سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به خاورمیانه و بهویژه عربستان سعودی، بازتابهای گستردهای در محافل سیاسی و رسانهای منطقهای و بینالمللی داشته است. این سفر که بهعنوان اولین سفر خارجی وی در دور دوم ریاست جمهوریاش تلقی شد، نهتنها حامل پیامهای سیاسی و اقتصادی مهمی بود، بلکه بهنظر میرسد نشانهای از شکلگیری یک اجماع منطقهای علیه رژیم ایران نیز باشد..
نخستین نکته قابل توجه در این سفر، استقبال ویژهای بود که توسط ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، از دونالد ترامپ صورت گرفت. این سطح از استقبال، که حتی فراتر از پروتکلهای رایج بود، نشاندهنده اهمیت بسیار بالایی است که مقامات سعودی برای این دیدار قائل بودهاند. چنین رفتار دیپلماتیکی را باید نشانهای از همراستایی منافع راهبردی عربستان و دولت ترامپ در حوزههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی دانست.
در همین زمینه
قطعنامه کنگره آمریکا با امضای ۲۲۰نماینده در حمایت از مردم و مقاومت ایران
محور اقتصادی: سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری
یکی از مهمترین بخشهای سفر ترامپ، بُعد اقتصادی آن بود. در جریان مذاکرات، عربستان سعودی متعهد به سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری در حوزههایی چون انرژی، معدن و صنایع دفاعی در آمریکا شد؛ سرمایهگذاریای که قرار است در یک بازه چهار ساله محقق شود. چنین برنامهای نهتنها ابعاد اقتصادی دارد، بلکه پیامی سیاسی نیز با خود به همراه دارد: تحکیم روابط واشنگتن و ریاض برای تضمین ثبات در منطقه و مقابله با تهدیدات مشترک.
همچنین گزارشهایی درباره قراردادهای مشابهی در قطر و امارات منتشر شده که نشاندهنده شکلگیری یک بلوک اقتصادی و امنیتی جدید تحت رهبری آمریکا در منطقه خلیج فارس است.
پیمان ابراهیم: گسترش و تعمیق
در بُعد سیاسی، گسترش «پیمان ابراهیم» یکی از محورهای اصلی دیدار ترامپ با سران منطقه بود. این پیمان، که در دور اول ریاستجمهوری ترامپ به امضای چند کشور عربی و اسرائیل رسید، بر لزوم برقراری صلح و همکاری میان کشورهای منطقه تأکید دارد. ترامپ و تیمش در تلاشاند تا دامنه این پیمان را گسترش داده و عمق محتوایی بیشتری به آن ببخشند.
تحلیلگران نزدیک به ترامپ معتقدند که تحقق اهداف پیمان ابراهیم بدون حذف «مانع اصلی» یعنی رژیم ایران ممکن نیست. از دید آنان، رژیم ایران با حمایت از گروههای نیابتی، تهدید موشکی علیه کشورهای عربی و بیثباتسازی منطقه، بزرگترین مانع تحقق صلح پایدار است.
اجماع منطقهای علیه ایران
بخش مهمی از سفر ترامپ به نشست با رهبران شورای همکاری خلیج فارس اختصاص داشت؛ سازمانی که رژیم بنیاد گرای حاکم بر ایران سالهاست از آن طرد شده است. محور گفتوگوها در این نشست، بنا بر تحلیل مصاحبهشونده، مقابله با تهدیدات ناشی از حکومت ایران بود. در واقع، ترامپ به دنبال شکلدادن به یک اجماع منطقهای رژیم ایران است، اجماعی که بتواند زمینهساز فشار حداکثری در سطح منطقهای علاوه بر فشار بینالمللی باشد.
تحریمها؛ ادامه فشار حداکثری
سفر ترامپ در حالی انجام شد که آمریکا تحریمهای جدیدی علیه دو فرد و یک شرکت ایرانی اعمال کرده بود. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد که این افراد و نهادها در توسعه سلاحهای هستهای نقش داشتهاند. این اقدام نشاندهنده آن است که سیاست «فشار حداکثری» همچنان در دستور کار تیم ترامپ قرار دارد. ترامپ و همراهانش آشکارا اعلام کردهاند که ایران حق هیچگونه غنیسازی ندارد و تأسیسات هستهای مانند فردو و اصفهان باید بهکلی برچیده شود.
بنبست مذاکرات و تشدید تحریمها
طبق دیدگاه مصاحبهشونده، دور چهارم مذاکرات هستهای در سکوت کامل به بنبست رسیده است. در چنین شرایطی، تیم ترامپ با استفاده از ابزار تحریم در تلاش است تا رژیم ایران را به عقبنشینی وادارد. اما از آنجا که رهبران رژیم ایران توان پذیرش «جام زهر» مشابه سال ۱۳۶۷ را ندارند، پیشبینی میشود که این عقبنشینی به سادگی رخ ندهد و در نتیجه، تحریمها تشدید شوند.
وقتکشی و تاکتیک دود و دم
در تحلیل نهایی، رژیم ایران در شرایطی قرار دارد که میان فشار خارجی و شکافهای داخلی در تنگناست. رژیم در حال استفاده از تاکتیک «وقتکشی» است تا بتواند انسجام نسبی درونی ایجاد کند و از شرایط آشفته داخلی عبور کند. اما اینبار، بهنظر میرسد که موفق نخواهد شد. افشاگریهای اخیر درباره سایتهای هستهای مخفی، حمایت گسترده جهانی از اپوزیسیون، و ضربالاجلهای آمریکا، نشان از آن دارند که شرایط به نفع رژیم ایران نیست و زمان علیه آن میگذرد.







