مصاحبه رئیسی زنجیره دروغ ها و وعدههای پوشالی
سه شنبه ۵ بهمن ماه ابراهیم رئیسی چهارمین گفتگوی تلویزیونی باصطلاح زنده خود را انجام داد. رئیسی که به تازگی از یک سفر پرحاشیه از روسیه برگشته است، در این مصاحبه تلویزیونی نیز در نقش دن کیشوتی ظاهر شده که در یک توهم کور به سمت آسیابهای بادی بحرانها نیزه پرتاب میکند و خود نقش زمین میشود!
ابراهیم رئیسی که عمری بود جز دار و درفش و صدور حکم اعدام و رجم و شکنجه، کاری انجام نداده بود، اکنون در پایان ۶ ماه اول روی کار آمدن دولتش، خود را در محاصره انبوه بحرانها گرفتار میبیند. بنبست مطلقی که خود او مسبب آن نیست بلکه اساسا دولت او خود محصول این بنبست است و به عنوان یک راه حل وارد میدان شد! اما همگان این را میدانند که ابراهیم رئیسی قطب نمای سرکوب و انقباض است و با چنین قطب نمایی امکان خروج از بنبست وجود ندارد.
محورهای مصاحبه ابراهیم رئیسی
رئیسی در این مصاحبه تلویزیونی با زبان الکن تلاش کرد، انبوه بحرانهای حکومت را با حرف درمانی رفع و رجوع کند و خودش را مسلط بر اوضاع جلوه بدهد، اما چنان در این عرصه کم بضاعت است که لاپوشانیها و دروغهایش بیشتر کودکانه جلوه میکند؛
۱. رئیسی مدعی شد که نقطه قوت این دولت این است که انتصابات فامیلی نداریم! نسبت به انتقادات در مورد انتصابات، باید بگویم که برخی اظهارنظرها گاهی با واقعیت همخوانی ندارد؛ گاهی نقاط قوت دولت طوری منعکس میشود که نقطه ضعف تصویر میشود.
این در حالی است که دولت رئیسی به عنوان دولتی که بیشترین انتصابات فامیلی در آن صورت گرفته و باصطلاح اتوبوسی انتصاب صورت میگیرد، مورد انتقاد جریانهای داخل حکومت است.
حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و یک چالش لاینحل
۲. رئیسی در مورد حذف ارز۴۲۰۰ تومانی و تبعات این حذف گفت: «در آغاز دولت ارز ۴۲۰۰ تومانی وجود نداشت. من غافلگیری مردم را نمیپسندم و به همین دلیل در این زمینه به مجلس لایحه داده شد. ارز۴۲۰۰ تومانی مشکلات زیادی ایجاد کرده است، سه نکته برای ما مهم است در خصوص حذف باید اجماع نسبی حداقل بین مجلس و دولت وجود داشته باشد و اقناع نخبگان و افکار عمومی صورت بگیرد و ارز ۴۲۰۰ تومانی نسبت به چند کالا خسارت آن جبران شود این سه نکته مهم برای دولت است».
به این ترتیب رئیسی ناخواسته به این واقعیت اعتراف می کند که با اینکه حذف ارز۴۲۰۰ تومان
جزو سیاستهای کلان و تصویب شده حکومت است اما در ترس از قیام و خیزش عمومی مردم مجبور است دست به عصا حرکت کند. چون با حذف ارز۴۲۰۰ تومانی، اقشار فرودست جامعه که اکنون ۸۰درصد جامعه را تشکیل میدهند، از حداقلهای زیستی محروم میشوند و این زنگ خطر را برای حکومت به صدا در میآورد.
مذاکره مستقیم با آمریکا روش امتحان شده
۳. ابراهیم رئیسی در این مصاحبه در مورد امکان مذاکره مستقیم با آمریکا هم اظهارنظر کرد و به صورت تلویحی پذیرفت که آماده مذاکره مستقیم با آمریکا در مورد مسأله اتمی است. با این حال بلافاصله به یادش آمد که باید یک حرفی متفاوت با دولت گذشته بزند! برای همین کمی بعد گفت: ما مذاکرات را پیش میبریم اما همهچیزمان مذاکره نیست. به این ترتیب رئیسی به بعد دیگری از بنبست حاکم بر سیاست خارجی حکومت اشاره کرد که هم نیازمند مذاکره هستند تا تحریمها لغو شوند و هم توان عقبنشینی و تن دادن به الزامات یک توافق را در دولت و حکومت نمیبییند. به همین دلیل اکنون به دستور خامنه ای پذیرفته است که دست از پا درازتر باز هم دست به سمت «کدخدا» دراز کند.
۴. رئیسی که زیر آماج انتقادات در رسانههای حکومتی و فضای مجازی در مورد سفر اخیرش به روسیه قرار دارد، باز هم نشان داد که در این مورد هم چقدر دستش خالی است. رئیسی گفت: در خنثیسازی تحریمها یکی از راههای ما ارتباط با روسیه است! ما در نشست ۳ ساعته با رئیس جمهور روسیه از ابتدا تا انتها درباره مسایل مختلف با محوریت منافع مردم ایران گفتگو کردیم!
اما رئیسی فراموش کرد که بگوید صرف گفتگو کردن با رئیس جمهور روسیه که دستآورد نیست. و دستاورد در صورتی حاصل میشود که این گفتگوها به توافق یا قراردادی منجر شود.
واکنش ها نسبت به سخنان رئیسی
۵. ابراهیم رئیسی در خصوص وعده ساخت مسکن نیز گفت: در چهار سال ۴میلیون مسکن خواهیم ساخت. ساخت مسکن بسیاری از صنایع را فعال خواهد کرد. برای ساخت مسکن مشکل زمین نداریم؛ دولت در حاشیه شهرها زمینهای بسیاری دارد.
خود او میداند که وعده ساخت ۴ میلیون مسکن طی ۴ سال صرفا یک شعار انتخاباتی برای رئیسی بود و او در عمل بعد از روی کار آمدن جز خانه خراب کردن مردم و بیرون راندن مردم از مسکنهای خود ساختهشان کاری دیگر انجام نداده است.
بلافاصله بعد از این مصاحبه رئیسی با تلویزیون حکومتی، محمد مهاجری یکی از روزنامه نگاران باند خامنه ای به کنایه در مورد رئیسی نوشت: آقای رئیسی اگر با روزنامهنگاران مستقل مصاحبه کند اطلاعاتش نسبت به دولتش زیاد میشود. اطلاعات ایشان غلط است و از برخی چیزها خبر ندارند!
عباس عبدی نیز روز ۵ بهمن ۱۴۰۰ در مورد بنبست همه جانبه حکومت با روی کار آمدن رئیسی نوشت: کارهای موجود این دولت را که روحانی به نحو بهتری انجام میداد! چه در سیاست خارجی و چه در اقتصاد. چه درد بیدرمانی داشتید که نگذاشتید به سرانجام برساند و کشور را به این روز انداختید؟ که هم چوب را بخورید و هم پیاز را و هم پول را بدهید؟
به عبارتی گذشته از همه لفاظیهای سطحی ابراهیم رئیسی، آن چه که بر پیشانی او و کابینهاش نوشته شده است کلمه «بنبست» است. این بنبست را هم در سیاستهای اقتصادی دولت و بودجه نویسی آن میتوان دید و هم در افزایش سرسام آور قیمتها و چشم انداز ورود تورم به فاز ۶۰ درصد. در بعد اجتماعی و سیاسی نیز، افرایش اعتراضات همه اقشار جامعه از کارگران و معلمان تا بازنشستگان و کشاورزان و دیگر طبقات نمود عینی بحران حکومت است طوری که اکنون اعتراضات به سطح نیروهای درون حکومت مثل زندانبانان و مجروحان جنگ و غیره رسیده است.
جوانان شورشی ترسیم کننده چهره آینده ایران
در سیاست خارجی هم برغم گذشت نزدیک به یک سال از روی کار آمدن دولت جدید آمریکا و امید بستن به دولت دمکراتها در عمل بنبست در مذاکرات جدیتر شد و تحریمها نه تنها لغو نشد بلکه در سطوحی به آن اضافه هم شد!
علاوه بر همه این چالشها، خامنهای و رئیسی با یک تهدید فزاینده و رو به رشد دیگری مواجه هستند که میرود تا ترسیم کننده چهره آینده ایران باشد و آن افزایش کمی و کیفی کار جوانان شورشی است که در هر کوی و برزن مظاهر و نمادهای حکومتی را هدف قرار میدهند. این جوانان شورشی و برانداز که نفی مطلق حکومت ولایت فقیه را میخواهند، کم کم جای همه نیروهای میانهطلب و رفرمیست را میگیرند و چهره واقعی ایران فردا را ترسیم میکنند.
اتفاقا مأموریت رئیسی در درجه اول سرکوب همین برش از جامعه بوده است اما تاکنون ثابت شده است که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. همان طور که روزی شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» صحنه سیاسی ایران را از لوث وجود اصلاح طلبان قلابی پاک کرد، از این پس شعار «سرنگونی» و «براندازی» گفتمان غالب جامعه ایران خواهد شد که تبلور مادیاش را در همین جوانان شورشی پیدا کرده است.








