نگاهی به علل و معنا و مفهوم قرارداد ننگین حکومت آخوندی با چین!
به قلم عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
همه ما به یاد داریم که در تاریخ کشورها، حکومتی که در آستانه سقوط و فروپاشی است، برای بقای خویش دست به کارهایی میزند که تا قبل از آن نمیزد. قرارداد ننگین حکومت خامنهای با چین مصداق امروزی این حقیقت تاریخی است.
بر کسی پوشیده نیست که حکومت دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در چمبره بحرانها دست و پا میزند که جدیترین آن بحران سرنگونی است. مردم ایران این حکومت را نمیخواهند و قیام پیروزمندانه دی ماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ نمود عینی این خواسته مشروع مردم ایران است. قیامی که تا به امروز در اشکال مختلف ادامه دارد.
حسین شریعتمداری، سردبیر و نماینده خامنهای در روزنامه کیهان، در تایید قرارداد ۲۵ساله حکومت آخوندی با کشور چین ضمن موجه جلوهدادن قرارداد خائنانه با چین، این قرارداد را «خروج از بنبست و خنثیسازی تحریمهای آمریکا» نامید و نوشت: «با این معاهده میتوانیم تحریمهای آمریکا را خنثی کنیم» (مشرقنیوز ۱۰فروردین ۱۴۰۰)
تلاش حکومت ایران برای بقا
بجز مقامات حکومتی هنوز کسی از محتوای دقیق این قرارداد ننگین خبر ندارد. اما با توجه به ماهیت ضدانسانی و ضدایرانی حکومت دیکتاتوری و تروریستی حاکم و کارنامه ننگین ۴۲سالهاش علل و کلیت آن بر کسی پوشیده نبوده و نمیتواند به دور از «تلاش رژیم آخوندی برای بقا به هر قیمت» باشد. همانگونه که در دو سال اخیر از «کرونا» امداد غیبی گرفت و مردم را در برابر این هیولای جهانی کرونا تنها گذاشت، که تاکنون بیش از ۲۵۰هزار ایرانی قربانی آن شدهاند. در حالی که اگر یک حکومت ملی، مردمی و دمکراتیک در ایران بر سر کار بود به طور قطع و یقین آمار مبتلایان و قربانیان به حد بسیار ناچیز تقلیل مییافت!
روزنامه حکومتی فرهیختگان نزدیک به علی خامنهای به تاریخ ۱۸فروردین به نقل از احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نوشت: «در طول ۴۰سال گذشته ما هیچگاه از این میزان فعلی پایینتر نبودهایم و اکنون در حداقلترین میزان ممکن از نظر اعتماد مردم به حکومت قرار داریم». وی افزود: «باید منتظر شورش تهیدستان باشید. خطر بیشتر است، ولی کرونا در حال حاضر مانع است».
وحشت حکومت از علنی کردن مفاد قطعنامه!
مقامات حکومتی عمدا مردم را از مفاد قرارداد مطلع نمیسازند و برای این کار خود، بهانهها ردیف میکنند. زیرا آنها به خوبی میدانند در این صورت وجوه این قرارداد بسیار فاجعهبارتر از آن چیزی است که اکنون در ذهن آدمی میگنجد. زیرا مردم ایران قراردادهای ننگین نظامهای دیکتاتوری پیشین و منجمله قرارداد ترکمانچای را به خاطر دارند که بخش وسیعی از خاک ایران برای همیشه از ایران جدا شد و هرگز به ایران و ایرانی برنگشت!
مردم ایران که برای سرنگونی این حکومت بپا خواسته و قیمت سنگین داده و مصمم هستند مسیر خود را تا به آخر، یعنی سرنگونی ادامه دهند نه تنها به این حکومت اعتمادی ندارند بلکه پیشاپیش بر کارنامه ننگین دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران آگاهند و خوب میدانند آنچه را که میکند، فقط و فقط برای بقای دیکتاتوریشان است و با منافع ملی و مردمی ایران هیچ سنخیتی ندارد.
توجیه ننگ با رنگ توسط حکومت!
این رژیم در واپسین دوره از حیات خود اقدام به وطن فروشی از طریق هوا و خشکی و دریا (و آنچه در میان آنهاست) کرده است تا از مردم ایران زهر چشم بگیرند و بر کرسی حاکمیت بمانند. از ماهیان و گونههای دریایی گرفته تا خاک و معادن زمینی و … آنها برای مشروعیت بخشیدن به این اعمال ننگین، جامه اسلام و شرع نیز به تن کرده که مثلا ماهیان و گونههای دریایی «حرام گوشت» هستند و… یا همچون سخنگوی دولت بهانه میآورند که «انتشار متن کامل سند همکاری ۲۵ساله ایران و چین مشروط به موافقت طرفین است». (آرمان ۱۰فروردین ۱۴۰۰).
معنا و مفهوم قرارداد ۲۵ساله توسط حکومت ایران!
اگر چه در تاریخ ایران، قراردادهای ننگینی همچون «گلستان»، «ترکمانچای»، «دارسی» و «گلدسمیت» وجود داشته اما قرارداد اخیر حکومت دیکتاتوری آخوندی با چین علل و معنی و مفهوم دیگری دارد. زیرا:
اولا؛ این حکومت یک اشغالگر سیاسی و نظامی و عقیدتی است و ایران را برای سلطهجویی متعفن آخوندی میخواهد و از این منظر به ایران و مردم ایران مینگرد و سیاست و استراتژیاش کاملا بر ماکیاولیسم منطبق است. به همین خاطر است که تمام سرمایههای انسانی، معنوی، طبیعی، ملی و معدنی ایران را قربانی تأمین منافع حکومتیاش میکند.
ثانیا؛ تمام سرمایههای مادی و معنوی موجود در ایران را نه تنها خرج حفظ نظام، بلکه خرج توسعهطلبی مذهبی و تروریسم عقیدتی و سیاسی خود در منطقه و حتی در جهان کرده است. به همین دلیل است که در سطح بینالمللی «بانکدار تروریسم» و «پدرخوانده تروریسم» نام گرفته و پروژههای هستهییاش نیز در همین راستاست. به طوری که اگر مقاومت ایران نخستین گام در افشای پروژههای اتمی ، کما اینکه دخالتهایش در کشورها را برنمیداشت، این حکومت اکنون سرنوشت جهان را به گروگان گرفته بود!
ثالثا؛ این حکومت در برابر قیامهای مردمی و در سطح بینالمللی نیاز به پشتوانه سیاسی و اقتصادی دارد تا از این طریق حاکمیت دیکتاتوری خود را سر پا نگه دارد. مقامات حکومتی در هر دو جناح حکومتی معترفاند که مشروعیت سیاسی نظامشان در بین مردم ایران سقوط کرده و شتاب آن روزافزون شده است. این سقوط هم بهمثابه یک کابوس در آستانه نمایش انتخابات ۱۴۰۰ بروز کرده است.
تلاش مذبوحانه حکومت علیه اعتراضات مردم!
لازم به ذکر است که رسانههای حکومتی با انتشار طیفی از سوالات و ابهامات و حتی اعتراضات در رابطه با این قرارداد، در صددند تا از سایه انداختن این قرارداد ننگین بر نمایش انتخابات بکاهند. زیرا نمایش انتخابات امسال رسواتر از هر سال دیگری، تبدیل به طناب داری بر گردن این حکومت شده و مردم ایران پیشاپیش از عدم شرکت خود در انتخابات و در نتیجه شکست مفتضحانه آن سخن میگویند.
حرف مردم و مقاومت ایران!
بنابراین از نظر مردم و مقاومت ایران، بستن قرارداد ۲۵ ساله با چین و وطنفروشی و به تاراج دادن منابع و داراییهای مردم ایران توسط حکومت آخوندی به شدت محکوم شده و همانطور خانم مریم رجوی در ۱۹تیرماه سال گذشته اعلام کردند: «برای خامنهای و روحانی و دیگر سردمدارانش، نه جان و سلامتی مردم ایران، نه آب و خاک و نه فرهنگ و منافع ملّی کمترین ارزشی ندارد. آنها تنها به فکر حفظ و بقای دیکتاتوری دینی هستند که خمینی آنرا اوجب واجبات اعلام کرد».







