رژیم ولایت فقیه برپایه ایدئولوژی، و قوانین زن ستیز استوار شده است. از همان روزهای اول انقلاب زمان زیادی طول نکشید تا با رویکردی سیستماتیک نقض حقوق زنان در دستور کار قرار گرفته، نهادینه و اجرا شود. دور اول چنین قوانین زن ستیزانه، حجاب اجباری برای زنان بود.
خمینی برای اطمینان از اعمال قوانین زن ستیزانه خود و مجبور کردن زنان به پوشش حجاب اجباری، انواع مختلفی از نیروهای سرکوبگر را در خیابان ها بسیج کرد. واحد کنترل زنان را در مدارس، دانشگاه ها و ادارات دولتی و خصوصی راه اندازی کرد و با راه اندازی بسیجیان بعنوان ماموران امر به معروف و نهی از منکر و اعطای امتیازات ویژه به مردان، تلاش کرد تا زنان را وادار به تسلیم در برابر بایدها و نبایدهای خود کند.
در طول چهل و سه سال گذشته، حکومت ولایت فقیه بصورت خستگی ناپذیر برای گسترش این قوانین زن ستیز در اشکال مختلف و گسترش فرهنگ برتری طلبی در بین مردان تلاش کرده است. بودجه و منابع زیادی را برای کنترل زنان و از بین بردن حقوق آنها اختصاص داده است. قوانین زنستیزانه رژیم، فضای تنفس را از نظر اجتماعی و اقتصادی برای زنان تنگتر کرده است.
وجه مشترک این قوانین وحشیانه علیه زنان، تلاش برای وادار کردن آنها به این باور است که با مردان برابر نیستند. اهمیت کمتری دارند و در نتیجه باید کمتر توقع داشته باشند و به موقعیت پایین تری در جامعه بسنده کنند.
ممنوعیتهای تحمیل شده بر زنان ایران
در طول سالها دیکتاتوری زن ستیز آخوندها، ورزش و فعالیتهای بیرون از خانه زنان همواره با محدودیتها و موانع متعددی روبرو بوده است. آخوندها با سیاسی کردن ورزش زنان و تبدیل آن به یک موضوع امنیت ملی، تلاش کردند که زنان را از این امکانات اجتماعی سالم محروم میکنند. قوانین زن ستیز آخوندها تا آنجا پیش رفته که موتورسیکلت سواری را برای زنان غیرقانونی کردند.
ممنوع اعلام کردن موتور سواری زنان اما موجب جلب توجه و در بین مردم خبرساز شده است. روز یکشنبه ۲۴ بهمن ماه، حسین رحیمی، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، ضمن تشریح طرح پلیس برای برخورد با موتورسواران، تاکید کرد که از آنجایی که به بانوان گواهینامه موتورسیکلت داده نمیشود، اجازه تردد با موتورسیکلت را ندارند.
یادآوری می شود، حسین رحیمی کسی است که در جریان تبلیغات ریاست جمهوری، ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی با انتشار عکسهایی از حمایت زنان موتورسوار از رئیسی خبر داده بود!
در قوانین قضایی همین رژیم البته هیچ قانونی برای ممنوعیت دوچرخه سواری یا موتورسواری زنان وجود ندارد. با این حال، آخوندها در حکومت دیکتاتوری دینی این ممنوعیت را اعمال کردهاند و از استفاده زنان از دوچرخه در فضاهای عمومی شهری جلوگیری میکنند. مثلا سال گذشته بنا به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا – ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ با تصمیم ستاد امر به معروف و نهی از منکر دوچرخه سواری زنان در اماکن عمومی در خراسان رضوی ممنوع اعلام شد.
در ایران برای دریافت گواهینامه رانندگی خودرو، اتوبوس و کامیون الزام جنسیت وجود ندارد ولی در مورد موتورسیکلت اینطور نیست. یعنی زنان میتوانند راننده تریلی شوند اما اجازه موتور سواری ندارند! چرا؟ به گفته مسئولان، بدن زنان با وجود پوشش سر تا پا، در هنگام دوچرخه سواری نمایان می شود و تحریک کننده است. [چرا موتورسواری زنان با دیوار اندیشه ولی فقیه تصادف میکند؟!]
بیش از چهار دهه است که دستگاه تبلیغاتی آخوندها و شبکه ائمه جمعه آن که از چهرههای مهم تبلیغات حکومت هستند، وقت خود را صرف یافتن راه هایی جهت محدود کردن حقوق زنان صرف کرده اند. در حکومت ولایت فقیه زنان حق اسب سواری و دوچرخه سواری و موتور سواری ندارند. زنان حق طلاق ندارند. زنان حق قضاوت یا رئیس جمهور شدن را ندارند، زنان حق انتخاب بسیاری از رشته های تحصیلی دانشگاهی را ندارند و بسیاری دیگر از حقوق آنها بصورت مستقیم یا غیر مستقیم سلب شده است.
امید به آینده ایران
از سوی دیگر اما زنان در چهل و سه سال گذشته مبارزه شدیدی را برای کسب برابری و رد حجاب اجباری دنبال کرده اند.. نقش زنان در اعتراضات معلمان، کارگران، بازنشستگان، و بطور خاص نقش برجسته و تاثیرگذار آنها در قیام آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات دیگر کاملا ملموس و محسوس بوده است. مبارزه و تلاش برای کسب آزادی مردم ایران و بطور خاص زنان ایران توسط خانم مریم رجوی، رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران رهبری شده است. طرح ۱۰ مادهای او آینهای از ایران آینده است که در آن نابرابریهای جنسیتی و بیعدالتی برای زنان جایی نخواهند داشت.
در اذهان زن ستیز آخوندها، خانم رجوی دشمن شماره یک آنها محسوب می شود ولی در اذهان زنان ایران، او امید شماره یک آنها برای آینده شان به حساب میآید.
ح. بیضایی







