معلوم نیست در آستانه انتخابات نمایشی و قلابی حکومت خامنهای چه خبر است که هر روز در رسانههای حکومتی یکی المشنگه راه میاندازد. سایت حکومتی دیده بان ایران اقدام به درج صحبتهایی از جوجه بسیجی معلوم الحال رائفی پور کرده است. حرف هایش حاکی از عقرب گزیدگی او هست. اما معلوم نیست کدام عقرب ولایت مدار نیش خود را به او زده است؟. هرچه هست گزش آن خیلی زیاد بوده است. به نحوی که داربست فکری و جسمی او را دچار بهم ریختگی کرده است و احتمالا به آچارکشی فوری نیاز دارد تا فرو نریزد.
یک حرف درست اما خیلی کلی و بدون پرده برداشتن از واقعیت
رائفی پور میگوید: «ما در حزب اللهیگری و انقلابیگری به گرد پای اصلاح طلبان دهه شصت هم نمیرسیم». رائفی پور چرا این حرف را میزند؟ چه اطلاعاتی در چنته دارد که این نتیجهگیری را میکند؟ خیلی واضح و روشن است. اما مصلحت را مثل اینکه رائفی پور هم میداند. چون اکثر این اصلاح طلبان همان بریدههایی هستند که در اوایل دهه شصت جزو جانیترین شکنجهگران در زندانهای خمینی بودند. به همین دلیل رائفی پور میگوید به گرد پای این جماعت نمیرسند.
ماجرای کارت عروسی تاج زاده
معلوم نیست کارت عروسی تاج زاده چه انگی به رهبر ملعون انقلاب! زده که اینگونه جیغهای رائفی پور جوجه بسیجی را در آورده است. وی سپس به فاکتی میپردازد که بیانگر این واقعیت است که زیاد برای امام ملعون تره خورد نمیکردند. رائفی پور به نقل از خسرو شاهی در مورد تاج زاده میگوید: «آقای خسروشاهی میگفت که وی پدر من را درآورد برای اینکه روی نشریه عکس امام را نمیزدم. میگفت تو ضد ولایت فقیه هستی».
در همین زمینه
خامنهای؛ فصلالخطاب یا توپخانه شلیک رئیسی و قالیباف به یکدیگر؟
قصه بین رائفی پور و قالیباف چیست؟
خود رائفی پور میگوید بین ما قصهای هست حالا این قصه چیست، باید خودشان بگویند. قصه منافع هست، قصه کرسی و جاه طلبی هست، چون تاجایی که به ماهیت هر دوی آنها بر میگردد ماهیت فاشیستی دبش شان برکسی پوشیده نیست. رائفی پور میگوید: «چند بار مشاور قالیباف و خودش علیه من صحبت کردند، این صحبتها مرا به یقین رساند که یک قصهای هست».
در ادامه رائفی پور نمایندگان مجلس را بد جوری شلاق کش میکند و میگوید: «مجلسیها خیلی وقیح هستند. وقتی به آنها میگویم چرا شفاف نیستید، میگویند خودت چرا شفاف نیستی؟ مگر من مسئولیت دارم که شفاف باشم». آفرین یک حرف درست از دهان این جوجه بسیجی درآمد. کسی که این حرفها را بیپروا میزند باید خیلی چیزها از مجلس نشینهای حکومتی در جیب داشته باشد که نتوانند ناک اوتش کنند.
رائفی پور در ادامه صحبتهایش میگوید: «به شورای نگهبان میگویم چرا رد صلاحیت طرف رو اعلام نمیکنید؟ می گویند قانون نیست!».
با بیان این حرفها معلوم میشود که زمین زیر پای ولایت و پاچه خواران ولایت بدجور سفت شده که این همه به همدیگر شاخ میزنند. تازه این اول راه است. این پاچهگیری و خفتگیریها به جاهای باریکی میکشد و همانطور که خود کارگزاران حکومتی هشدار میدهند که آقایان! مواظب باشید، کاری نکنید که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان. البته در مرحله سرنگونی و حکومتی که نفسهای او به شمارش بیفتد این مسائل طبیعی است. باید باور و ایمان داشت به آن قدرت نهایی و سرمایه اصلی که همانا مردم دلیر ایران هستند که ضربه نهایی را بر پیکر فرتوت ولایت فقیه خواهند زد.







