روز جهانی کارگر؛ وضعیت کارگران ایران در حاکمیت خامنهای
سایت «تاون هال» آمریکا نوشته است؛ اول ماه می به عنوان روز جهانی کارگر از طرف کشورهای جهان برسمیت شناخته شده است. به این مناسبت معمولا اتحادیههای کارگری در کشورهای مختلف با برگزاری گردهماییهایی علاوه بر بزرگداشت این روز، دستاوردهای یکسال گذشته و برنامههای سال آینده خود برای بهبود وضعیت کارگران را مورد بررسی قرار میدهند. اما در ایران تحت حاکمیت خامنهای برای کارگران که بعنوان محرومترین طبقه جامعه شاهد سختترین شرایط خود در ۴۲ سال گذشته و بعد از انقلاب ضد سلطنتی هستند این روز با روزهای دیگر تفاوتی ندارد.
در حالیکه میزان خط فقر برای هر خانواده در ایران بیش از ۱۰ میلیون تومان محاسبه شده اکثر کارگران ایران با درآمدی کمتر از ۳ میلیون تومان زندگی میکنند. نتیجتا بیش از ۸۰٪ آنها در زیر خط فقر و در شرایطی که قادر نیستند حداقلهای معیشتی خود و خانوادهشان مانند غذا و مسکن را تأمین کنند زندگی میکنند. یکی از نتایج این وضعیت رانده شدن بیش از ۳۵ میلیون نفر که توانایی هزینه بالای مسکن در شهرها را ندارند به حاشیه شهرها بوده است. همچنین باعث حذف مواد غذایی چون گوشت و میوه از سبد غذایی اکثر کارگران شده است. در حالیکه بر طبق آمار رسمی حکومت درصد کارگران بیکار در ایران ۲۳.۵٪ یعنی حدود یک چهارم نیروی کار اعلام شده ولی آمار واقعی بسیار بیشتر از این عدد است. [روز جهانی کارگر و کارگران ایران]
تعطیلی گسترده کارخانهها
فساد گسترده حاکم در دستگاه حکومتی ایران باعث شده است بسیاری از کارخانهها تعطیل شوند و کارگران آنها به سیل بیکاران بپیوندند. بطوری که در عرض مدت کوتاهی ۱۴۶۰ کارخانه و مراکز تولیدی به دلیل بدهی و عقب افتادگی اقساط تسهیلات دریافتی به بانکها تعطیل شدند.
بعنوان نمونه کارخانه بزرگ ارج با قدمت نزدیک به ۸۰ سال که از قدیمیترین تولیدکنندگان لوازم خانگی در ایران بوده و چند هزار کارگر داشت بخاطر فساد حکومتی و یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی به تعطیلی کشانده شد. یا کارخانه آزمایش که بیش از ۱۴۰۰ کارگر داشت و انواع لوازم خانگی را تولید میکرد بخاطر عدم حمایت دولت و واردات اجناس مشابه از خارج با ارز تخفیف دار توسط وابستگان سران حکومت چون امکان رقابت نداشت به تعطیلی کشانده شد.
کارخانه معروف «داروگر» با داشتن قدمت ۹۰ ساله در تولید انواع صابون، شامپو و سایر مواد شوینده به دلایل مشابهی به تعطیلی کشانده شد. کارگران آن با درهای بسته این کارخانه مواجه شدند.
و دهها کارخانه معروف و بزرگ دیگر چون، کارخانه قند ورامین، کارخانه پارسکروم خزر، مجتمع متالورژی پودر ایران که تنها تولیدکننده پودر آهن در ایران و خاورمیانه بود. چندین کارخانه نساجی و… همه بخاطر سوءمدیریت و فساد دستگاه حاکم به تعطیلی کشیده شده و کارگران آن بیکار شدند.
این دزدیهای نجومی از حقوق کارگران کماکان ادامه دارد و هر از گاهی در جنگ بین باندهای حکومتی برای چپاول بیشتر برخی از آن ها بر ملا میشود. مثلا چندی پیش خبر تصاحب کارخانه لاستیک سازی دنا که ارزش واقعی آن بالغ بر ۶۰۰ میلیارد تومان بود توسط آخوند یزدی رئیس پیشین قوه قضاییه به قیمت فقط ۱۰ میلیارد تومان افشا گردید.
فساد گسترده و سیاستهای ضدکارگری و گسترش فقر کارگران
فساد گسترده و سیاستهای ضدکارگری حکومت دست باز به صاحبان صنایع و کارفرمایان داده است تا بسیاری از کارگران شاغل خود را بصورت موقت به خدمت بگیرند. آنها نه تنها از مزایای بیمه و درمان برخوردار نیستند بلکه همین حقوق ناچیز ماهانه آنها نیز به موقع پرداخت نمیشود. همچنین در صورت کوچکترین اعتراضی آنها را از کار اخراج میکنند و چون کارگر موقت هستند هیچ حقوقی هم به آنها تعلق نمیگیرد.
این وضعیت کارگران باعث شده است که بسیاری از فرزاندان آنها مجبور به ترک تحصیل و وارد شدن به بازار کودکان کار شوند. هرچند آمار دقیقی از تعداد کودکان کار در ایران در دست نیست ولی تخمین زده میشود که تعداد کودکانی که بخاطر فقر والدین خود به بازار کار وارد شده اند بین ۳ تا ۷ میلیون نفر است.
اکثر این کودکان در کارهایی مانند دستفروشی، زبالهگردی و یا کار در کورهپزخانه ها و دیگر کارهای طاقت فرسا مشغول بکار هستند. درحالیکه این کارها حتی برای بزرگسالان کاری بسیار سخت و دشوار است و تحت ماکزیمم استثمار و سوء استفاده قرار دارند.
روز جهانی کارگر و سرکوب اعتراضات کارگران
در یکسال گذشته نیز با شیوع اپیدمی کرونا کارگران و کودکان کار که از یکطرف از حداقلهای امکانات ایمنی و بهداشتی محروم هستند و از طرف دیگر بدلیل نداشتن پشتوانه و روز مزد بودن و نیازشان به کار میباید در هر شرایطی کار کنند تا بتوانند حداقل مواد غذایی را برای خانواده خود تهیه کنند؛ بیشترین قربانیان این بیماری را تشکیل داده و بسیاری از آنها بخاطر ابتلا به کرونا و عدم دسترسی به امکانات درمانی جان خود را از دست داده و خانوادههای آنها نیز بیسرپرست شدهاند.
این شرایط در بسیاری از مواقع جان کارگران را به لب رسانده و موجب اعتصابها و اعتراضات گسترده در بسیاری از کارخانهها شده است. البته اکثر این اعتراضات با ضرب و شتم و دستگیری و زندانی کردن و سرکوب کارگران همراه بوده است. مانند اعتراضات و اعتصاب کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه از مهمترین کارخانههای صنعتی تولید شکر در خاورمیانه و کارخانه فولاد اهواز و کارخانه معروف هپکو از مهم ترین کارخانجات تولید ماشینآلات صنعتی در خاور میانه و یا ۵ دوره از اعتصاب سراسری کامیونداران کشور در سال میلادی گذشته.
در انتظار قیام بزرگ
فعلا این حکومت با سوء استفاده از بیماری کرونا که همه کارگران را درگیر خود کرده است توانسته خود را از خشم آنها دور نگه دارد. ولی این موضوع نمیتواند برای مدت طولانی چاره ساز باشد. طبقه کارگر بیشتر تبدیل به آتش زیر خاکستر و یا بشکه باروتی شده که منتظرند تا مجددا شعله ور شده و منفجر شوند. چون آنها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند که نگران آن باشند. این مسئله همراه با سرکوب سایر اقشار جامعه مانند معلمان و بازنشستگان و کارمندان دولتی و غیردولتی و کشاورزان و دانشجویان تبدیل به بزرگترین نگرانی خامنهای برای ادامه بقای خود شده است. امری که به نظر صاحب نظران دیر یا زود بوقوع خواهد پیوست و باید منتظر یک قیام بزرگ دیگر در آینده نزدیک در ایران و تغییر نظام حاکم بر ایران باشیم.
روز جهانی کارگر و وضعیت کارگران در ایران/







