اظهارات اخیر غلامحسین اژهای، رئیس قوه قضائیه حکومت ایران، در تاریخ ۲۷مرداد ۱۴۰۴، که از سوی خبرگزاری حکومتی میزان وابسته به قوه قضائیه جلادان خامنهای منتشر شد، پرده از عمق بحران داخلی حاکمیت برمیدارد. اژهای با تأکید بر ضرورت حفظ «وحدت و انسجام ملی» و هشدار درباره مراقبت از گفتار و رفتار سرکردگان حکومتی، بهصراحت به وجود شکافهای عمیق در ساختار قدرت اشاره کرده است. این اظهارات نهتنها بیانگر از همگسیختگی در بدنه حکومت آخوندی است، بلکه نشان میدهد که خامنهای، بهعنوان محور ادعایی ولایت فقیه، دیگر هژمونی گذشته را در هدایت و کنترل جناحهای حکومتی از دست داده است.
ترفند نخ نمای اژهای، التزام به قانون و تجمع حول محور ولایت فقیه
اژه ای در سخنان خود بر التزام به قانون و تجمع حول محور ولایت فقیه تأکید کرده و هشدار داده که دشمن از هر گفتار و رفتار ناسنجیده برای عملیات روانی بهرهبرداری میکند. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که حکومت خامنهای با چالشهای متعددی، از جمله بحرانهای اقتصادی، نارضایتی گسترده اجتماعی و فشارهای بینالمللی، دستوپنجه نرم میکند. اشاره اژهای به اینکه «عدهای راهحل مشکلات را در آمریکا میدانند»، بهوضوح به وجود اختلافات عمیق در میان کارگزاران نظام اشاره دارد.
درهمین زمینه
آیا شکاف درون باند خامنهای قابل ترمیم است؟
اعتراف به جناح بندی یا شقه و شکاف درون حاکمیت
سخنان سردژخیم قضائیه جلادان نشاندهنده ظهور جناحبندیهایی است که برخی به دنبال مذاکره با غرب و برخی دیگر بر تداوم سیاست تقابل اصرار دارند. چنین دوگانگیهایی، که حتی در سطح بالای حاکمیت به چشم میخورد، نشانهای از فقدان استراتژی واحد و از دست رفتن اقتدار مرکزی خامنهای است. اژهای همچنین با تأکید بر پرهیز از «مراء» (جدال زیانبار) و لزوم «جدال احسن» و همکاری بیشتر، بهطور غیرمستقیم به درگیریهای داخلی میان جناحها و نهادهای حکومتی اشاره میکند.
این هشدارها بیانگر آن است که نزاعهای درونی به حدی شدت یافته که میتواند به فروپاشی انسجام حکومت آخوندی منجر شود. وقتی رئیس قوه قضائیه، که خود یکی از مهرههای کلیدی و وفادار به خامنهای است، ناچار به صدور چنین هشدارهایی میشود، عمق بحران و از همگسیختگی در ساختار قدرت آشکار میگردد.
عمود خیمه نظام هدف قرار گرفته شده است
وضعیت کنونی حاکمیت را میتوان به ساختمانی تشبیه کرد که ستونهای آن در حال فرو ریختن است. خامنهای، که زمانی با اقتدار مطلق جناحهای مختلف را حول محور خود متحد میکرد، اکنون شاهد آن است که هر فرد یا گروهی در نظام، افسار سیاست را به سمتی میکشد. این پراکندگی و فقدان انسجام، همراه با فشارهای خارجی و نارضایتی داخلی، حکومت را در آستانه بحرانی بیسابقه قرار داده است.
هشدارهای اژهای نهتنها نشانهای از این فروپاشی داخلی است، بلکه تلاشی مذبوحانه برای حفظ پوستهای از وحدت در نظامی است که دیگر از درون متلاشی شده است. در چنین شرایطی، هر حرکت ناسنجیده میتواند به تشدید شکافها و تسریع سرنگونی حکومت منجر شود. این دردناکترین وضعیت خامنهای است که هم اکنون در آن بسر میبرد و از اینکه در حضیض ضعف و استیصال قرار گرفته است بشدت اوضاع او را بحرانیتر خواهد کرد.







