جنبش برابری در ایران با نبرد برای آزادی پیوند خورده است
۸ مارس روز جهانی زن ، فرصت ارزنده ای برای جنبش برابری است که هر سال یک بار دیگر به جمع بندی تجارب خود و دستآوردهای آن بپردازد.جنبش برابری یکی از عادلانهترین جنبشهای جهانی است که ستون فقرات آن را زنان و تا حدی مردانی تشکیل می دهند که پیشرفت و تعالی جامعه بشری را در گرو کسب حقوق و جایگاه برابر برای زنان در جامعه میبینند و برای آن تلاش می کنند.
در ایران ما اما جنبش برابری با جنبش برای آزادی پیوند خورده است. وقتی سرنوشت یک جامعه را دیکتاتوری مذهبی به گروگان گرفته باشد، تلاش در مسیر جنبش برابری تنها وقتی معنا دارد که در بستر آزادی خواهی و رهایی وطن از چنگال استبداد همراه باشد.
[روز جهانی زن؛ اپوزیسیون ایران این روز را روز زنان مقاومت اوکراین نامید]
کنفرانس بزرگ برای روز جهانی زن
از دل همین رویکرد و درک از جامعه است که زنان ایران پا در مسیر رهایی ایران از چنگال استبداد نهادند و هزاران هزار زن و دختر با آرمان برابری جان خود را در مسیر آزادی فدا کردند
اپوزیسیون ایران که تبلور و چکیده همین مبارزه عادلانه و برابری خواهانه است، امسال در آستانه روز جهانی زن، یک کنفرانس جهانی برگزار کرد که در نوع خود بی نظیر بود. در این کنفرانس چهرههای سیاسی، حقوقی و پارلمانی کشورهای مختلف جهان به مدت ۷ ساعت سخن گفتند و ایده و آرمانهای بزرگ انسانی خود را به اشتراک گذاشتند.
زنان برجستهی که در این کنفرانس بین المللی شرکت داشتند از ۵۴ کشور مختلف آمده بودند و هر کدامشان حامل تجربیات گرانقدری از تلاش برای برابری در جامعه خود بودند و هستند. اما آنچه که آنان را در این گردهمایی شگفت زده کرد، تجربه گرانسنگ جنبش زنان ایران بود. این جبنش به اذعان زنان حاضر در این کنفرانس از چند ویژگی منحصر بفرد برخوردار است.
ا. جنبش برابری خواهانه را با نبرد برای آزادی پیوند زده است و این پیوند دینامیزم یک جنبش آرمانی سترگی شده است که هزاران زن مشتاقانه برای محقق کردن آن نهایت قیمت را داده اند و دارند می دهند. شاهد این مدعا وجود دهها هزار زن مسلمان رها شده از قیود ارتجاعی در بین مبارزان آزادی بوده که بسیاری از آنان در مسیر ۴۳ ساله این جنبش برای آزادی جان باختند.مقوله رهایی زن در جنبش مردم ایران از زبان خانم رجوی چنین بیان شد: «برابری و رهایی زن تنها و تنها وقتی اصالت دارد، و هنگامی میتواند بازگشتناپذیر باشد… که با رهایی مردان همراه باشد».
پشتوانه عملی جنبش برابری خواهانه
۲.جنبش برابری در جنبش مردم ایران بر خلاف بسیاری از کشورها و سازمانها از یک پشتوانه عملی بیش از ۳۰ ساله برخوردار است. به این معنی که در اپوزیسیون ایران درست از سال ۶۴ زنان به جایگاه رهبری جنبش ارتقا پیدا کردند و از سالهای بعد در عمل این زنان هستند که در نقش فرماندهان و مسئولان عالی این جنبش بیشترین بار مسئولیت امر سرنگونی یک دیکتاتوری مذهبی و مادون تاریخی را به پیش می برند.
خانم هله تورنیک اشمیت نخست وزیر سابق دانمارک در این کنفرانس در این باره گفت:
«زنان ایران خود را اثبات کردهاند و میدانند که حقوق آنها فقط از طریق تغییر واقعی سیاسی در ایران برآورده میشود… این شرکت عظیم زنان منحصر بهفرد است. نه تنها در ایران، بلکه در تمامی جهان… من بهاینجا نیامدهام که الهامبخش شما باشم، بلکه آمدهام تا بهشما بگویم که شما الهامبخش ما هستید».
این اذعان به نقش رهبری زنان از زبان یکی از برجسته ترین زنان عالم کنونی سیاست است. کما اینکه خانم ریتا زوسموت که به مدت بیش از ده سال رئیس مجلس آلمان بود در این باره گفت:
«ما دیدیم که زنان در اشرف و اکنون در اشرف۳ چگونه مقاومت کردند و اشرف۳ را ساختند. این انسانها از حوادث عجیب و غریبی عبور کردند. زنان ایرانی این قدرت را دارند و بهما قدرت میدهند… من از قدرت رهبری این زنان شگفتزده هستم».
روز جهانی زن فرصتی تاریخی برای آشنایی با دستاوردهای یک جنبش پیشتاز
۳.جنبش اپوزیسیون ایران به این نتیجه گیری تاریخی رسیده است که جنبش برابری خواهانه متوقف می شود اگر در رهبری سیاسی جای خود را باز نکند. رهبری سیاسی جامعه است که میتواند بستر رشد مطالبات زنان و محقق کردن آرمان برابری خواهانه زنان باشد. تجربه جنبش ایران این واقعیت را به شکل برجستهای اثبات کرده است.
خانم اینگرید بتانکور کاندیدای ریاست جمهوری کلمبیا این جمع بندی جنبش ایران را این گونه شرح می دهد؛
« زنان ایران بهنتیجهگیری مهمی رسیدهاند. آنها پی بردهاند که برای رسیدن بههدفشان باید در تمام سطوح مقاومت، از جمله در رهبری سیاسی مسئولیت بپذیرند. و این یکی از شگفت انگیزترین دستآوردهای مقاومت ایران است… مقاومت ایران امروز پیشتاز برابری و آزادی و صلح در جهان است… و همه ما میدانیم این بدون رهبری مریم رجوی امکانپذیر نبود».
در اندیشه و ایدئوژی برابری خواهانه اپوزیسیون ایران چشم انداز آزادی ایران با پیشتازی زنان میسر است. آنان بر این باور هستند که؛، «زن نه فقط رها کننده خودش که رها کننده جامعه است» و از این طریق است که «میتوان بهجهانی بر اساس خواهری و برادری و آزادی و برابری رسید».
از این رو باید به جهان بشری تبریک گفت که در آستانه روز جهانی زن، با جنبشی و زنانی آشنا شدند که متعالیترین و دست نایافتنیترین آرمانهای بشری امروز را در یک پراتیک مبارزاتی سی و چند ساله تجربه کردند و آن را به زنان آرمانخواه و مردان برابری طلب تقدیم کردند.این جنبش راه خود را از میان سنگلاخهای سختی باز کرده است و اکنون برای پرش نهایی برای آزادی و رهایی میهن اسیر آماده است.







