شنبه, ۲۵ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

من کودک سیزده ساله هستم!

۱۱ آذر, ۱۳۹۹
من کودک سیزده ساله هستم
Share on TwitterShare on Facebook

من رؤیاهایم را در کوچه هنگام آدامس فروشی جا گذاشتم

من کودک سیزده ساله هستم. برای کمک به خرج خانواده مجبورم که دست فروشی کنم. پدرم بیمار است و مادرم به تنهایی توان تامین خرج خانواده را ندارد. یک خواهر و یک برادر کوچکتر هم دارم. مادرم وقتی برای کارگری می‌رود آنها را با خودش می‌برد.

دلم برای بازی تنگ شده!

خیلی وقت ها گرسنه هستیم. وقتی می‌بینم بچه‌ها به مدرسه می‌روند حسرت رفتن به مدرسه در دلم زنده می‌شود. اما چه کنیم که محروم هستیم. این روزها خریدارها هم کم شدند. مادرم گفت که برای شام نان و مقداری سیب زمینی بخرم. نگران هستم که امروز آدامس‌ها را نتوانم بفروشم. چه طوری دست خالی به خانه برگردم. گاه در رؤیاهای خودم غرق می‌شوم. گاهی از اینکه دوران شیرین کودکی‌ام را به سختی می‌گذرانم همه وجودم را غم می‌گیرد.. دلم می‌خواست با دوستانم بازی می‌کردم. چقدر دلم برای بازی تنگ شده.

درباره؛

آخرین نمونه جنایت در حق دختران و کودکان ایران

آخرین نمونه جنایت در حق دختران و کودکان ایران

گوریلی که کودکی ام را نفی می‌کرد!

در همین فکر بودم  که صدایی گوش‌خراش را از تلویزیون مغازه‌ای که جلوی آن دست فروشی می‌کردم شنیدم.. فکر کردم که حرف های یک دیوانه را دارم می‌شنوم. سرم را برگرداندم دیدم که یک ریشوی گردن کلفت و چاقالو دارد صحبت می‌کند.

او گفت که دختران ۱۳ یا ۱۴ ساله کودک همسر نیستند. وجودم را خشمی فرا گرفت. احساس کردم تمام بدنم را درد فرا گرفت. حواسم را جمع کردم آیا درست شنیدم و او باز گفت: «سن ازدواج در دختران به معنی سن بلوغ در نظر گرفته می‌شد که عموما سن ۱۳ یا ۱۴ سال است».

 نمی‌دانستم چکار کنم. دلم می‌خواست گریه کنم. بغض کردم. تاب نیاوردم رفتم از صاحب مغازه که آقای مهربانی هست، پرسیدم احمد آقا شما شنیدی یارو چی گفت؟ احمد آقا شانه بالا انداخت  و گفت چیزی نیست دختر جان دارند حرافی می‌کنند.

دنیای ظالمانه شما

 از مغازه احمد آقا بیرون آمدم، احساس کردم که روزگارم، زندگی در چهاردیوار سیاهی است که عروسک های مرگ دامن من را گرفته‌اند و من مثل سنگ ایستاده‌ام. خانمی در این لحظه گفت عزیزجان یک بسته آدامس می‌خواهم. درحالی‌که دستانم می‌لرزید بسته آدامس را به او دادم و او پولش را دارد. وقتی دیدم که تماما سیاه‌پوش هست همان عروسک مرگ در ذهنم تداعی شد.

دوست داشتم هرچه زودتر به خانه برگردم. دوست داشتم بخوابم. شاید لحظاتی که مثل زنجیر مرا به بند کشیده بودند را فراموش کنم. آرزوهایی که توی ذهنم بود دیدم یکی یکی می سوخت. تا غروب به دست فروشی ادامه دادم. چند بسته دستمال کاغذی هم فروختم. از یک طرف کمی خوشحال بودم که نان و سیب زمینی را توانستم تهیه کنم و از آن طرف اندوه وجودم را آزار می‌داد.

دستان مهربانی که مرا آرامش داد

 به خانه رسیدم دیدم دایی جانم برای دیدن ما به خانه آمده است. خوشحال شدم. تا من را دید گفت چی شده شهناز جان رنگ صورتت انگار پریده مریض که نیستی؟ گفتم نه دایی جان. من دایی‌ام را خیلی دوست دارم او دانشگاه رفته است. لیسانس دارد اما به او کار نمی‌دهند. خودش گفت بعد از اینکه از زندان آزاد شدم دیگر کاری پیدا نکردم.  به همین خاطر توی یک مرغداری کارگری می‌کند. دایی‌ام با مادر بزرگم تنها زندگی می‌کند. دوست داشتم دایی جان همیشه پیش ما زندگی می‌کرد. اما خانه ما کوچک است و اجاره نشین هستیم.

وقتی شام سیب زمینی آب پز و نان را خوردیم، گفتم دایی جان امروز یک آدم گنده توی تلویزیون این حرف را زد و من شنیدم خیلی ترسیدم. دایی جان هم گفت آره من هم شنیدم و توی روزنامه هم خواندم که نوروزی نماینده مجلس خامنه‌ای این حرف ها را زده وگفته «دختر ۱۳ ساله که دیگر کودک‌همسر نیست».

اما دایی جان نگران نباش. یک کنوانسیون هست که یکی از مفاد آن در رابطه با حقوق کودکان است که ازدواج زیر ۱۸ سال غیر قانونی است. اگرچه این ستمگران نه حقوق کودک سرشان می‌شود، نه دست از امیال حقیرشان برمی‌دارند. ولی ارزشی برای این حرف ها قائل نمی‌شویم.

دلم می خواست فریاد بکشم

سپس دایی جان برای اینکه خیالم را راحت کند نظر چند کارشناس را در مورد حرفهای این گوریل خواند و  به من گفت که نگران نباشم.

بعد گفت دایی جان می‌دانی مشکل کجاست؟ گفتم نه، گفت اینها که آنجا نشستند نماینده ما نیستند نماینده یک کس دیگر هستند. اینها دنبال منافع خودشان هستند.. کاری به زندگی مردم ندارند. شهناز جان تا این حکومت هست، دفتر زندگی مردم هر ورق آن با درد و رنج نوشته می‌شود. [مشکلات زنان ایران در نظام ولایت فقیه؛ از شکاف جنسیتی تا کودک همسری]

بعد برای خاطر جمعی من گفت: غصه نخور عزیزجان! یک مقدار که کار کردم، پولی توانستم جمع کنم تو را می‌فرستم مدرسه، دیگر نمی‌گذارم که مامان کارکند.

یک مقدار خیالم راحت شد، که یک دایی خوب دارم که حواسش به ما هست. ساعت ۹ شب بود که دایی جان بلند شد که برود. موقع بلند شدن یک بسته کاغذ از زیر کاپشنش پایین  افتاد. روی آن نوشته بود: مردم آب و آزادی می خواهند.

دلم می خواست مثل دایی من هم بتوانم کاری بکنم. دلم می خواست فریاد بزنم دختربچه ۱۳ ساله هنوز کودک است. او هنوز عروسکش می خواهد … دلم می‌خواست فریاد بزنم…

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: کودک همسری
TweetShare

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.