دودوزه بازی های روباه صفتانه
کسی در موقعیت رفسنجانی بعنوان اصلیترین مهره در پیشبرد خط و استراتژی سرکوبگرانه خمینی چه در حیات و چه بعد از مرگ او تردیدی ندارد.
کلیدیترین و مهمترین نقش رفسنجانی را میتوان در وقوع اتفاقات و حوادث سالهای بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، آغاز، ادامه و پایان حنگ ۸ساله ایران و عراق ومخصوصا سال ۶۷ و قتل عام زندانیان سیاسی جستجو کرد.
رفسنجانی همراه با احمد خمینی، در کشتار مخالفان سیاسی در دهه ۶۰، به دلیل نزدیکی به خمینی، نقش پررنگی در این جنایات داشتهاند.
جنایتی که امروزه جنبش گسترده دادخواهی بر آن است تا زمانی که عاملین آن را به محاکمه نکشانده و به دست عدالت نداده از پای ننشیند. و ضرورت کشانیدن مقامات حکومت ایران به پای میز عدالت بینالمللی تبدیل به نیاز ملی ایرانیان شده است.

درباره؛ عملکرد رفسنجانی در انتخاب خامنهای بیشتر بخوانید
دستگیری حمید نوری در روز ۹ نوامبر ۲۰۱۹ و به محاکمه کشیدن او، که اکنون در دادگاه سوئد در جریان است، حلقهیی از حلقات نقشه مسیری است که باید پیموده شود. [دادگاه حمید نوری؛ پیکر اعدام شدگان را با کامیون از در آشپزخانه خارج میکردند]
رفسنجانی در ستاد فرماندهی کل قوا
خمینی در ۱۲ خرداد سال ۶۷، همزمان با پیشرویهای ارتش آزادیبخش و پیوستن دسته دسته جوانان به مقاومت مشروع ایران و در حالی که حکومت درگیر جنگی بود که همه چیز کشور را تحت الشعاع قرار داده بود، فرمان تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا را صادر و رفسنجانی را به عنوان جانشین تام الاختیار فرماندهی کل قوا منسوب کرد.
جدای از اینکه نفس گزینش رفسنجانی در این سمت، نشان دهنده نقش محوری او در تمام تصمیمگیرهای خمینی بود، اما وی با رسیدن به این سمت، قدرت بیشتری کسب کرد، تا جایی که هیچ حرکت وتصمیمگیری نمیتوانست نه فقط بدون اطلاع او بلکه بدون تأیید او انجام بگیرد، منجمله قتل عام زندانیان سیاسی با هدف نابودی کامل آنها.
رفسنجانی در کتاب خاطرات خود به دیدارهایش با افراد هیئت مرگ و دیگر دست اندرکاران قضایی و حکومتی با شروع قتل عام سال ۶۷ اشاره کرده و در باره آن دیدارها و مذاکرهها مینویسد: «به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. در مورد مجازات ضد انقلاب مذاکره شد». و در ادامه نوشته؛ «آقای علی شوشتری معاون قضایی و جانشین مسئول سازمان زندانها آمد و راجع به زندانیها و مخصوصاً گروهکها و مسائل اخیر آنها و در رابطه با شرارتهای منافقین، اطلاعاتی داد و….».
آغاز قتل عام زندانیان سیاسی
۵ مرداد قتل عام زندانیان آغاز شد. روز ۱۴ مرداد موسوی اردبیلی برای امامت نماز جمعه تهران تعیین شد.
رفسنجانی در کتاب خاطراتش به برگزاری نماز در آن روز جمعه اشاره کرده و مینویسد: « با آقای موسوی اردبیلی در باره مطالب خطبههای جمعه مذاکره کردیم».
بعد از مذاکرات انجام شده موسوی اردبیلی در خطبههای نماز جمعه صراحتا اعدام همه زندانیان را مشروع و واجب اعلام کرد و گفت: «اینها که محاکمه ندارند، حکمش معلوم، موضوعش هم معلوم است و جزایش نیز معلوم می باشد. قوه قضائی در فشار است که اینها چرا محاکمه میشوند، قوه قضائی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمیشوند و یک دستهشان زندانی میشوند (شعار امت همیشه در صحنه، منافق زندانی اعدام باید گرد) … مردم می گویند باید از دم اعدام بشوند…».
و به این ترتیب در مذاکرات میان رفسنجانی با موسوی اردبیلی بر سر محتوای خطبههای نماز جمعه قرار بر این میشود که موسوی اردبیلی تأییدیه اعدام همه زندانیان را از نمازگزاران یعنی از بسیجیان و پاسداران حاضر در نماز جمعه بگیرد. [علی فلاحیان در مصاحبه با دهباشی؛ دهه۶۰ و اعدام برای همه]
دودوزه بازی های روباه صفتانه
رفسنجانی اما در روز ۱۱ آذر سال ۶۷ و در یک دودوزه بازی مکارانه و در پی صدور چهارمین قطعنامه محکومیت حکومت ایران در کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد به خاطر قتل عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی برای کتمان این جنایت به صحنه آمد و به خبرگزاری رسمی حکومتی گفت: «اعدامهای ادعا شده فقط شایعات تبلیغاتی هستند که هدفشان پوشاندن بحرانهای داخلی در «بطن سازمان مجاهدین خلق» و خارج کردن این سازمان از بنبست است».
و روز بعد خطاب به شکنجهگران اطلاعات خمینی در مورد موج محکومیتها گفت: «این تبلیغات کذب و عجیب و غریبی که در اروپا و کشورهای غربی مجاهدین به راه انداختهاند که چند هزار نیروهای اینها در ایران اعدام شده است. هدفشان این است که خودشان را از بنبست بیرون بیاورند. (روزنامه رسالت ارگان باند مؤتلفه ۱۲آذر ۱۳۶۷)
و در ۱۶ آذر در رادیو حکومتی به وارونه گویی افتاده و تصریح کرد: « افرادی هستند که خیانت میکنند، مستحق مجازاتند خوب اعدام میشوند…. بنا داشتند در کشور یک کار تخریبی وسیع را انجام بدهند، مجازات شدند».
هر چند رفسنجانی پیش از آن بارها و منجمله در مهر ماه سال ۶۰ اعدام و بریدن دست و پای مجاهدین را جزو بایدهای جمهوری اسلامی برشمرده بود.
رفسنجانی و وقاحت ماورای تصور
رفسنجانی انتشار فایل صوتی منتظری که نقش خمینی در کشتار و زمینه چینیهای احمد خمینی را برملا کرده است را محکوم کرد و در مجلس تشخیص مصلحت «هدف اصلی دشمنان جهانی و داخلی را در مقطع کنونی برای حمله به امام، مرحوم حاج احمد آقا و بیت محترم ایشان، انتقام از نقش و جایگاه بینظیر امام در تاریخ معاصر ایران و جهان دانست و گفت: یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، خدشه وارد کردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند».
نتیجه این که؛ رفسنجانی بعنوان جانشین فرمانده کل قوا و قدرتمندترین فرد بعد از خمینی در مقطع قتل عام سال ۶۷ اصلیترین عامل پیشبرنده فتوای خمینی بوده است. هیچ حرکتی بدون اطلاع و دریافت حمایت و تأیید او نمیتوانسته انجام بگیرد.
همچنان که در سالهای آخر عمر خود، در میان جنگ و دعواهای جناحی و با پوشش خاطراتش با خمینی تلاش میکرد خود را فردی تأثیرگذار در تصمیمگیریهای خمینی نشان دهد. [خامنه ای؛ انتشار یک فیلم قدیمی، مانور برای کدام عبرت؟]
اما در ورای تمام جنایتهای صورت گرفته در قتل عام سال ۶۷، این مردم ایران و مقاومت سرفراز ایران و جنبش دادخواهی شهدای قتل عام سال ۶۷ هستند که سرسختانه و شتابان به پیش میروند و تا به نتیجه نهایی یعنی به محاکمه کشاندن عاملین این جنایت را محقق نکنند از پای نخواهند نشست.
مرگ رفسنجانی هرگز باعث حذف نام او از لیست سیاه عاملین تحت پیگرد جنایت سال ۶۷ نخواهد شد. اگر چه دفتر زندگی ننگینش بسته شد، اما هنوز برگهای نانوشته بسیاری از جنایتهای او هست که در آینده نه چندان دور، به صفحات دفتر حیاتش اضافه خواهد شد.







