مملکتی که هیچ چیزش سرجایش نیست
درکشورهای مترفی وروبه رشد یکی ازارگانهایی که اهمیت راهبردی دارد پرداختن تمام عیاربه آمورش وپرورش آن کشورهاست. مسئولان وسرمداران کشورهای توسعه یافته جهان آزاد دراین زمینه گوی سبقت را ازیکدیگرمی ربایند.آموزش و پرورش دربودجه سالانه ازجایگاه ویژه ای برخوردار است. انها تلاش میکنند تادراین رابطه ازآخرین تجربیات کشورهای دیگراستفاده بکنند. درفرهنگ غنی و باستانی نیاکان ما نیزجملات و اشعاری به یادگارمانده است که ازشناخت ایرانیان نسبت به امر دانش و تعلیم و تربیت حکایت دارد. فردوسی در یک هزار سال قبل دراین باره سروده است: توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود.
درنقطه مقابل و در حاکمیت مادون قرون وسطایی آخوندها به دلیل ماهیت بغایت ارتجاعی وضدیت هیستریک با علم ودانش، کمترین اهمیت را به آموزش و علم داده و تا توانسته اند کشور را در این زمینه با عقب ماندگی مواجه ساخته اند.کودتای ضد فرهنگی علیه دانشگاهها، نمونه گویایی است. حرفهای بزرگ عمامه داران هم احتیاج به تفسیر و تشریح زیاد ندارد. آنجا که باغیظ و خشم آخوندی گفته بود: ” می گویند مغزها فرار می کنند. به جهنم که فرار میکنند. چه بهتر که این مغزهای پوسیده فرار کنند. ما علم و دانش غربی نمی خواهیم. اگر شما هم فکر میکنید که اینجا جایتان نیست فرار کنید. راه باز است.
(کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)
همه ی گرفتاری های ما از دانشگاههاست. هر چه می کشیم از طبقه ای است که ادعا می کند روشنفکریم حقوق دانیم دانشگاهی هستیم.
(کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)
برهمین اساس است که کمترین توجه و سرمایه گذاری در این رشته حیاتی از بدو پیدایش جمهوری ارتجاعی قتل عام، مشاهده میشود. تنها به مثابه مشت نمونه خروار در حاکمیت آخوندی کافی است نگاهی بکنیم به اوضاع وخیم و دردناک یکی ازاستانهای بزرگ و قدیمی و پهناور ایران..
دراستان محروم سیستان وبلوچستان بنا به گزارش رسانه های خود رژیم بیش از۱۱ هزارکمبود کلاس درس و قریب به ۱۲ هزارکمبود معلم وجوددارد.
بسیاری ازاین کلاسها درمناطق روستایی و دور افتاده بعضا در اصطبل حیوانات و یا کپرها و یا در محیطهای باز برگزارمیشود. کلاسها و ساختمانهایی که در حال فروریختن بر سر دانش آموزان و معلمان زحمتکش کشورند.
بر اساس دستورالعمل آموزش و پرورش خود ملاها، تمامی مدارس كشور موظف هستند تا نسبت به استاندارد سازی وسایل گرمایشی مدارس خود اقدام كنند اما هنوز روستاهایی در كشور وجود دارند كه به اعتراف خود مسئولان آموزش و پرورش، كلاسهای آن با چراغهای والور و علاالدین گرم میشود و هیچ بازرسی به این مدارس سرك نمیكشد تا سیستمهای گرمایی این مدارس استاندارد شود. از ۵۰۰ هزار كلاس درس كشور ۳۰ درصد یعنی ۱۵۰ هزار كلاس همچنان از بخاری نفتی كه گفته میشود استاندارد هست استفاده میكنند.به همین دلیل و دلایل بسیار دیگر در طول سالیان نکبتی آخوندها بکرات کلاسهای درس دانش آموزان آتش گرفته و صدها نفرزنده زنده درآتش نفرت آخوندها جزغاله شده و بسیارانی تاابد مجروح شده اند.
مدرسه دخترانه روستایی بنام شین آباد از توابع پیرانشهر به دلیل نداشتن تجهیزات گرمایشی استاندارد بر سر زبانها افتاد. این حادثه هولناک و تلخ آتش سوزی درساعت ۸ صبح روزچهارشنبه ۱۵آذر۱۳۹۱ بوقوع پیوست
اخیرا کودکان معصوم مدرسه ای را دیدم که دانش آموزانش درهوای بسیارسرد مجبورشده بودند باپوشیدن لباسهای زمستانی همراه خودشان پتوهم داشته باشند.
مدرسه جدحانی در روستای مزنده شاوه از توابع شهرستان رامشیر که در میانه چاهها و فلرهای نفتی واقعشده است!.
همه این کمبودهای وحشتناک عمدی را بگذارید درکناربذل وبخششهای ملایان درمنطقه واقصا نقاط جهان به منظورصدورتروریسم وارتجاع. شنیدن کمک به بازسازی مدارس ویران شده سوریه دراین اوضاع واحوال برخشم انباشته مردم ستمدیده بسی می افزاید. خبرگزاری دولتی ایرانا اخیرا نوشته بود::.
محسن حاجی میرزایی – وزیرآموزش وپرورش ملاها-در بدو ورود به فرودگاه دمشق در جمع خبرنگاران از آمادگی ایران برای مشارکت در بازسازی واحدهای آموزشی سوریه که براثر جنایات جنگی تروریستهای تکفیری داعش آسیبدیده است، خبر داد. اگرچه سردمدران رژیم تحت فشار افکارعمومی و فضای مجازی مجبورشدند خبررا اندکی تعدیل کنند وبگویند قصدشان کمک مالی نبوده است ولی کیست که نداند ولایت پوشالی آخوندی، سالانه میلیاردها دلار از منافع مردم ایران را خرج صدورتروریسم در خارج و سرکوب مردم بپاخاسته در داخل مرزها میکند. تجربه ۴۰ ساله آحاد مردم غیرتمند ومبارزایران نشان میدهد تا رژیم جنایتکارولایی برسرکارهست، آش همان است وکاسه همان. راه وچاره خرد کردن همه کاسه وکوزه ها ی فلاکت حاصله سالیان برسرعمامه وقبا وردای آنهاست ولاغیر
محمد قرایی- سوئد
بهمن ماه نود وهشت







