اخوان ثالث در چنین زمستانی متولد شد
مهدی اخوان ثالث شاعری مردمی که به اسارت استبداد تن نداد، در چنین روزی متولد شد: روز دهم اسفند سالگرد تولد شاعری مردمی است که علیرغم همه فراز و نشیبهای زمانه، اصالت مردمی خود را حفظ نمود. شاعری حماسهسرا که در زمانه دیکتاتوری شاه، با یاد مردم میسرود و غم رهایی ملتی اسیر را در دل داشت. به هنگام پیروزی انقلاب در سال ۵۷ سرشار و پر غرور از شکست دیکتاتور، به اقیانوس مردم پیوست. هرچند زمانی طول کشید که اخوان ثالث به طور کامل به هویت و ماهیت دیکتاتوری جدید پی ببرد. اما جرأت آنرا داشت که بعد از مدتی که به ماهیت آخوندهای حاکم پیبرد، حرمت قلم خود را حفظ نمود و داغ همکاری خود با آنان را بر دلشان گذاشت.
زندگینامه:
مهدی اخوان ثالث متخلص به (م- امید) زاده شهر مشهد است که در روز ۱۰ اسفند سال ۱۳۰۷ چشم به جهان گشود. پدرش عطار طبیبی بود که از یزد به مشهد مهاجرت کرده بود و مهدی سومین فرزند او به شمار میرفت. مهدی در نوجوانی به خواندن اشعار و داستانهای حماسی روی آورد و علاقه وافری به این بخش از ادبیات فارسی نشان داد. او همزمان با نوازندگان تار که در محیط اجتماعیش وجود داشتند رابطهای صمیمانه برقرار نمود و همین رابطهها، سبب آشناییاش با نوازندگی تار و مقامهای موسیقی گردید.
فعالیتهای ادبی اخوان ثالث
اخوان ثالث پس از همکاری با انجمن ادبی خراسان، کمکم با بزرگان شعر روزگار آشنا شد و از سال ۱۳۲۷ به تهران آمد. ابتدا به شغل معلمی روی آورد ولی همچنان به نوشتن اشعارش ادامه میداد. در همین بستر بود که کارش به همکاری با مطبوعات و شرکت در کارهای سینمایی و نویسندگی برنامههایی برای رادیو ارتقاء پیدا کرد. با کودتای سال ۱۳۳۲ کلیه روشنفکران و اهل قلم زیر ضرب قرار گرفته شدند و پای اخوان ثالث نیز به زندان باز شد. اما مدت زیادی در زندان نماند و آزاد گردید.
وقوع این حادثه موجب گردید که تا مدتها از سیاست روی گردانده و به تعمیق کارهای ادبی خود بپردازد. سبک نیما یوشیج، بعنوان گامی نو در شعر فارسی را به دقت موشکافی کرد و از آن بهرههای فراوان گرفت. شعرهای حماسی را استعاره ظرف بیان ناگفتههای درون پرغوغای خود نمود. او چنان در سرودن اشعار حماسی چیره دست گشت که توانست به زیباترین بیان حماسههای تاریخی ایران را پس از قرنها به شیوایی بر زبانها جاری گرداند. درون مایه حماسهها را با استعاره به نمادهایی برای ناگفتههای خود تبدیل نمود. چنانچه خودش در تعریف شعر گفته است: «شعر محصول بیتابی انسان است. بیتابی لحظاتی که در پرتو شعور نبوت قرار میگیرد».
مواضع اخوان ثالث در سیاست
پس از سقوط دیکتاتوری شاه اخوان به عشق باروری فرهنگ و رشد استعداد جوانان ایرانی، بار دیگر در صحنه اجتماعی حاضر شده بود. وی که هنوز نسبت به آنچه خمینی و اعوانش برای ایران و ایرانی و فرهنگ ایران زمین در سر داشتند پی نبرده بود، سعی نمود دوشادوش مردمی که به صحنه شتافته و روزهای نویی را برای آیندهشان انتظار میکشند همراه شود. اما زیاد طول نکشید که ماهیت آخوندهای حاکم را بخوبی شناخت و از هرگونه همکاری با دستگاه اداری و سیاسی حاکمیت جدید فاصله گرفت.
سیدعلی خامنهای که او را از دوران جوانی بخوبی میشناخت، سعی نمود که او را به همکاری با حکومت ترغیب کند. اما اخوان ثالث به او پاسخ منفی داد و به خامنهای گفت: که از پیش تصمیم گرفته که «بنای زندگیش بر اساس مقابله با سلطه باشد و نه همکاری با سلطهگران». به همین دلیل بود که حاکمان جدید سلطهگر از پاسخ تیز و افشاکننده اخوان برآشفتند و چماقداران خود را بر علیه او فراخواندند. کتکش زدند و حقوق بازنشستگیاش را نیز قطع نمودند.
وقتی خامنهای در یکی از خطبههای نمازجمعه او را هیچ خواند و سعی نمود از او انتقام گرفته و ذلیلش نماید، اخوان در پاسخی کوتاه به او جوابی تاریخی داد و شعر «هیچم و چیزی کم» را سرود. او در این شعر، به استعاره پاسخ خامنهای را داد و به دستگاه ظالمانه آنها اشاره کرد و گفت: «رفتم فراز بام خانه، سخت لازم بود شب بود و مظلم بود و ظالم بود».
سفر به اروپا
مهدی اخوان ثالث عمده زندگیش در پس از انقلاب سال ۵۷ را به انزوا و تنهایی گذراند. اگر چه شاهکار شعری او شعر «زمستان» است، اما او چنان مجموعه درخشانی از اشعار بیبدیل در کارنامه خود دارد که نام او به عنوان یکی از برجستهترین شاعران تاریخ ادبیات معاصر ایران ثبت شده است.
اخوان در طول زندگیش به خارج کشور سفر نکرده بود. مهمترین رویداد فرهنگی سالهای آخر عمرش سفر به اروپا به دعوت خانه فرهنگ معاصر آلمان بود. او در این سفر از سوی دوستداران فرهنگ ایرانی بشدت مورد استقبال قرار گرفت و فرصت یافت تا به کشورهای فرانسه، انگلیس، دانمارک، سوئد و نروژ نیز سفر نماید.
مرگ شاعر
مهدی اخوان ثالث پس از سفر خود به اروپا، دوباره به تهران مراجعت کرد. اما چهل روز بعد، اجل امانش نداد و در روز ۴ شهریور سال ۱۳۶۹ دیده از جهان فرو بست و به دیار باقی شتافت. پیکر او در توس در کنار آرامگاه فردوسی شاعر نامی ایران بخاک سپرده شده است و زیارتگه دوستداران شعر و ادب پارسی است.
مهدی اخوان ثالث شاعری مردمی که اصالت خویش را حفظ نمود/







