونه ارزیابی شده است: «۸۰درصد مردم درخصوص موفقیت نظام در حل مشکلات ارزیابی در حد کم و خیلی کم داشتهاند. تنها یک درصد در حد زیاد و خیلی زیاد امید بهتوان نظام در حل مشکلات داشتهاند. یا در شاخص ارزیابی نسبت به روند آینده جامعه در سه قلمرو رفاه، وحدت، همدلی و فقر یافتههای امیدبخشی حاصل نشده است.
۷۷درصد مردم نسبت به وضعیت رفاه در آینده اوضاع را بدتر یا در حد تثبیت مشکلات موجود فرض کردهاند. تنها ۲۳درصد به بهتر شدن اوضاع در آینده اشاره کردهاند. درخصوص وحدت ملی ۸۴درصد مردم وحدت و همدلی جامعه را در آینده بدتر یا در حد وضع موجود فرض کردهاند. تنها ۱۶درصد آینده را با انسجام و وحدت بیشتری تصویر کردهاند.
این وضع در حوزه فقر ناامید کنندهتر است. بهگونهای که ۸۹درصد مردم وضعیت آینده فقر را بدتر یا در حد استمرار وضع موجود قلمداد کردهاند. تنها ۱۱درصد امید به بهتر شدن اوضاع فقر در آینده دارند. مطالعات بینالمللی سرمایه اجتماعی نیز نشان میدهد که رتبه سرمایه اجتماعی ایران در بین ۱۴۲کشور ۱۱۱است. همچنین در شاخص نشاط اجتماعی از ۱۵۸کشور مورد مطالعه، ایران در رتبه ۱۱۰قرار گرفته است».
روالهای اقتصادی معیوب و ناکارآمد و تاثیرآن در زندگی مردم ایران
این مسئله و آمارهای داده شده صرفا یک پنداشت و یا برداشت ذهنی نیست. آمارهای موجود در واقعیت ساختار جامعه وجود دارد. در ادامه این مقاله در مورد رشد اقتصادی آمده است: «رشد اقتصادی کشورهای منطقه طی ۵۰سال گذشته و مقایسه آن با جامعه ایران بهخوبی پرده از واقعیت روالهای اقتصادی معیوب و ناکارآمد برمیدارد.
طی پنجاه سال گذشته، اقتصاد ایران ۱۴برابر و اقتصاد قطر ۲۹۸برابر، اقتصاد عمان ۲۳۷برابر، عراق ۵۱برابر و ترکیه ۳۵برابر رشد کرده است. عوامل دیگری هم در این رابطه دخالت دارند. این پژوهشگر در این رابطه میگوید: «به این موضوعات، محدودیتهای اعمالشده در عرصه سیاسی مانند برخورد با استادان دانشگاه، دانشجویان و بررسی صلاحیتهای کاندیداها و نیز در حوزههای فرهنگی محدودیتهای کنترل رسمی مانند برخورد با زنان و پدیده حجاب را بیفزایید تا نتیجه روشن و معلومی را در معادله خود پیدا نمایید».
در همین زمینه
وقتی کارشناس بسیجی از انتقام سخت ناامید می شود!
فقدان امید موضوع پرابلماتیک یا مسئله اجتماعی است.
در ادامه بررسی اینکه چرا فروغ امید کمسو شده است این چنین توضیح میدهد: «امید و نومیدی محصول و فرآورده، جریانها و پروسههای طولانیمدت ساختارهای جامعهاند. بههمین دلیل فقدان امید را یک موضوع پرابلماتیک یا مساله اجتماعی میدانیم. بهقول جان مشونیس مساله اجتماعی ریشه در ساختارها و روالهای جامعه دارند و نتیجه فرآیندهای کندرو (slow moving) میباشند».
گسترش فقر و بیکاری پایدار در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه
نویسنده مقاله در مورد گسترش فقر و اقتصاد ایران مینویسد: «وقتی به اقتصاد ایران مینگرید و یک دهه رشد صفر درصدی را مشاهده میکنید. کاهش تدریجی درآمد سرانه، گسترش فقر و بیکاری پایدار، بسط نابرابریهای اجتماعی و کاهش سهم ایران از اقتصاد جهان را به تماشا مینشینیم. درمییابیم که ساختارهای اجتماعی-اقتصادی ایران به صورت slow moving و کندرو و بهشکل مزمن فرآوردههای نامطلوب چون تورم بیکاری، فقر و بیتعادلی را تولید و بازتولید کردهاند. محصول آن تولید فرآیندی و سیستماتیک نومیدی و ناشادمانی است.
چه کسی مقصر این وضعیت ناهنجار در ایران است؟
این تردید بردار نیست که نقش هیئت حاکمه در این فاجعه برجسته است. نقس حکومت یکه سالار ولایت فقیه که خود را به مردم تحمیل کرده است. وقتی صدای مردم در اعتراضات با سرکوب و گلوله جواب داده میشود امید هم مورد اصابت قرار میگیرد.هنگامیکه آمار و ارقام اعدامها در کشور منتشر میشود امیدها هم از چوبه دار آویزان میشود. وقتی زنان و مردان سالخورده نان خانوادهشان را در سطلهای زباله جستجو میکنند امیدهای مردم گرفتار هستند.
در شرایطی که زنان آزاده میهن مورد هجوم وحشیانه قرار میگیرند قبل از آن امید مردم مورد هجوم و تاختوتاز قرارگرفته است. اما وضع بههمین منوال نخواهد ماند. هستند قهرمانانی که برای روشن نگهداشتن شلعه امید جان شان را همچون شهاب به قلب تیرگی نشانه میروند. ممکن است حاکمیت چند صباحی دیگر فروغ امید مردم ایران را در بند نگهداشته باشد، اما خورشید نبرد و قیام طلوع خواهد کرد. این پایانی خواهد بود بر تمام قیدوبندها و امید از اسارت لشگریان شبپرست رها خواهد شد و پر فروغ تر نمایان خواهد گردید.







