تلاش برای پنهان کردن فاجعه انفجار اسکله بندرعباس توسط عوامل حکومتی همچنان ادامه دارد. رسانههای حکومتی، از جمله شبکه یک تلویزیون دولتی، با پخش صحبتهای پزشکیان، سعی در کم اهمیت جلوه دادن این جنایت دارند. پزشکیان در جلسه هیئت دولت، «تجمیع کالاها در بندر را غیرقابل قبول خواند و خواستار اصلاح فرآیندهای گمرکی شد». او در اظهاراتی دیگر، بدون اشاره به نقش سپاه پاسداران، از لزوم بررسی علل حادثه و پیشگیری از تکرار آن سخن گفت و حتی مدعی شد که “در همه جای دنیا چنین اتفاقاتی رخ میدهد.” این سخنان، تلاشی آشکار برای عادیسازی فاجعه و رفع مسئولیت از عاملان اصلی آن است.
انفجار مهیب اسکله رجایی در بندرعباس، فاجعهای است که مقامات حکومتی با تمام توان تلاش میکنند آن را در هالهای از ابهام نگهدارند. شواهد و گزارشهای متعدد از دپوی غیرقانونی مواد شیمیایی و انفجاری، از جمله پرکلرات سدیم برای سوخت جامد موشکها، در انبارهایی حکایت دارد که برای ذخیره مواد غیرانفجاری طراحی شده بودند. این اقدام خطرناک، که بهنظر میرسد با هدف پنهانکاری انجام شده، به قیمت جان بیش از صد کارگر و خسارات گسترده تمام شد. دود نارنجی برخاسته از انفجار، گواه روشنی بر ماهیت شیمیایی این فاجعه است.
پنهانکاری و جنایت سازمانیافته سپاه
حکومت از روز نخست در تلاش بوده تا نقش سپاه پاسداران، که متهم اصلی دپوی مواد انفجاری در بندر است، را مخفی کند. گزارشها حاکی از آن است که یک کشتی چینی حامل هزارتن مواد انفجاری برای سوخت موشکی، محموله خود را در این اسکله تخلیه کرده بود. اما هیچ مقام رسمی به این موضوع اشاره نکرده و تمام تمرکز بر حاشیهسازی و پرداخت خسارتهای مادی قرار گرفته است. پزشکیان در اظهارات خود از لزوم جبران خسارت خودروهای آسیبدیده سخن گفت، اما این اقدامات چیزی جز تلاش برای خرید سکوت و پاک کردن رد جنایت نیست.
شواهد قوی، از جمله گزارشهای بینالمللی و منابع داخلی، نشان میدهد که انفجار بندرعباس نتیجه بیاحتیاطی در دپوی مواد شیمیایی خطرناک (سدیم پرکلرات) برای برنامه موشکی سپاه پاسداران بوده است. نفوذ گسترده سپاه در مدیریت بندر، پنهانکاری سیستماتیک و سانسور اطلاعات، همگی تلاشی برای مخفی کردن نقش این نهاد در فاجعهای است که جان دهها نفر را گرفت و خسارات گستردهای به بار آورد. با این حال، آگاهی عمومی و خشم مردم ایران از این جنایت، نشاندهنده آن است که این پنهانکاریها نمیتواند حقیقت را برای همیشه مخفی نگهدارد.
نقش سپاه در جنایت بندرعباس
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، یک منبع نزدیک به سپاه پاسداران تأیید کرده که انفجار ناشی از بیاحتیاطی در حمل و نگهداری سدیم پرکلرات بوده، مادهای که برای ساخت سوخت جامد موشکهای بالستیک استفاده میشود.
آسوشیتدپرس نیز به نقل از شرکت امنیت دریایی امبری گزارش داد که بیاحتیاطی در نگهداری محمولههای سوخت موشکی سپاه عامل این انفجار بوده است.
گزارشهای دیگر حاکی از ورود کشتی «جیران» حامل مواد شیمیایی موشکی از چین به بندر رجایی حدود یک ماه پیش از انفجار است. این محمولهها قرار بود به سپاه تحویل شوند و کانتینرهای منفجرشده متعلق به شرکت بناگستر، زیرمجموعه هلدینگ سپهر انرژی (تحت تحریم آمریکا بهدلیل همکاری با سپاه)، بودهاند.
اسکله رجایی بندرعباس بهعنوان بزرگترین بندر تجاری ایران و بندری استراتژیک، تحت نفوذ و کنترل قابلتوجه سپاه پاسداران است. منطقه یکم دریایی سپاه (صاحبالزمان) در بندرعباس مستقر است و مسئولیت عملیات در تنگه هرمز را بر عهده دارد.
در همین زمینه
نخستین جرقه اعتراضات در بندرعباس؛ مردم و خانواده ها مسیر اسکله را بستند!
برخی منابع اسکله رجایی را «بندر نیمهنظامی تحت تسلط سپاه» توصیف کردهاند که برای انتقال سلاح، تجهیزات نظامی و نفت قاچاق به گروههایی مانند حزبالله و حوثیها استفاده میشود
گمرک بندرعباس محل انفجار را محوطه کانتینری سینا اعلام کرده و منشأ آن را «احتمالاً دپوی کالاهای خطرناک و مواد شیمیایی» دانسته، اما از ذکر جزئیات دقیق خودداری کرده است.
ترس از خشم مردم و سرکوب بیامان
حکومت خامنهای، که از برانگیخته شدن خشم عمومی و تبدیل این فاجعه به جرقهای برای خیزش مردمی به شدت هراس دارد، در هفتههای اخیر شدت سرکوب را افزایش داده است. اعدام بیش از ۳۵نفر در سیستان و بلوچستان، اعدام یک زن در زندان اصفهان و دهها اعدام دیگر در شهرهای مختلف، تنها بخشی از تلاش رژیم برای حفظ پایههای لرزان خود با طناب دار است. این جنایات، نشاندهنده وحشت عمیق رژیم از شرایط انفجاری جامعه است، بهویژه در آستانه روز کارگر که این فاجعه به جامعه کارگری ایران “هدیه” شد.
مردم فراموش نمیکنند
مردم ایران، که از نقش واقعی سپاه پاسداران در این فاجعه آگاهاند، نه فریب این ترفندهای حکومتی را میخورند و نه خون عزیزانشان را با وعدههای توخالی و پرداخت خسارت معامله خواهند کرد. این فاجعه، بار دیگر پرده از ماهیت جنایتکارانه رژیمی برداشت که برای حفظ قدرت خود، جان و مال مردم را قربانی میکند. تنها راه رهایی از این چرخه هولناک، سرنگونی رژیم فاشیسم مذهبی حاکم است، و مردم ایران این حقیقت را با تمام وجود درک کردهاند.







