از خلخالی تا صلواتی، میراث خونین خمینی
قضات مرگ، تربیتیافتگان بیرحم نظام ولایت فقیه، از زمان خمینی به سرکوب، قتل و اعدام مخالفان و منتقدان مشغول بودهاند. از شیخ صادق خلخالی، که به عنوان اولین قاضی مرگ، احکام اعدام را در محاکمات کوتاه و بیرحمانه در نقاط مختلف کشور اجرا کرد، تا قاضی صلواتی، که در سالهای اخیر حکم اعدام برای مخالفان را با حکم پروندههای مختلف ادامه داده است، نامهای این قضات مرگ همچنان در ذهن و تاریخ باقی مانده است. این قضات که برخی هنوز در مناصب دولتی حضور دارند، بهعنوان ابزار سرکوب نظام برای کشتار و حذف مخالفان عمل کردهاند.
کشتار ۶۷، تراژدی جنایتکارانه چهار هیولای معروف به قضات مرگ
تابستان ۱۳۶۷، یکی از تاریکترین فصول در تاریخ حکومت ولایت فقیه است. قبل از پذیرش آتشبس در جنگ ایران و عراق، خمینی با صدور فرمانی، هزاران زندانی سیاسی را که در زندانهای ایران اسیر بودند، به مرگ سپرد. خمینی قبل از تسلیم و پذیرش آتش بس میخواست انتقام شکست در جنگ ضد میهنی را از جان زندانیان سیاسی بگیرد.
احمد خمینی گرگزاده و ری شهری را مامور به انجام این کار کرد تا با تشکیل اعضای هیئت مرگ متشکل از قضات مرگ زندانهای ایران را خالی از زندانی سیاسی بکنند. اعضای هیئت مرگ، ابراهیم رئیسی، حسینعلی نیری، مصطفی پورمحمدی و مرتضی اشراقی، با تشکیل محاکمههای چند دقیقهای، هزاران زندانی را به اتهام «سر موضع ماندن» به اعدام محکوم کردند.
این جنایت بزرگ که در برخی زندانها به حدی شدید بود که زندانها خالی شدند، به یکی از جنایتهای فراموشنشدنی تاریخ تبدیل شد. حسینعلی منتظری، در مقام جانشین وقت رهبری، از این اعدامها بهعنوان «بزرگترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی» یاد کرد.
محمدی گیلانی و لاجوردی؛ نمادهای خشونت و شکنجه
در سالهای اولیه دهه شصت، اسدالله لاجوردی، مشهور به «جلاد اوین» و محمدی گیلانی در مقامهای دادستان انقلاب و حاکم شرع، مدیریت زندانها و شکنجه مخالفان را برعهده داشتند. لاجوردی که به خشونت شدید و بیرحمی در زندانهای اوین و قزلحصار مشهور بود، زندانیان را به طور سیستماتیک شکنجه میکرد و بسیاری از آنان را به قتل میرساند. محمدی گیلانی یکی دیگر از قضات مرگ نیز در اعدام مخالفان کوتاهی نمیکرد و حتی فرزندان خود را نیز به علت فعالیتهای سیاسی مخالف با نظام به مرگ سپرد. این دو نفر چهرههایی کلیدی در اعمال سرکوبهای وحشیانه دهه شصت بودند.
مرتضوی و مقیسه، تداوم قصابی مطبوعات و اعتراضات
سعید مرتضوی، دادستان تهران و قاضی مشهور به «قصاب مطبوعات»، در اوایل دهه هشتاد با توقیف گستردهی روزنامهها و سرکوب شدید رسانهها، نقش مهمی در خفه کردن صدای مخالفان ایفا کرد. او همچنین در جریان قیام ۸۸ و بازداشتگاه کهریزک، دستور شکنجه و قتل معترضان را صادر کرد. حسن مقیسه، قاضی دیگری از قضات مرگ بود که از نزدیک با نهادهای اطلاعاتی همکاری داشت، در صدور احکام سنگین برای معترضان و فعالان مدنی دست داشت و با تبعیت کامل از مقامات امنیتی، هرگونه اعتراض را بهشدت سرکوب میکرد.
رازینی و مقیسه، ابزار خامنهای برای سرکوب قیامها
علی رازینی و مقیسه، دو تن دیگر از قضات مرگ که در جریان سرکوب قیامهای مشهد و تهران دست داشتهاند، با تشکیل دادگاههای صحرایی، سریعاً احکام اعدام صادر میکردند. رازینی در جریان قیام مشهد، احکام سنگینی علیه انقلابیون صادر کرد و از سرکوب و شکنجه در زندانها دریغ نمیکرد. این اقدامات سبب شد تا در حافظه تاریخی مردم بهعنوان «جلاد»های دهه هفتاد و هشتاد شناخته شوند.
چهرههای مخوف در شکنجهگاهها
در زندانهای مختلف کشور از جمله دیزلآباد، وکیلآباد، عادلآباد و دیگر زندانهای سراسر ایران، قضات مرگ همچون کاظم صدیقی، محمد مرزه و فهیم کرمانی، که از شکنجهگران برجسته محسوب میشدند، به اعدام و شکنجه انقلابیون پرداختهاند. این قضات مرگ که در تمامی این سالها حکمهای اعدام را بهسرعت و بدون دادرسی منصفانه اجرا میکردند، همچنان به رفتارهای خشن و کینهتوزانه خود ادامه دادهاند.
در همین زمینه
آخرین بوسه از لبان پدری که از راهروی مرگ برنگشت + تصاویر
میزان عدالت در نظام ولایت فقیه، نامهایی که تاریخ قضاوت خواهد کرد
در طول این چهاردهه، بسیاری از چهرههای اصلی سرکوب در سیستم قضایی ولایت فقیه، از جمله غلامحسین محسنی اژهای و علی فلاحیان، در مناصب کلیدی قرار گرفتهاند. اژهای که بهعنوان وزیر اطلاعات و سپس رئیس قوه قضاییه نقش اصلی در صدور احکام اعدام علیه معترضان و منتقدان داشته، هنوز هم بهعنوان یکی از اصلیترین چهرههای سرکوب و کشتار در نظام باقی مانده است.
پایان کار برخی از قضات مرگ ، قصاصی تلخ یا آرامشی در خاک
ابراهیم رئیسی که به عنوان یکی از اعضای هیئت مرگ در کشتار ۶۷ نقش داشت، با رسیدن به ریاست جمهوری به دست خامنهای، این میراث خونین را به بالاترین سطح نظام رساند. اما چند سال بعد، رئیسی در حادثه سقوط هلی کوپتر، به هلاکت رسید. اسدالله لاجوردی نیز بهدست یکی از فرزندان قهرمان ایران ، به سزای اعمال خودش رسید و پایانی سیاه بر زندگیاش رقم خورد.
حرف آخر، قصاص تاریخی یا وجدان جهانی؟
تاریخ ایران، شاهد جنایات قضات مرگ و شکنجهگرانی است که با احکام بیرحمانه خود، زندگی هزاران نفر را تباه کردهاند. در حالی که بسیاری از این چهرهها مانند قاضی صلواتی، افشار و سایر جنایتکاران هنوز در مناصب کلیدی هستند و احکام اعدام را صادر میکنند و یا از سوی نظام حمایت میشوند، ملت ایران هرگز نام آنان را از یاد نخواهد برد و این جنایات در حافظهی تاریخی و وجدان جهانی ثبت شدهاند.







