نگاهی به پروژه آلترناتیو سازی از نوع پهلوی آن! (قسمت پایانی)
در شماره نخست این نوشته تحت عنوان «اپوزیسیون جعلی پهلوی نوین با نبش قبر پهلوی قدیم» به این واقعیت اشاره کردیم که چگونه حکومت به بن بست رسیده ولایت فقیه برای جان بدر بردن از بحران سرنگونی به آلترناتیو سازی جعلی روی آورد. توضیح دادیم که چگونه همه چیز با یک نظرسنجی بی اعتبار آغاز شد و به یک کر هماهنگ برای تنفس مصنوعی دادن به یک شاهزاده در حال احتضار تبدیل شد.
شگردهای باندهای امنیتی را به خدمت گرفتن برخی بریدگان از حکومت تحت عنوان زندانی را شرح دادیم و بعد مرزبندی خدشه ناپذیر شاه و شیخ را برای هر نیروی مترقی سرنگونی طلب تشریح کردیم. اکنون ادامه بحث…
پایان امداد رسانی پروژه اصلاح طلبان قلابی
در روزگاری نه چندان دور، ولایت فقیه برای عبور از بحران دست به دامان اصلاح طلبان استمرار طلب شد که پرونده این جریان در خیانت قیام ۸۸ بسته شد و دیدیم که مردم چگونه در قیام ۹۶ شعار اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا را سر دادند. مردم دیدند چگونه رهبران جنبش سبز هنوز به دنبال دوران طلایی امام قاتلشان هستند.
اکنون که حنای همه جناحهای اصلاحطلب و اصولگرا و اعتدال گرا از منتهیالیه چپ تا منتهیالیه راست در سایه ولایت مطلقه فقیه دیگر برای مردم کف خیابان رنگی ندارد ، رضا شاه را ازقبرش فرا خواندند تا شاید چند صباحی بر عمر سراسر پلیدی شان افزوده شود.
رضا شاه اگر چه در زمان خودش برای رسیدن به حکومت پادشاهی دست به هر جنایتی زده بود اما هیچگاه به مخیلهاش خطور نمیکرد، روزی آخوندهایی که تنفر او از آنها زبانزد خاص و عام بود، بتوانند از او حربهای برای بقای بیشتر خود بهره برداری کنند. این مهم بدون بر سر زبان انداختن نام نوه رضا شاه و به اصطلاح رضا شاه دوم توسط همه عوامل داخلی و خارجی ممکن نبود.
کینه توزی سلطنت طلبان به مجاهدین و آبشخور مشترک با آخوند
همه این سناریوهای مضحک زمانی چهره واقعی خود را نشان میدهند که میبینیم همه طرفداران باصطلاح شاهزاده به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر درست شبیه تمام شبکههای دروغ پراکنی داخلی رژیم، در لجن پراکنی و ایجاد نفرت علیه مجاهدین لحظهای را از دست نمی دهند و گاهی گوی سبقت را از رسانهها و ایادی رسمی رژیم میربایند.
تا جایی که شاهد بیطرف را به اشتباه میاندازد که نکند الان در ایران این مجاهدین هستند که زمام حکومت را در دست دارند و عامل تمام بدبختیها و شرایط فلاکت بار وطن در زنجیر، مجاهدین هستند! و ولایت فقیه نیز تنها گماشته مجاهدین است!
طرفداران سلطنت مدفون به همراه شبکه سینه زنان مجازی آنان، آنچنان بر علیه مجاهدین در مبارزات! خود لجنپراکنی میکنند که بعضا فراموش میکنند که نیروی در قدرت و شکنجهگر، آخوندها هستند و مجاهدین برای نابودی این رژیم و تحقق دموکراسی در ایران فردا، فدای حداکثر را سر لوحه مبارزات خود قرار دادند.
اگر مجاهدین نبودند…!
یادشان میرود که اگر مجاهدین نبودند جنگ ضد میهنی سر باز ایستادن نداشت و آنها بودند که علیرغم تمام خطرات سیاسی، حتی از آبروی سیاسی خود علاوه بر جان خود هزینه کردند تا مردم ایران بیش از این متحمل درد و رنج نشوند.
شگفت اینکه رژیم و طرفداران سلطنت همصدا با هم نام این فداکاری که منجر به خاتمه جنگ شد را مزدوری دولت متخاصم نهاده و هیچ تضاد فکری و عملی در دشمنی با مجاهدین در مجموعه شاه و شیخ دیده نمیشود.
مزدوران یادشان میرود تنها سازمانی که یکپارچگی خود را با شکلدهی شورای ملی مقاومت و مبارزه اصولی در دوران دو دیکتاتوری حفظ کرده تنها سازمان مجاهدین خلق است.
یادشان میرود که مبارزه با رژیم خونخوار ولایت فقیه نیاز اکید به تشکیلات منسجم، ساختار پایبند به اصول منظم، مبارزانی جان بر کف و معتقد به فدای حداکثر دارد.
و البته مهمتر از همه از عمد یادشان میرود در شرایطی که تنها آوردن نام مجاهد مجازاتی سنگین دارد، کانونهای شورشی مجاهد خلق هر روز در سراسر کشور امان نظام پا به گور آخوندی را بریدهاند و البته که از نظر این مبارزین! شاهنشاهی اینها پایگاه مردمی محسوب نمیشوند و پایگاه همانهایی هستند که برای شادی روح رضا شاه بدون هزینه شعار میدهند.
یادشان رفته است که بهشت خاوران و همه خاک سرزمین ایران مملو از پیکرهای شهیدان مجاهد خلق است که حسرت گفتن یک آری را بر دل مزدوران قاتل و جناتکار ولایت فقیه گذاشتند و بر طنابهای دار بوسه زدند.
اکنون مردم ایران به گواه ایستادهاند و با چشم باز شهادت میدهند که خائن به آرمان آزادی ملت ایران چه کسانی هستند و چه کسانی در عرصه نبرد تنگاتنگ با اژدهای هشت سر اختناق با تمام وجود جنگیدند و چه کسانی بزدلانه تنها نمایش مبارزه را در صحنه تئاتری مشمئز کننده فقط بازی کردند و مزد نمایش تهوع آورخود را با خیانت به پیکر نحیف ملت رنجدیده ایران با نهایت سرسپردگی برای ادامه لذت دنیا با دست بوسی شیخ در جیب خود ریختند.
ر. ح. فروغ







