شبرنگ به تاریخ: شباهت تاریخی نظریات شیخ فضل الله نوری و خمینی
شیخ فضل الله نوری نیای تاریخی خمینی یکی از افراطیترین چهرههای بنیادگرایی در اوایل جنبش مشروطه است. او به دلیل تلاشی که برای تحکیم سلطه استبداد و مخالفت با آزادیخواهان مشروطه انجام میداد، با افزایش خشم عمومی مردم مواجه و سرانجام توسط مردم به دار کشیده شد. آن چه که در پی میآید قسمتی از نظریات ارتجاعی او علیه جنبش مشروطه و آزادیخواهان است که به صورت اعلامیه از طرف او منتشر شده بود:
«همین كه مجلس به گفت و شنود نشست، عنادی دایر به اصل مشروطیت و حدود آن به میان آمد… اموری به ظهور رسید كه هیچكس منتظر نبود و زایدالوصف مایه وحشت و حیرت رؤسای روحانی و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین شد».
دیگر این كه در موقع صدور دستخط مشروطیت در حضور هزار نفس بلكه بیشتر شیخ فضل الله نوری صریحأ گفتند كه: «ما مشروعه نمیخواهیم. دیگر به رأی العین میبینیم كه از بدو افتتاح این مجلس جماعت لاقید و بابی لامذهب از كسانی كه سابقأ معروف به بابی بودن بودهاند، و كسانی كه منكر شریعت و معتقد به طبیعت هستند، همه در حركت اند… و جنگهاست كه با خلق خدا میكنند…».
«دیگر روزنامهها و شبنامهها پیدا شد اكثر مشتمل بر سب علمای اعلام و طعن در احكام اسلام، و این كه باید در این شریعت تصرفات كرد… و آن قوانین كه به مقتضای یك هزار و سیصد سال پیش قرار داده شده است، باید همه را با اوضاع و احوال و مقتضیات امروز مطابق ساخت… از قبیل افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان، و صرف وجوه روضه خوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در احداث راه آهن… و
درباره؛ شیخ فضل الله بیشتر بخوانید

صنایع فرنگ… و این كه تمام ملل روی زمین باید در حقوق مساوی بوده… با همدیگر در آمیزند و به یكدیگر زن بدهند و زن بگیرند… زنده باد مساوات».
«با افتتاح رسوم و مسیر معموله بلاد كفر از قبیل گلریزی كردن و دستمالهای مشكی بر بازوی اطفال مسلمین بستن و جماعت زردشتیها را در خانه خدا وارد ساختن هیچ دیده یا شنیده بودید؟ با آن همه هورا كشیدنها و آن همه كتیبه زنده باد مساوات و برادری و برابری، میخواستید یكی را هم بنویسید:
زنده باد شریعت، زنده باد قرآن، زنده باد اسلام…».
«از طرف مهاجرین حضرت عبدالعظیم به جماعت «آزادیخواه» اعلام میشود كه اگر هزار از این حقهها بزنید و ساعتی صد سحر بابلی بكنید، به هیچ نتیجه نایل نخواهید شد و سحر با معجزه پهلون خواهد زد، ما تن به تضعیف اسلام و تحریف احكام نخواهیم داد».
«اینجا یك نحوه چالاكی و تردستی در آثاره فتنه و فساد دارند، به واسطه ورزشی كه در این كاركردهاند هر جا كه هستند آنجا را آشفته و پریشان میكنند. سالهاست كه دو دسته اخیر از اینها در ایران پیدا شده و مثل شیطان مشغول وسوسه و رهزنی و فریبندگی عوام اضل من الانعام هستند، یكی فرقه بابیه است دیگری فرقه طبیعیه… و مقصد صمیمی آنها نسبت به مملكت ایران دو امرعظیم است: یكی تغییر و دیگری تبدیل سلطنت. این اوقات این فرقه از سوءالقضاء هر دو در جهات مجلس ملی ما مسلمانها وارد و متصرف شدهاند، و جدأ جلوگیری از اسلامیت دارالشورای ایران میكنند، و میخواهند مجلس ایران را پارلمنت پاریس بسازند».
«به مثل نوشتهاند: مطبوعات مطلقأ آزاد است، یعنی هر چه را هر كسی چاپ كرد احدی را حق چون و چرا نیست. و حال آن كه این قانون با شریعت ما نمیسازد… زیرا كه نشر كتب ضلال و اشاعه فحشا در دین اسلام ممنوع است و كسی را شرعأ نمیرسد كه كتابهای گمراه كننده مردم را منتشركند… لامذهبها میخواهند این در باز باشد تا این كارها را بتوانند كرد».
«معلوم نشد اجازت حریت را از كدام كتاب آسمانی اخذ نمودند… آیا این كلمه مشئومه آزادی را دركدام مدرسه وینه و پاریس تدریس نموده، و این متاع با آب و رنگ را ازكدام مغازه اروپا به چنگ آورده كه چون مار خوش خط و خال ولی گزنده و قتال به مردم بیچاره ایران فروخته و چشم بصیرتشان یك سره دوخته».
«چنان چه در بادی نظر جلوهها دادند كه حریت و مساوات موجب امنیت و امنیت مورث آبادی و ثروت مملكت از دایر شدن تجارتخانهها و كشیدن راهها و بستن پلها، اتصال شوارع و ازدیاد مزارع است. خاصه در مسئله مساوات و برابری… و محسنات آن چندان كوشیدندكه شناعت و مباحت آن را یكسره از انظار پوشیدند».
شیخ فضل اله نوری به روحانیون مترقی طرفدارمشروطه میتازد:
«چه بسیار واعظین و خطیبان كه به فساد عقاید معروف بودند به ذكر محامد مجلس سخنها راندند و گفتند: ای افسوس، روزگار ما مردم كه به جهالت و عمرها به غفلت و نادانی گذشت، پدران احمق ما بر نخوردند و اساس همچو مجلس مغتنمی دیر نهادیم، و مدارس تحصیل زبان و سیاسی و قواعد ثروت دیرگشودیم، و زنان و دختران را از كسب علوم صنایع مهجور داشتیم، و به تعقیبات نماز صبح و دعای كمیل پرداختیم. و باز گفتند: ای مردم، امروز اهم و ادلی از قرائت قرآن مرور به روزنامجات و نظر تأمل در آنهاست كه چشم بصیرت گشاید و ادامه كسب ثروت نماید.
لاجرم چندان در معابد و منابر… از مجلس ملی و طبع روزنامجات و حریت بنان و بیان، و تمجیدات و توصیفات مساوات و برابری و طراری و غمازی گفتند و شنیدند…كه مردم بیچاره گمان كردند مجلس معلوم یكی از ضروریات دین و اصول مذهب و آئین است و منكران مرتد فطری».
«ای خداپرستان این شورای ملی، و حریت و آزادی، و مساوات و برابری، و اساس قانون مشروطه حالیه لباسی است به قامت فرنگستان دوخته كه اكثر و اغلب طبیعی مذهب و خارج از قانون الهی و كتاب آسمانی هستند… و حریت و آزادی و مساوات و برابری جزو قانون مجعوله و موضوعات مفروضه آنهاست. دیگرشرع و شریعتی به وضع اسلام و اسلامیان قائل و قابل نیستند».
«این مجلسی كه میبینید كه در تحت استیلا و استعداد لامذهبان و آزادی طلبان واقع شده است، و مجاری احوال و اوضاع آنرا مستقیمأ بر سیاق پارلمنتهای اروپا اداره میكنندـ آیا مجلس امر به معروف و نهی از منكر است؟ یا مجلس نهی از معروف و امر به منكر است؟ آیات فرق فاسده مفسده…
آشكارا بر نوامیس الهیه استخفاف نمیآورند؟ و بیمحابا… گالیله و نیوتون و كپلر و هوگوور و سوء العیاذبالله از علمای امت و انبیای بنی اسرائیل افضل نمیشمارند؟ و اهل ذمه را بر مطالبه مساوات با مسلمین تشجیع نمینمایند؟… اینهاست منكراتی كه فرقه ضاله مضله از بهارستان حریت و شورویت برای ما فرستادهاند…».
شیخ فضل الله نوری شرائط خودش را برای مجلس اعلام میدارد:
«به منظور اینكه قرار قاطع به جلوگیری ابدی از تصرفات لامذهبان داده شود، ملحوظ داشتن چند فقره در نظامنامه اساسی لازم افتد، بدین قرار: یكی اینكه در نظامنامه اساسی مجلس بعد از لفظ مشروطه لفظ مشروعه نوشته شده، دیگر این كه فصلی به مراعات موافقت قوانین مجلس با شرع مقدس اضافه شده بعلاوه در هرعصر هیأتی از مجتهدین در مراقبت بر مجلس شورا گمارده شوند و مجلس شورا را به هیچ وجه دخالت در تعیین آن هیأت از عدول مجتهدین نخواهد بود. اختیار انتخاب و تعیین و سایر جهات راجعه به آن هیأت كلیتأ با علمای مقلدین (مراجع تقلید) هر عصر است لاغیر.
دیگر این كه محض جلوگیری از فرق لامذهب و همچنین راجع به اجرای احكام شرعیه درباره فرقه بابیه و سایر زنادقه و ملاحده ضرورتأ باید فصلی در نظامنامه اساسی مندرج گردد».
«تقویت اسلام بكنید… نه ترویج كفر، پس دسته بابیها و دسته طبیعیها و دسته مستضعفین در دین كه همه منكر اسلام و مروج كفرند باید بالكلیه خارج شوند چه از متن مجلس و چه از حوالی مجلس».
«چون زنادقه عصر به گمان فاسد حریت، این موقع را برای نشر زندقه و الحاد مغتنم، و این اساس قویم را بد نام نموده، لازم است ماده ابدیه دیگر در رفع این زنادقه و اجرای احكام الهیه بر آنها و عدم شیوع منكرات درج شود، تابعون الله تعالی نتیجه و مقصوده بر مجلس محترم مترتب و فرق ضاله مأیوس، اشكالی متولد نشود».
برگرفته از: تاریخ مشروطه ایران، احمدكسروی – مجله تاریخ، اسماعیل رضوانی – گزارش ایران – مخبرالسلطنه – عقاید وآرای شیخ فضل اله نوری، فریدون آدمیت
نوشته: عباس شیرازی







