سایت حکومتی جماران در ۱۵فروردین ۱۴۰۴، گفتوگویی اختصاصی با پاسدار علایی، رئیس پیشین ستاد مشترک سپاه، منتشر کرد که مثل همیشه پر از حرفهای پرطمطراق و در عین حال گنگ بود. در این مصاحبه، پاسدار علایی با لحنی که انگار میخواهد هم دلشورهاش را پنهان کند و هم به نیروهای وارفته نظام روحیه بدهد، میگوید: «نباید احتمال اقدام نظامی آمریکا را نادیده گرفت. بهتر است ایران یه شگفتانه دیپلماتیک نشان بدهد و ترامپ را در حوزه دیپلماسی خلع سلاح کند تا جلوی جنگ را بگیرد و اراده تهاجم نظامی را از شیطان بزرگ بگیرد.» حالا این «شگفتانه» چیست؟ قرار است چی را شگفتزده بکند؟ آمریکا را یا مردم ایران را که هر روز زیر بار بحرانها له میشوند؟
تهدید هستهای یا بهانهای برای بقا؟
پاسدار علایی در این گفتوگو، با یک ژست کارشناسانه، میگوید از وقتی ترامپ برگشته، تهدیدات آمریکا علیه برنامه هستهای ایران شدت گرفته است. بهقول خودش: «ترامپ میدونه ایران دنبال سلاح هستهای نیست، ولی نگرانه که توان صلحآمیز هستهای ایران، یه روزی به بازدارندگی هستهای تبدیل بشه.» بعد هم اضافه میکند که آمریکا یا با مذاکره یا با بمباران میخواهد این ظرفیت را از ایران بگیرد.
اما یک ادعای عجیبتر هم دارد: «سیاست ایران خلعسلاح هستهای تو خاورمیانه و بعد تو کل جهانه!». واقعاً؟ این حرف از دهن یه پاسدار قدیمی که سالها در سیستمی بوده است که موشک و هستهای را خط قرمز خودش میداند، بیشتر بهطنز شبیه است تا تحلیل. انگار علایی فراموش کرده است که همین نظام، سالها است با شعار «انرژی هستهای حق مسلم ماست» مردم را در توهم نگهداشته است.
سر زیر برف و ناوها تو منطقه
پاسدار علایی با یک خوشخیالی عجیب، در حالی که آمریکا ناوهای هواپیمابرش را به خلیج فارس فرستاده و بمبافکنهای B2 را در جزیره دیهگوگارسیا مستقر کرده است، میگوید: «اینا همه بخشی از سیاست فشار همهجانبه آمریکاست که ایران رو ضعیف نشون بده.» خب، این را که همه میدانند! اما وقتی میگوید: «نباید احتمال حمله نظامی رو نادیده گرفت و باید آمریکا رو مأیوس کرد»، دیگر هیچ راهکار مشخصی نمیدهد.
چطور قرار است این مأیوس کردن اتفاق بیفتد؟ با موشک؟ با دیپلماسی؟ یا با همان شگفتانهای که معلوم نیست چیست؟ اینجاست که دست علایی رو میشود، نه برنامهای دارد، نه حرفی برای گفتن. فقط دارد زمان میخرد.
پالس مذاکره یا نقض خط قرمز خامنهای؟
در بخش دیگری از مصاحبه، پاسدار علایی انگار دارد یواشکی به خامنهای خط میدهد: «بهتره بهانه مذاکره رو از ترامپ بگیریم. نباید بذاریم به بهانه مذاکره نکردن ایران، افکار عمومی رو علیهمون بسیج کنه. ایران جواب نامه ترامپ رو داده و مذاکره رو نفی نکرده. این یه شیوه خوبه برای گرفتن پرچم مذاکره از دستش» این حرفها در بوق و کرنا کردن دیپلماسی است، اما یک تناقض بزرگ دارد، خامنهای بارها گفته است مذاکره با آمریکا خط قرمز است و هر کسی حرفش را بزند، یا خائن هست یا سادهلوح.
حالا علایی دارد چهکار میکند؟ یا دارد پالس تسلیم میفرستد، یا میخواهد با این ژست دیپلماتیک، خودش را در چشم نظام بالا بکشد. هر چی هست، این حرفها بوی ترس میدهد، نه اقتدار.
منافع ملی یا تخت و تاج خامنهای؟
پاسدار علایی یک دفعه بحث را به «منافع ملی» میبرد و میگوید: «بهتره به نیازهای ترامپ از مذاکره توجه کنیم و با قدرت دیپلماسی، منافع ملی رو تأمین کنیم.» اما کدام منافع ملی؟ وقتی دلار بالای ۱۰۰هزار تومان است و مردم در فقر غرق شدند، منافع ملی کجای این معادله است؟ واقعیت این هست که منظور علایی از «منافع ملی»، بقای حکومت خامنهای است. این شگفتانه دیپلماتیک، اگر چیزی باشد، قرار است تخت و تاج نظام را حفظ کند، نه نان و آب مردم را.
خامنهای در بحران جهانی گیر کرده است و مهرههایش مثل پاسدار علایی را فرستاده که فضا را برای یک عقبنشینی آبرومند آماده کند، بدون اینکه رسماً بگوید تسلیم شدم.
در همین زمینه
مذاکره با آمریکا؛ پایان نظام؟!
شانس دیپلماسی یا رویاهایی که رنگ واقعیت ندارد؟
علایی با یک خوشبینی عجیب میگوید: «هر مذاکرهای میتونه موفق باشه، بهشرطی که آمریکا انعطاف نشون بده. مذاکرات غیرمستقیم میتونه به توافقات حداقلی برسه و راه رو برای مذاکره مستقیم باز کنه» این حرفها بیشتر به رویاهایی میماند که در دنیای واقعی جایی ندارند. آمریکا انعطاف نشان بدهد؟ وقتی ناو و بمبافکن آورده، معلوم است دنبال چیست! علایی انگار در یک دنیای موازی زندگی میکند که توی آن ایران با یک لبخند دیپلماتیک، آمریکا را خلع سلاح میکند.
ترس از جنگ یا وحشت از مردم؟
خبرنگار جماران میپرسد: «آیا آمریکا حمله میکند؟» علایی جواب میدهد: «ترامپ میخواهد بگوید من تنها رئیسجمهوریام که مسأله هستهای ایران رو حل کرده. عجله داره و اراده نظامیش رو نشون میده. آمریکا همیشه از نیروی نظامی استفاده کرده، مثل ویتنام، عراق و الان یمن.» بعد هم میگوید: «ترامپ هم صلح میخواد، هم جنگطلبست!».
این تناقضگوییها نشان میدهد پاسدار علایی نه تحلیل درست دارد، نه راهکار. فقط دارد دور خودش میچرخد. وقتی هم از او میپرسند «شگفتانه نظامی ایران چه میشود؟»، باز همان حرف تکراری را میزند: «یه شگفتانه دیپلماتیک نشون بدیم!» اما هیچ نمیگوید که این شگفتانه چیست، انگار خودش هم نمیداند!
پشت پرده این نمایش رسانهای پاسدار علایی چیست؟
این مصاحبه، یک بازی رسانهای حسابشده است که از دل وحشت خامنهای بیرون آمده است. رژیم در بحران هستهای، تحریمها و نارضایتی مردم گیر کرده است. پاسدار علایی و امثالش را فرستادهاند که با حرفهای گنده و توخالی، هم به آمریکا پالس مذاکره بدهند، هم به مردم بگویند اوضاع تحت کنترل است. اما واقعیت چیست؟ این شگفتانه، اگر چیزی باشد، یا تسلیم هستهای است یا یک عقبنشینی دیگر که قرار است با اسم رمز «منافع ملی» بهخورد جامعه بدهند. هدف اصلی هم مهار بحران داخلی است، چون خامنهای میداند اگر قیام مردم شعلهور بشود، نه موشک به کارش میآید، نه شگفتانه دیپلماتیک. این حرفها، تلاش مذبوحانهای است برای خریدن وقت در روزهایی که شمارش معکوس سرنگونی شروع شده است.







