همبستگی نیروهای جبهه خلق چگونه امکان پذیر است؟
سوالی که از همین ابتدای راه به نظر میرسد این است که چرا همبستگی نیروها در قیام ۱۴۰۱ محقق نشد؟ چه چیزی مانع همبستگی شد؟ آیا باید مجاهدین خلق را بخاطر شکل نگرفتن این اتحاد و همبستگی مورد سرزنش قرار داد؟ چگونه راه اتحاد نیروها باز می شود؟
ابتدا باید تاکید کرد که این موضوعی است که پاسخ آن به عهده مجاهدين نيست. بلكه به عهده گروههايي است كه در اعلام جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي هنوز قدمی به جلو برنداشتهاند.
حرف این است که چرا بقيه گروهها وجریانات و اقلیتها و غیره اين حرف جدي یعنی طرح جبهه همبستگي را از طرف جديترين و اصلیترین آپوزیسیون و جريان مبارزاتي جواب ندادهاند و آن را در صحنه سیاسی ایران و در مقابل رژیم جدی نگرفتهاند؟
اين جبهه به منظور اتحاد عمل نيروها وجريانات سياسي كه خواهان همكاري و همياري مبارزاتي هستند کارایی لازم را داشت. اين جبهه ظرفيت همبستگي وعزم همكاري و توان همگان را به آزمايش ميكشد. جبهه همبستگي ملي نيروهايي كه جمهوري خواهي با التزام به نفي كامل نظام ولايت فقيه وهمه جناح ها ودسته بندي درون آن براي استقرار يك نظام سياسي دمكراتيك و مستقل و مبتني بر جدايي دين از دولت مبارزه ميكند را در بر ميگيرد.
نفي كامل ولايت فقيه؛ اين مرز متمايز وخط قرمز پيكار آزادي مردم و ملاك تشخيص دوست از دشمن است. مبناي تنظيم رابطه با همه افراد وجريانات سياسي و شاخص جذبو دفع نيروها است بنابر اين جبهه خلق يا جبهه مردم ايران به معناي علمي در برگيرنده تمام طبقات، اقشار، جريانات، نيروها و افراد ايراني است كه خواستار سرنگوني ديكتاتوري ولايت فقيه و برقراري دمكراسي و خواستار جمهور مردم ايران هستند.
شرايط برای همکاری ساده ترین شرایط است :
سه اصل: جمهوریخواهی، سرنگونی نظام ولايت فقيه و جدايی دين از دولت.
اما باید گفت مشکل در رژيم جنايتکار آخوندها است که با ايجاد رعبو وحشت و سرکوب وحشيانه میخواهد مانع اتحاد عمل نيروها بشود.
رژيم می تواند دهها گروه توليد بکند. با يک وب سايت، یا يک سايت ولی اينها ملاک نيست. مهم اين است که در صحنه عمل چه کسی حضور دارد و چه کسی تاثير دارد و چکار میکند.
اتحاد نيروها شاخص دارد. کسانی که ادعای اپوزیسيون میکنند ولی دائما عليه مجاهدين تبليغ میکنند، اينها متحد عينی رژيم آخوندی هستند.
در همین زمینه
مختصات همبستگی نیروها در جبهه خلق در آستانه سالگرد قیام
شرط همبستگی نیروها برای سرنگونی
این مقاومت توانسته است طی این پروسه اثبات بکند که همیشه درهایش رو به هرکسی که طرفدار سرنگونی باشد؛ جمهوریخواه باشد و جدایی دین از دولت باشد، باز بوده است.
بیش از ۲۰ سال قبل طرح همبستگی ملی؛ تصریح کرده بود که هرکس طرفدار سرنگونی باشد طرفدار جمهوری باشد یعنی نه شاه و نه شیخ و معتقد به جدایی دین از دولت باشد ما از همکاریش استقبال میکنیم .
در حالیکه خمینی حرف مشخص نمیزد میگفت همه باهم ؛ خمینی منظورش این بود که همه بامن و این سیاست شکست خورده است. الان اتحادی که برمبنای اصول شناخته شده نباشد اصلا قابل تکیه نیست و اصلا ما را به آزادی نمیرساند.
وحدت و همبستگی نیروها برای سرنگون کردن حکومت آخوندی و برای آزادی و دموکراسی خیلی خوبست.
اما واقعیت این است که وحدت و اتحاد، مفت و مجانی به دست نمیآید. امری است قانونمند که درمان و راهحل علمی خود را دارد. به اختصار، در علم اجتماع و دانش مبارزه و انقلاب، «مبنای لازم» و «شرط کافی» خود را میخواهد.
مبنای لازم، در مشی تغییر و سرنگونی خلاصه میشود. یعنی ابتدا باید به این سؤال جواب داد که چگونه و از چه طریقی میخواهید این رژیم را با سپاه پاسدارانش تغییر بدهید و سرنگون کنید؟ اینجاست که با توجه به تجربه ۴۰ساله، حرفهای مفت خشونت پرهیز و طیف راهحلهای بیهزینه رنگ میبازد.
شرط کافی در اصل وحدت و همبستگی نیروهای جبهه خلق خلاصه میشود. وحدت و همبستگی برای استقرار یک نظام جمهوری دمکراتیک و مستقل، مبتنی بر جدایی دین از دولت.
بنابراین با توجه به تجربه یکصد سال گذشته، اصل پایهیی ”نه شاه- نه شیخ“ بهمعنی نفی هر گونه دیکتاتوری و وابستگی نتیجه میشود. این تنها سیاست ملی و میهنی برای ایران و ملیتهای تحت ستم مضاعف مانند کردستان و بلوچ ها است. هر چیزی غیر از این فریب و غیرواقعی است.







