یکشنبه, ۲۶ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

موشها و آدمها در سلول‌های انفرادی (قسمت اول)

۱۸ فروردین, ۱۴۰۳
موشها و آدمها در سلول‌های انفرادی (قسمت اول)
Share on TwitterShare on Facebook

زندان «هتل اموات» اصفهان

یکی از روزهای سرد اوایل زمستان سال ۶۳ در یک جابجایی غیر منتظره، توسط یکی از پاسداران کشیک زندان «هتل اموات» به سلول دیگری منتقل شدم. به محض اینکه چشم‌بندم را کنار زدم با دیدن دستشویی داخل سلول نفس راحتی کشیدم.

حدود دو ماهی بود که در انفرادی «هتل!» بسر می‌بردم. البته از همان ابتدا بخاطر جراحت‌های شدید کف پاهایم و اینکه راه رفتن برایم خیلی سخت و دردناک بود، مرا در سلولی گذاشتند که باصطلاح دستشویی داشت. یکی از مزایای وجود آن «چاله مستراح» در انفرادی این بود که مجبور نبودم هر بار برای رفتن به توالت منتظر نوبت و رخصت و کمک باصطلاح «برادر پاسدار» باشم. بخصوص با وضعیت خونریزی کلیه و شرایط فیزیکی خاصی که بعد از چند نوبت «تعزیر» یا همان کابل خوردن، دچارش شده بودم.

راستش وقتی پاسدار نگهبان از دریچه کوچک کشویی روی در سلول گفت: آماده شو داری میری یه سلول دیگه، اولین چیزی که به ذهنم زد این بود که لابد می‌خواهند این سلول را بدهند به یک زندانی مجروح دیگر و مرا که دیگر می‌توانم راه بروم به یک سلول بدون دستشویی ببرند.

بهرحال کیسه کوچک نایلونی وسایل شخصی‌ام را برداشتم و با یک نگاه از آن سلول سرد و سیاه و بیروح، که روزگارانی نه چندان دور بخشی از یک اصطبل بزرگ اسب و چهارپایان بود، جدا شدم و به همراه یک پاسدار با عبور از یک راهرو، با چشم بند به سلول جدید وارد شدم.

در همین رابطه؛

گزارشی از اوین دهه ۶۰ ؛ وقتی جسد‌ها بالای سر ما آویزان بودند

تقریبا همه چیزش مثل سلول قبلی بود. همان طول و عرض محدود و دیوارهای بلند و زمخت با سقفی هلالی و یک پنجره کوچک مشبک در نزدیکی سقف و البته سرمایی که انگار در کف زمین و لای دیوارها لانه کرده بود.یک پتوی رنگ و رو رفته سیاه سربازی، کف سیمانی انفرادی را پوشانده بود به اضافه دو تا پتوی نازک سیاه دیگر که در واقع زیرانداز و روانداز زندانی محسوب میشد. همین و والسلام!

انتقال به انفرادی جدید

اول از همه آن باصطلاح دستشویی و شیر‌آب را که در پشت یک دیوارک کوتاه حدودا یک متری در نیمه انتهایی سلول قرارداشت چک کردم و بعد برای جلوگیری از افت دمای بدن، در حالی‌که یکی از پتوها را دور خودم پیچیده بودم، در قسمت نشیمن سلول روی پتوی دوم که چندلا تا شده بود نشستم و به همان دیوارچه قسمت توالت تکیه دادم. بعد از گذشت چندین هفته هنوز کبودی و ورم پاهایم که تا بالای زانو ادامه پیدا کرده بود، بحدی بود که به زحمت می‌توانستم آنها را کاملا جمع کنم.

همانطور که نشسته بودم و به در آهنی سلول که روبرویم قرار داشت خیره شده بودم، فکرم صد جا میرفت. اضطراب و استرس ناشی از وضعیت شکننده‌ای که پرونده جدیدم داشت، لحظه‌ای رهایم نمی‌کرد. ضربه ای که وارد شده بود باعث لو رفتن چند تا از بچه ها و نهایتآ زیر ضرب رفتن من شده بود و تمام فشار بازجو هم در همین رابطه بود. بهر تقدیر من با خودم و خدای خودم عهد کرده بودم که باعث گرفتار شدن یا بخطر افتادن زندگی کسی نشوم و هرچه که هست، به هر بهایی، در همین نقطه پایان پذیرد.

ادامه دارد …

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: انفرادیزندانسلول
TweetShare

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵

ایران فردای تغییر؛ پرسش سخت‌تر از رفتن یک حکومت چیست؟

۲۴ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.