عبدالله نوری مدعی اصلاحات هم از ولایت فقیه نومید شد
عبدالله نوری وزیر کشور اسبق و یکی از مقامات مدعیان اصلاح طلب بعد از سالیان ارتزاق در سایه ولایت فقیه بالاخره به یادش آمد که این نظام به بن بست رسیده است.
عبدالله نوری که بعد از سه ماه سکوت در برابر قیام سراسری مردم ایران و کشتار بیش از ۷۰۰ تن از جوانان معترض و انقلابی و بازداشت دهها هزار نفر صحبت می کرد بدون اینکه نسبت به این این جنایتها اعتراضی کند گفت:
« در شرایطی که در پرتو انسداد سیاسی و اجتماعی و ناکامی اصلاحات هیچ امیدی به بهبود وضعیت فروبستهی معیشتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی وجود نداشت، کثیری از مردم برای اعتراض به این وضعیت به ویژه محرومیت از زندگی شرافتمندانه و پایمال شدن حقوق اولیه خود با شعار پرمعنا و تأثیرگذار “زن، زندگی، آزادی” به خیابانها آمدند، فریاد مظلومیت سر دادند و خواستار آزادی و رفع فساد و تبعیض و اجرای عدالت و حکمرانی عالمانه، عادلانه و پاسخگو شدند.
در مقابل، حکومت به جای شنیدن صدای معترضان و توجه به ریشهها و زمینههای درونی اعتراضات و نقش خود در مشکلات گستردهی موجود، با فرافکنی و انتساب مطلق آن به عوامل و رسانههای بیگانه، راه خشونت و سرکوب در پیش گرفت و آتش اعتراض را در شهرهای ایران از کردستان تا سیستان و بلوچستان و از خراسان تا خوزستان و دیگر نقاط این مرز و بوم شعله ورتر ساخت.»
در همین زمینه
فقط برای خاطر جمعی میرسلیم!
عبدالله نوری: تصمیمات خامنه ای به این بن بست دامن زده است
تا اینجای کار عبدالله نوری بدون اینکه اسمی از خامنه ای ببرد او را عامل دامن زدن به خشونت معرفی کرد.
عبدالله نوری که هنوز از لالایی اصلاحات عبور نکرده و می خواهد این طور القا کند که ممکن است یک وقتی ولی فقیه دست به اصلاح بزند، چنین ادامه داد:
«چرا حکومت به جای اصلاح شیوه حکمرانی و تن دادن به خواستههای اکثریت مردم، به خشونت با نسل جدید و جوانانی روی آورده که از انبوه مشکلات به ستوه و خشم آمده و از آینده روشن نا امیدند؟
وی اعتراف میکند که تمامی این وضعیت ناشی از این است که یک دیکتاتور مطلقالعنان به نام ولی فقیه ارادهاش غالب بر تصمیمات حکومت است:
«اکثر کارشناسان مستقل در تمامی زمینهها از سیاست خارجی تا اقتصاد و فرهنگ مخالف مسیری هستند که توسط حکومت انتخاب شده و در حال اجراست و آتیهی ایران با تمدن دیرینه و بزرگ را به مراتب رنجبارتر از وضع ناهنجار کنونی میدانند. با وجود این، به دلیل جایگاه برتر و کانونی رهبر نظام در ساختار قدرت، نظر و منویات رهبری ملاک بسیاری از تصمیمگیریها و عملکردها قرار می گیرد. بنبستی که اکنون کشور در آن گرفتار آمده است از آن روست که بنا نبوده و نیست که سخن و نظر اکثریت مردم شنیده شود و یا سخن و نظر مردم تفسیر به رأی حاکمان می شود. حال این مردم معترض، منتقد، رنجدیده و گرفتار در مصائب اقتصادی و معیشتی چگونه مخالفت خود را با خطمشی و سیاستهایی که نظرات و تصمیمات رهبری نظام را در آن دخیل میدانند، اعلام کنند؟»
بن بست همه جانبه یک اعتراف عبرت آموز
به این ترتیب عبدالله نوری اعتراف می کند که این حکومت بعد از چهل و چهار سال در سایه ولایت فقیه به بن بست کامل رسیده است.
جالب این آخوند جنایتکار طلب کار دیگر آخوندها می شود که چرا در مقابل جنایات خامنهای سکوت کرده اند؛
«سکوت مراجع و علمای شیعه در برابر رفتار و عملکرد تنشزا و پراشتباه حکومت برای بسیاری از مردم سئوالبرانگیز شده است و میپرسند آیا ایشان این نوع رفتار را درست میدانند؟ آیا ذبح اخلاق و انسانیت با تهدید و خشونت عریان حکومت در برابر اعتراض مردم، توجیه اخلاقی و شرعی دارد؟ اگر چنین نیست، آنان چگونه به وظیفهی دینی امر به معروف و نهی از منکر عمل می کنند؟ آیا به دیگران واگذاشتهاند تا پیش از آنها از دین خدا دفاع کنند؟ آیا حکومت با یدک کشیدن عنوان اسلام و با کارنامه و عملکرد پراشتباهی که در حوزههای مختلف دارد، موجب کسب رضایت اکثریت مردم و سربلندی اسلام و تشیع شده است؟»
به این ترتیب عبدالله نوری که بعنوان یکی از سران اصلاحات کذایی در عین اعتراف به بنبست محتوم حکومت، هنوز هم فریب اصلاحات را بر زمین نگذاشته است و پر پیداست که دل در گرو حفظ همین حکومت در حال سقوط نهاده است. اما قیام مردم ایران مسیر خود را باز میکند و سقوط ولایت فقیه را بشارت صبح آزادی ایران می سازد.
