سیستان و بلوچستان گوهر ناشناخته، باستانی، توریستی، کشاورزی و بسیار ثروتمند!- قسمت پنجم
همانگونه که در قسمتهای مختلف این مجموعه گزارشات استان سیستان و بلوچستان، اشاره کردیم، بدون اغراق میتوان اذعان کرد که: این فقط بلوچها هستند که ارزش واقعی آب را درک میکنند. به همین دلیل هم، باید عنوان استادان بی نظیر آبخیزداری را به آنها اختصاص داد. در گزارشهای قبلی از خوشاب، سد بند، گبربند، هوتک، شادوف و دیگر ابتکارات صحبت کردیم. امّا، در این بخش عزم داریم که این هنر بی رقیب را از جهات مختلف بسط دهیم.
از ابتداي تاريخ سکونت اقوام آریایی در سرزمين وسيع ايران، این وطن با كمبود آب و نامرتب بودن بارش و نزولات آسمانی روبرو بوده است. بنابراین، نیاز انسان به سازگاریش با زادبوم محیط نیمه خشک و خشک، ساکنین تازه وارد به فلات ایران را وادار به کشف و ابداع روشهای جدید تأمین آب نمود که بعداً سرتاسر جهان آنروز از آن کشف فوق العاده بهره مند شدند. به همين جهت، ساختن آب بند، شبكه هاي آبياري و قنات یا كاريز برای زندگی در آن شرایط دشوار، كار عادی محسوب ميشده است. ايرانيان اولين مردماني بودند كه اين دانش و فناوری را دانسته، تکامل بخشیده و استادان ايرانی آنرا به شمال هندوستان، شمال آفريقا، آسیای میانه و اسپانيا بردند تا فنون اکتشاف جدید را آموزش دهند.

ایرانیان باستان در حوزه آبیاری واقعاً از زمان خود جلوتر بودند و شاهد این مدعا ابداع قنات است که نشاندهنده مهارت مهندسی طراحی، آب شناسی، زمین شناسی، ژئوتکنیکی و ژئودتیک یا پویش عمق خاک قابل توجه آنها بوده است. علاوه بر حفر قنات، سازه های آبیاری شوش و شوشتر در خوزستان و اکتشافات باستان شناسی سیستان و بلوچستان مربوط به آب، گواه تاریخی در مهارت ایرانیان باستان در فنون آب و آبیاری بوده است. قنات که در برخی مناطق به نام کاریز نیز شناخته میشود، شبکه ای پیچیده از کانالهای زیرزمینی بوده که برای انتقال موثر آب از منابع کوهستانی به مناطق کشاورزی استفاده میشده است. این راه حل ماهرانه به ایرانیان اجازه میداده تا بر چالشهای آب و هوای خشک و نیمه خشک غلبه کرده و زمینهای بایر و غیرمولد را به مناطق کشاورزی حاصلخیز تبدیل کنند.
بنا بر تحقیقات علمی تاکنون گزارش شده، ایرانیان باستان استادان بی نظیر کشاورزی و آبیاری بوده اند و از روشهای ابتکاری که واقعاً جلوتر از زمان خود بوده بهره میبردند. ایرانیان با درک عمیقی که نسبت به جغرافیای سرزمین خود و آهنگ چهار فصل طبیعت اشان داشتند، به عنوان پیشگامان عرصه کشاورزی و آبیاری ظاهر شدند. زبردستی آنها در به کارگیری نیروی آب در تبدیل زمینهای بایر به مزارع حاصلخیز الهام بخش نسلهای مختلف بوده است. پیشرفتهای علمی ایرانیان باستان در کشاورزی و آبیاری واقعاً چشمگیر بوده و روشهای نوآورانه و شیوههای کشاورزی پایدار آنها تا به امروز همچنان هدایتگر شیوههای کشاورزی بوده است.

مزارع آبیاری شده با آب قنات
البته تا قبل از قرن بیستم، کاربرد عمده شبكه های آبی براي آبياری و كشاورزی بوده، امّا از قرن بیستم به بعد، تأمین انرژی هم به آن اضافه گرديد. در این اثنا، وجود آب سالم قابل شرب هم اهميت فراوان یافته و نیاز اصلي جوامع شهری گردید. بنابراین، نیاز به ذخیره و انباشت آب را به سیاست گذاران جهت تأمین آب و انرژی دیکته کرد. تمّدن هاي باستاني همگي در كنار رود هاي بزرگ شكل گرفته بودند، مانند حاشیه نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگ هو، يانگ تسه، و…قرار داشتند. اما تنها تمّدني كه به دور از هر گونه رودخانه عظيم شكل گرفت و نمونه جهان باستان شد، تمدن ايران بود. جهش چشمگير جوامع ايرانی مديون ابداع قنات، كاريز و آب شناسي اصولي بود. لازم به یاد آوریست که، امپراطوریهای هخامنشیان و ساسانیان نیز به خاطر به وجود آوردن شرایط لازم در گسترش سیستم های آب و آبیاری مؤثر بوده اند. به عنوان نمونه، در زمان سلسله هخامنشيان، اگر كسی زمين بايری را آبياری و آباد ميكرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بوده است.
هدف نوشته حاضر بررسی نمادین دیدگاه ایرانیان به آب در ایران باستان و حال است و بسط این تفکر به فعالیت هایی که قبایل مختلف بومی در استان پهناور سیستان و بلوچستان جهت استفاده از آب انجام میدهند. آب همراه با خاک، باد و آتش، اعضاء چهارگانه ایی بودند که در حقیقت به باور ایرانیان باستان، تشکیل دهنده جهان هستی به شمار میرفته است. زندگی در کنار آب و دامان طبیعت بدون تخریب در آن، حضور خویش را به شکلی پر رنگ در تاریخ و ادبیات ایرانیان نشان داده شده است. وجود نیایشگاهها، معابد و آتشکده ها در کنار آب نهایت احترام ایرانیان به ارزش حیاتی و نقش معنوی آب بوده است . تمام داستانها و روایت ها، به صورت مجرد یا نمایشی در مورد نیایش آب بوده است. تقدس آب نزد ایرانیان باستان به اندازه ای بوده است که خدایی را به این سبب نامگذاری کرده بودند. زایش معبد آناهیتا و نمونه های دیگر نظیر زیارتگاه پیر سبز، طاق بستان یاد آور همین موضوع است.

معبد آناهیتا در کنگاور، یابودی از احترام ایرانیان باستان به آب
آب و آبیاری منشأ بسیاری از تحولات و روابط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جغرافیای ایران شده است. این مقوله میتواند رابطه منطقی و تأثیرگذاری در ارتباط با تراکم جمعیت، مهاجرت، اقتصاد، معیشت زندگی افراد، شهرنشینی، روستا نشینی، قشلاق، بیابانگردی و بادیهنشینی و غیره داشته باشد. آب تأثیر مستقیمی بر شکلگیری و سکونت و نوع زندگی مردم در ایران داشته است. همانطوریکه قبلاً نیز اشاره شد، از جمله تأثیر آن بر اساطیر و باورهای مذهبی و نشانههای آن در زندگی عرفانی مانند ساخت معابد، بندها و قناتها نمایان میشده است.
یکی از عناصر اصلی شکل دهی به جوامع انسانی، مقوله آب و اقلیم هر منطقه است. آبادانی هر منطقهای با توّجه به وضع جغرافیایی، آبهای سطحی، دما، حجم آب جاری، نزولات جوی، میزان تبخیر و وضعیت بستر زمین و آبهای زیرزمینی و غیره همگی به آب و مدیریت آن بستگی دارند. بنابراین، مطالعه و بررسی جغرافیای طبیعی ایران، نوع آب و هوا، ارتباط موقعیت جغرافیایی با بنیاد های اقتصادی، وجود راهها، کاروانسراها و مسائل ژئوپلیتیکی فلات ایران و امتداد و گسترش آن به مناطق پرآبی مانند سیحون، جیحون، خلیج فارس، دریای خزر، بینالنهرین، همگی در شکلگیری تفکر فرهنگ عرفانی مرتبط با آب تأثیر میگذاشته اند.
زمین کشت و کار در ایران باستان همیشه هموار نبوده، امّا متخصصان امور کشاورزی و آگاهان به علم استفاده از زمین اجازه ندادند که چنین پدیده طبیعی، زمین شیبدار، مانع آنها شود. آنها زمینهای شیبدار را به نوارهای مسطح به کشت پلکانی در دامنه تپهها تبدیل ساختند، تا سطوح صاف برای کشاورزی ایجاد کنند. این کار نه تنها از فرسایش خاک جلوگیری میکرد، بلکه از زمینهای زراعی دارای محدودیت نیز به خوبی استفاده میکردند. این روش، راه حل هوشمندانه آنها را برای کشاورزی در زمینهای پرچالش به نمایش میگذاشت. علاوه بر این، کرتهایی را در امتداد زمینهای شیبدار جهت ذخیره بارش و جلوگیری روان آبها احداث مینمودند.

اثرات کشت پلکانی در چغاگلان ایلام، زادگاه کشاورزی
بسیاری از نواحی ایران در معرض خشکسالی با دورههای بارندگی نامنظم هستند. این چرخه های نامنظم آب و هوایی در روزگار قدیم، همسان امروز موجب سیلابهای ویرانگر یا خشکسالیهای شدید میشده است. بنابراین، یافتن راه حلی برای این دو بحران برای ایرانیان همواره حیاتی بوده است. آنان همواره کوشیده اند تا از پسِ چنین بلایای طبیعی برآیند و حتی از سیلابها بهره مند شوند. ذخیره آب در زمین و زیرِزمین، انتقال سیلآب به نواحی گوناگون، کاربرد روشهای آبیاری متنوع و کاشت گیاهانی که در شرایط آب و هوایی خاص رشد کنند، از آن جمله بوده اند. همان تجربه دیرینه که امروزه در استان سیستان و بلوچستان اجرا میشوند. در ایران باستان مردمان همواره از روشهای مهندسی و مواد طبیعی و دست ساز برای ساخت آب بندها، آب انبارها، آسیابها و سایر سازههای آبی بهره میبردند. آنان توانسته بودند با استفاده از همین مهارتها در این پهنه خشک، امپراتوریهای قدرتمند و پهناوری چون هخامنشیان و ساسانیان تاسیس کنند؛ سلسلههایی که به یمن فراهم آوردن زیرساختها و توسعه قوانینی برای استفاده از آب ممکن شد.

آسیاب قدیمی که با نیروی آب روزگاری برای روستاییان آرد تولید میکرده است
در روزگاران کهن، مردم استان سیستان و بلوچستان با هوشمندی و سازگاری با اقلیم خشک، سیستمهای بی نظیری مانند کانال کشیهای سنتی رودخانه هیرمند در شمال دشت سیستان، ساخت و حفر قنات در مناطق کوهستانی و مرکزی، و بهره گیری از گودالهای طبیعی یا دست ساز برای ذخیره سیلاب برای کشاورزی و آبادانی استفاده کنند. شواهد تاریخی نشان میدهد که از سیستان به عنوان انبار غله آسیا یاد کرده اند. این دیدگاه از رونق کشاورزی و اشتغال بیشتر و کارآمدی مردمان این دیار به این حرفه حکایت میکند. بنابراین بخش سیستان این سرزمین، از نظر تاریخی یکی از کهنترین سرزمینهای ایران و جهان است. وجود آب هیرمند و دریاچه هامون باعث سرسبزی و رونق کشاورزی و تولید در این سرزمین می بوده است. امّا، وجود رخدادهایی در تاریخ معاصر باعث خشکسالی و نابودی آن شد.
پس از حکمیت گلداسمیت در منازعه میان ایران ناصرالدین شاهی و انگلستان، مرزهای استان سیستان و بلوچستان محدود شد و به دلیل قرار گرفتن سرچشمه رود هیرمند در افغانستان، نظام آبیاری سنتی در این استان از بین رفت. از آن تاریخ تاکنون حکومتهای وقت ایران نتوانسته اند از طریق دیپلماتیک حقآبه قابل قبول این استان را از آب هیرمند دریافت کنند و رفته رفته این استان به خاطر بی توجهی و عدم مدیریت صحیح زیست محیطی حاکمین مستقر در تهران به خشکسالی شدید دچار شده است. دریاچه هامون یکی از بزرگترین دریاچه های آب شیرین در جهان، که زمانی غذای بسیاری از مردم را تأمین میکرد و همه چیز استان به آن وابسته بود، خشک شده و اکنون فقط گرد و غبار و شنهای کف آن نوازشی برای چشمهای ساکنین آنجاست.
حاصل بی آبی در سیستان مخروبه شدن و خال شدن روستاها از سکنه است
ماجرای تاسف بار سیستان پس از خشکسالیهای گسترده در حاکمیت ها مختلف ایران از نخست وزیری هویدا در نظام ستم شاهی گرفته تا ارتجاع آخوندی تشدید شده و بذل توجّه چندانی برای حل مشکلات زیست بومی نشده است. در خاطرات اسدالله اعلم بارها به اقدامات نابخردانه دولت هویدا در مورد سیستان اشاره شده است. عَلَم چون خود مدّتی فرماندار سیستان بوده و زمینهای زراعی بسیاری در آنجا داشت، به کرات در خاطراتش نوشته است که برنامه ای که دولت هویدا در پیش گرفته بود باعث خشکسالی و نابودی همه زیرساختها در سیستان دهههای بعدی میشد. حتی اعلم به این نکته اشاره میکند که دولت هویدا اعلام کرده بود که سیستان و بلوچستان به لحاظ اقتصادی درآمدی برای ایران ندارد بنابراین مهم هم نیست که دولت برای آنها پول خرج کند. جهت پیگیری مطلب، مخاطبان میتوانند به بحث قراردادهای تقسیم آب میان ایران و افغانستان در دوران پهلوی به یادداشتهای اسدالله اعلم مراجعه کنند.
در سرزمین سیستان و بلوچستان که آفتاب سوزان، بادهای داغ و خشکسالیهای پیدرپی زندگی را به آزمونی دشوار تبدیل کرده است هنوز امید های فراوان وجود دارد. رگه های امید که نه از دل سدهای عظیم به دست سپاه جنایتکار پاسداران و نه از اعماق چاههای عمیق خیانت بار وزارت نیروی آخوندی، نه مدیریت خائنانه ایران، بلکه از شاهکار هزاران ساله دانش ایرانی، یعنی قنات، هوتک و دیگر نمادهای بلوچی سرچشمه میگیرند. قناتهای سیستان و بلوچستان میراثی ماندگار از نیاکان این سرزمین، امروز نیز همچنان ستون اصلی حیات در بسیاری از روستاهای این استان به شمار میروند. قنوات سازه هایی هستند، که تنها کانال انتقال آب نیستند بلکه روایت زنده ای از مقاومت انسان در برابر طبیعت، همزیستی خردمندانه با محیط زیست و تداوم زندگی در سختترین شرایط اقلیمی هستند.
یکی از روشهای سنتی بلوچها ذخیره سیلاب برای نفوذ در خاک
سیستان و بلوچستان با داشتن ۱۹۲۵، هزار و نهصد و بیست و پنج، رشته قنات فعال، جایگاه ششم کشور را از نظر تعداد قنوات به خود اختصاص داده است. این آمار اگرچه در نگاه نخست تنها یک عدد به نظر میرسد امّا، در پس هر رشته قنات داستان نسلهایی نهفته است که با دستانی پینه بسته و دانشی برگرفته از تجربه قرنها، راه رسیدن آب را از دل کوهها و سفرههای زیرزمینی تا زمینهای تشنه هموار کردهاند. در این استان که بخش عمده آن اقلیم خشک و نیمهخشک است، تأمین آب همواره مهمترین دغدغه مردم بوده است. کاهش بارندگی، تداوم خشکسالی، افزایش دمای هوا و افت منابع آب زیرزمینی کشاورزی را با چالشهای فراوانی روبه رو کرده است. در چنین شرایطی قناتها نه تنها یک سازه سنتی پر خرج نیستند، بلکه مطمئن ترین و پایدارترین منبع تأمین آب برای هزاران بهره بردار، در سرزمینی که تبخیر آب با میزان موجودی آن ابدا همخوانی ندارد، محسوب میشوند.

نخلستان و آبیاری با قنات در اطراف شهرستان خاش
امروزه بیش از ۷۰٪ کشاورزی سیستان و بلوچستان به آب قنوات وابسته است، این وابستگی نشان میدهد که حیات اقتصادی بسیاری از روستاهای استان همچنان با جریان آرام آب در دل این تونلهای زیرزمینی گره خورده است. هر زمان که قناتی خشک میشود تنها جریان آب متوقف نمیشود. بلکه چرخه تولید، اشتغال، درآمد و حتی امید به آینده نیز دچار آسیب میشود. در مقابل هر قناتی که مرمت و احیا میشود، دوباره جان تازه ای به زمین، باغ، مزرعه و زندگی مردم میبخشد. کشاورزان این استان به خوبی میدانند که آب قنات با هیچ منبع دیگری قابل جایگزینی نیست. آبی که به آرامی و به صورت طبیعی از دل زمین خارج میشود و در ضمن تعادل سفرههای آب زیرزمینی را کاهش نداده و دارای کیفیت مطلوبی نیز برای کشاورزی است.
برخلاف چاههای عمیق، که با برداشت بیرویه، منابع آب زیرزمینی را تهدید میکنند قناتها بر پایه تعادل طبیعی سفرههای آب و نزولات آسمانی عمل کرده و بدون نیاز به مصرف انرژی، آب را به سطح زمین هدایت میکنند. چنین ویژگی هایی، باعث شده است تا قناتها را، امروزه نیز به عنوان یکی از پایدارترین شیوههای مدیریت منابع آب در مناطق خشک و نیمه خشک بشناسند.
اما اهمیت قنوات تنها به تامین آب محدود نمیشود. در بسیاری از روستاهای سیستان و بلوچستان، قناتها محور شکلگیری سکونتگاهها نیز هستند. خانهها، باغها، نخلستانها و زمینهای کشاورزی در امتداد مسیر آب شکل گرفتهاند و فرهنگ زندگی روستایی نیز با آن پیوند خورده است تقسیم عادلانه آب، مشارکت مردم در نگهداری قنوات، همکاری در لایروبی و مرمت و احترام به حقابه ها، بخشی از فرهنگ دیرینه مردم این سرزمین بوده است. فرهنگی که نسل به نسل منتقل شده و همچنان ادامه دارد و از سوی دیگر احیای قنوات نقش مهمی در تثبیت جمعیت روستایی دارد. در سالهای اخیر، خشکسالیهای مداوم موجب مهاجرت بسیاری از روستاییان به حاشیه شهرها شده است. مهاجرتی که علاوه بر پیامدهای اقتصادی حاشیه نشینی، مشکلات اجتماعی متعددی را نیز به دنبال داشته است. زمانی که آب به روستا بازمیگردد، انگیزه برای ماندن نیز افزایش مییابد. زمینهای کشاورزی دوباره زیر کشت میروند، باغها جان میگیرند و خانوادهها امید بیشتری برای ادامه زندگی در زادگاه خود پیدا میکنند.
راه حل علمی و واقعی برای ورشکستگی آب در ایران نه پروژه های بسیار گرانقیمت و ضد محیط زیست وصل خلیج فارس و دریای عمان با دریای خزر است، نه پروژه های غارت و چپاول سد سازیهای قرارگاه خاتم الانبیای سپاه پاسداران. بلکه، محدود ساختن سد سازیهای بیرویه، سرمایه کذاری در احیاء قنوات، پیگیری تجربه اقتصاد آب استان سیستان و بلوچستان، یادگیری از تجربیات موفق تاریخی ملی و تطبیق تجربه های موفق مشابه جهانی، بدون کپی برداری یا این همانی کردن آن با شرایط محیط مشخص و اقتصاد ملی ایران است.
❊ دکتر خلیل خانی کارشناس محیط زیست و فعال حقوق بشر است. او دارای مدرک دکترا در رشته اکولوژی، گیاه شناسی و مطالعات محیطی از آلمان است و در دانشگاه تهران و دانشگاه دولتی هسن آلمان تدریس کرده است. او همچنین دارای دکترای روانشناسی پزشکی از ایالات متحده است.








