خامنه ای برغم داشتن ملاقات عمومی با نمایندگان مجلس حرفی از آبادان نزد
روز دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ فاجعه متروپل در آبادان اتفاق افتاد. برج دوقلوی متروپل در بعد از ظهر شوم آن دوشنبه سیاه فرو ریخت و صدها نفر را به کام خود کشید.
این خبر بلافاصله به خبر اول ایران تبدیل شد و طی دو روز گذشته فضای مجازی و حقیقی جامعه را به خود مشغول کرده است.
بی توجهی مقامات مسئول حکومتی به هشدارها درباره فرو ریختن احتمالی متروپل و نیز بی عملی همین مقامات در مورد آوار برداری از ساختمان فروریخته و نجات جان مصدومان و مفقود شدگان از دیگر محورهای خشم و اعتراض جامعه بوده است.
به دنبال فاجعه متروپل آبادان و سرنوشت مشکوک مالک و پیمانکار این سازه و دروغگوییهای آشکار مقامات قضایی و نیز رسانههای حکومتی، موجی ازخشم و نفرت جامعه را فرا گرفت. صدها گزارش از صحنه فاجعه منتشر شده است.
بیشتر بخوانید
فیلمهایی از تظاهرات شبانه مردم آبادان با شعار دشمن ما همینجاست
بی توجهی خامنه ای به درد و رنج قربانیان فاجعه متروپل
مردم آبادان در کنار این ساختمان متروکه و در کنار پیکرهای مدفون شده عزیزان خود شب را به صبح میرسانند، اما تلویزیون حکومتی انعکاسی از درد مردم نشان نمیدهد. شامگاه چهارشنبه مردم خشمگین آبادان تظاهرات شبانه بر پا کردند و فریاد زدند: آبادانی بپاخیز برادرت را کشتند.
با وجود همه این تحولات سوال این است که خامنه ای چرا در مقابل بحرانی به این بزرگی سکوت کرده است؟
خامنه ای روز چهارشنبه ۴ خرداد با باصطلاح نمایندگان مجلس ملاقات داشت. در این نشست ۷۰ دقیقهای خامنه ای از همه چیز حرف زد الا فاجعه متروپل آبادان. سوال این است که چرا؟ چرا خامنه ای به عنوان مقام اول این حکومت نسبت به یک فاجعهیی به این بزرگی سکوت کرده است؟ آیا این فاجعه کوچک بود و در قد و قوارهای نبود که خامنه ای به آن اشاره کند؟ یا خامنهای از چیز دیگری وحشت دارد؟
بیشتر بخوانید
دلایل سکوت خامنه ای
در پاسخ به این پرسشها یاد آوری چند نکته ضروری است:
۱. خامنه ای و سران حکومت که سالهاست به صورت الیگارشی غارتگر بر سر نوشت مردم ایران چیره شدهاند اساسا درکی از رنج و محنت تودههای مردم ندارند. به همین دلیل هم به صورت آشکاری از بها دادن و حل کردن پیش پا افتادهترین معضلات مردم عاجزند. خامنه ای همین رفتار را در مورد سیل و زلزله که دو پدیده کاملا طبیعی هم بودند، نشان داد.
۲. خامنه ای تنها روی یک چیز متمرکز است، حفظ و بقای قدرت و حکومت به هر قیمت. هر پارامتری که بقای او را تهدید کند، خامنه ای روی آن واکنش سریع دارد. بقیه مسایل در این دستگاه فرعی و غیر مهم هستند.
۳. فاجعه متروپل آبادان از نظر خامنه ای تنها در صورتی می تواند برایش خطرآفرین باشد؛ که بیش از حد به آن پرداخته شود و تمام تمرکز جامعه معطوف به آبادان شود. در این صورت حساسیت سوژه مورد نظر از نظر کارشناسان و مشاوران خامنه ای بالا می رود و به یک تهدید ملی برای بقای حکومت تبدیل می شود. از همین رو خامنه ای با دور زدن عامدانه این فاجعه و با دستور دادن به صدا و سیمای حکومتی که حداقل انعکاس را از این موضوع بدهند، تلاش دارد فاجعه آبادان در متن اصلی مسایل روز قرار نگیرد.
۴. خامنه ای تنها از یک چیز میترسد؛ خیزش و قیام مردم. این مرزسرخی است که توان کوتاه آمدن از آن را ندارد. تحریم عامدانه وقایع آبادان توسط خامنه ای و دستگاه تبلیغاتیاش در همین جهت صورت گرفته است که جنس موضوع میتوانست به موضوع خیزش و قیام راه ببرد.
۵. تظاهرات شبانه آبادان در شامگاه چهارشنبه ۴ خرداد تمام طراحیهای خامنه ای را برای اجتناب از خیزش و قیام نقش بر آب کرد. از این رو در صورت استمرار این خیزش و تظاهرات در آبادان، باید گفت که خامنه ای بازنده اصلی صحنه ای است که تاکنون در مورد آن سکوت کرده است.







