سایت ایلاف لندن مقالهای را درج کرده است که به نقش حکومت خامنهای در ایجاد بحران منطقه میپردازد. در قسمتی از این مقاله آمده است: «اخیرا تمرکز بیسابقهای از جانب نویسندگان برجسته عرب بر روی نقش پلید رژیم ایران در منطقه بارز شده است. در این تمرکز بر این موضوع تاکید میشود که ریشه تمامی مشکلاتی که این رژیم بوجود آورده و میآورد در رأس حاکمیت تهران نهفته است. آنطور که برخی به خطا فکر میکنند، ریشه در مزدورانش نیست.
بهخصوص وقتی مقامات رژیم بهدروغ و از روی مکر و فریب مدعی میشوند مزدروانشان در تصمیمگیریها و فعالیتها و حملاتی که انجام میدهند، مستقل هستند. ادعائی که موجب تمسخر و کنایه است و حتی افراد ساده لوح را هم نمیفریبد!!».
خامنهای مصدر و منشاء تمامی وقایع و جنگها وناآرامیها و بحران های منطقه
مقاله مندرج در سایت ایلاف لندن سپس نقش حکومت خامنهای را بیشتر برجسته میکند. در این مقاله آمده است: «تمرکز بر روی رژیم ایران و بهحساب آوردن آن بهعنوان مصدر و منشاء تمامی وقایع و جنگها وناآرامیها وبحران های منطقه است. بطور خاص از جانب نویسندگان برجسته، به مثابه پیامی پر معنا به خود ولیفقیه میباشد با این مضمون که بازیهای شما لو رفته است! دیگر دروغ و فریب و نیرنگ برای پوشاندن واقعیت (کریه) این رژیم جایی ندارد.
رژیمی که وظیفه اجرای برنامهها و دستور کار خود را به دنبالچههای نیابتی خود محول میکند. حکومتی که خود بهای تخریب و ویرانی که به مردم و کشورهای منطقه و منافع بینالمللی وارد میکند را نمیپردازد».
در همین زمینه
رد پای مار ولایت در آغاز خونینترین جنگ منطقه و گسترش آن
کشورهای تحت نفوذ و کنترل حکومت خامنهای
حکومت ولایت فقیه و بطور خاص شخص خامنهای تلاش میکند برای صدور بحران و بنیادگرایی روی کشورهای مسلمان منطقه متمرکز شود. این مقاله در این رابطه مینویسد: «ولایت فقیه از زمانی که بر چهار کشور منطقه نفوذ و کنترل خود را تحمیل نموده است، علاوه بر نقش پلیدش در غزه، کاملاً روشن است که همانند یک اختاپوس رفتار مینماید. خامنهای از طریق مزدوران متعددش دست به فتنهگری و جنگافروزی میزند.
این سیاستی است که مردم و کشورهای منطقه از آن خسته شدهاند و دیگر این رژیم نمیتواند «به غلط» ادعا کند که نگران صلح و امنیت و ثبات در منطقه است».
در ادامه مقاله آمده است: «وقتی روی سر اختاپوس خبیث در تهران تمرکز میشود، بدان معناست که این رژیم، پس از اینکه سیل شرارتش به اوج خود رسیده و همه از دست آن به تنگ آمده و دستش و مرگ و ویرانی و شری که به بار آورده، برای همه رو شده، دیگر به آخر خط رسیده است».
ایستادن در مقابل حکومت شرور خامنهای
این واقعیت بر همگان روشن و آشکار شده و دیگر کسی نمیتواند از این حکومت دفاع کند و واقعیت آن را بپوشاند. این حقیقت که تلاش برای تحقق اهداف و نیات و اجرای طرحهای پلید حکومت خامنهای به بهای خون و رنج و ویرانی مردم و کشورهای منطقه صورت گرفته و میگیرد.
در پایان این مقاله اینگونه نتیجهگیری میکند. «تجربه سه دهه گذشته بطور مشخص ثابت نموده است که هر قدر در برابر این رژیم سکوت کنند و با آن مقابله نشود، بیش از پیش مرزهای وقاحت را زیر پا میگذارد. بنابر این، یک ضرورت فوری ایجاب میکند تا با نقش و نقشههای این رژیم متعرض شیطانی مقابله شود. جلوی اعمال مخرب و خونبار در رابطه با امنیت و ثبات کشورهای منطقه گرفته شود».







