یکشنبه, ۲۶ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

نازگل؛ قصه‌ای از مرزِ مهر تا مرزهای اخراج!

۱۷ تیر, ۱۴۰۴
نازگل؛ قصه‌ای از مرزِ مهر تا مرزهای اخراج!
Share on TwitterShare on Facebook

برگرفته از اینترنت

داستان نازگل نوشته زیبای یک معلم اخراجی:

این روزها که درگیر بحث اخراج اتباع افغانستانی هستیم و همه‌جا پر شده از خبرِ راندن‌شان، نوشتن از این رنج، قلب آدم را آتش می‌زند. اما مگر می‌شود ساکت ماند؟ مگر می‌شود معلم باشی و در منطقه‌ای کار کرده باشی که کودکان افغانستانی در آن بزرگ می‌شدند، با آن‌ها نفس کشیده باشی، آموخته باشی، آموخته باشی… و حالا که طوفان آمده، سکوت کنی؟

از لحظه‌ای که خبر اخراجشان آمد، دل‌نگران همه‌ی دانش‌آموزان سابقم شدم. اما بیشتر از همه، نگران نازگل شدم..

تابستان ۱۴۰۰ بود. مدرسه فقط دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها باز بود و ما مشغول ثبت‌نام دانش‌آموزان بودیم. در اتاقم نشسته بودم که دیدم زنی به همراه دو کودک وارد شد. سلام کردم و خواستم که بنشینند.

دخترک با شیرین‌زبانی خاصی گفت:

«حالا که شما اجازه می‌دهید، می‌نشینیم!»

و با اشاره مادر و برادر کوچکش را هم دعوت به نشستن کرد.

از همان لحظه‌ی اول، محو صورت زیبا و فن بیانش شدم. صورتش انگار نقاشی شده بود و صدایش، آهنگِ خاص خودش را داشت.

اسمش را پرسیدم. گفت:

«خانم معلم، نازگل هستم.»

و شروع کرد با همان تسلط عجیبش از خودش گفت: ده ساله است، خیلی دلش می‌خواهد درس بخواند، اما چون مدارک اقامت‌شان درست نبوده، تا حالا مدرسه نرفته. گفت که قبلاً در یزد زندگی می‌کرده‌اند، اما حالا به کرج آمده‌اند و پدرش سرایدار یک باغ شده، و بالاخره مدارک‌شان درست شده است.

همان‌طور که با جدیت حرف می‌زد، ناگهان خودم را دیدم که بی‌اراده گفتم:

«دختر جان، تو چقدر خوشمزه‌ای!»

برق چشمان نازگل در اولین دیدار

خجالت کشید، چشمانش برق زد، خندید، از دور برایم بوس فرستاد و من هم جوابش را دادم.

مدارک‌شان را بررسی کردم، نقص‌هایی بود. روی کاغذ نوشتم و گفتم روز چهارشنبه مجدد مراجعه کنند تا کار ثبت‌نام تکمیل شود.

اما نازگل، با شنیدن این حرف، ترسید. گفت:

«یعنی ثبت‌نام نمی‌شوم؟ من هر روز در خانه درس می‌خواندم، فقط مدرسه نمی‌رفتم. خانم، خواهش می‌کنم، مدارک‌مان درست شده.»

نگاهش پر از نگرانی بود. برایش توضیح دادم که به چه علت باید آزمون تعیین‌سطح بدهد، اما مطمئنش کردم که ثبت‌نامش قطعی است. گفت:

«اگر آمدم و شما نبودید، چه کنم؟»

لبخند زدم:

«برای دیدن دوباره‌ی تو هم که شده، هر اتفاقی بیفتد، من می‌آیم.»

دوباره چشمانش برق زد. موقع خداحافظی، اجازه خواست مرا ببوسد. از پشت میزم بلند شدم و او را در آغوش گرفتم. چنان محکم بغلم کرد و صورتم را غرق بوسه که هنوز هم، با یادش، دلم می‌لرزد.

گفتم:

«خوشمزه‌جان، چهارشنبه منتظرت هستم.»

چهارشنبه صبح، تا رسیدم، دیدم نازگل و مادرش از صبح زود جلوی مدرسه نشسته‌اند.

با دسته‌گلی که خودش از باغ چیده بود، به طرفم دوید، بغلم کرد گفتم چرا اینقد زود آمدید و گفت:

«خانم معلم جان، دو شبه که نخوابیدم چشم انتظار امروز بودم از صبح زود آمدم و منتظرتان بودم. این گل‌ها برای شماست.»

با هم وارد مدرسه شدیم. نشستیم. مشمایی روی میزم گذاشت و گفت:

«خانم، از صاحب باغ اجازه گرفتم، برایتان گردو چیدم.»

کارهای ثبت‌نامش را انجام دادم. با توجه به نتیجه آزمون تعیین‌سطح او را با توجه به سطح آشنایی‌اش با نوشتن، در پایه دوم ثبت‌نام کردیم. وقتی لباس فرم مدرسه را به او نشان دادم و آدرس خیاط را به مادرش دادم، نازگل پر از شادی شد.

باورش نمی‌شد که کار تمام شده باشد…

در همین زمینه

انتقام حقیرانه از مهاجران زحمتکش کشور افغانستان

اخراج خانواده نازگل از ایران

و حالا، نازگل جانم…

از روزی که خبر اخراج‌تان را شنیدم، هر روز بی‌تاب توام.

دست من کوتاه است و دردِ تو بلند.

کاش کاری از من ساخته بود.

درد را از هر طرف بنویسی، درد است… اما درد تو، تا عمق جانم را می‌سوزاند، نازگل جانم.

نازگل جانم، نمی‌دانم دوباره تو را خواهم دید یا نه،

که تو با همان لهجه‌ی شیرینت صدایم کنی: «خانم گُل‌رُخان!»

و من به تو بگویم: «جان شیرین…»

اگر در سرزمینی متولد شدی که به تو شناسنامه نداد،

اما تو تا همیشه در دل من جای داری.

در این وطن، همان‌ها که مرا از کارم اخراج کردند،

تو را از وطنت اخراج می‌کنند.

مرا از وطنم ممنوع‌الخروج می‌کنند،

و برای تو به اجبار فرمان خروج صادر می‌کنند..

به اجبار؟

شاد بمانی، دختر بی‌مرز!

زمین اگر وفا ندارد،

آسمان وفادارتر است.

ای گل ناز، داغت داغ ماست

کودکم، تو از خاکی ناشناس

وطن‌ات کجاست؟ هر جا که مهر باشد.

نه. نمی‌شود ساکت ماند و تماشا کرد…

سارا سیاهپور. فعال صنفی معلمان

❊ مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است.

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: اخراجافغانستانکودکانمعلم
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵

ایران فردای تغییر؛ پرسش سخت‌تر از رفتن یک حکومت چیست؟

۲۴ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.