داستانهای تلخ دادگاههای قتلعام ۶۷؟
رئیسی در قتل عام ۶۷ چه نقشی داشت؟ او در کشتار چه تعداد زندانی دست داشت؟
در این سلسه گزارشها میخواهیم این سئوال را از زبان عفو بین الملل پاسخ بدهیم. سازمان عفو بین الملل در ۱۳ آذرماه ۱۳۹۷ یک گزارش ۲۰۰ صفحهیی از قتل عام ۶۷ منتشر کرد. این گزارش تحت عنوان « اسرار به خون آغشته» نخستین گزارش مستندی بود که توسط یک نهاد معتبر حقوق بشری منتشر میشد. این گزارش حاوی اسناد و مدارکی از اعدامهای سال ۶۷ است. این گزارش از سازمان ملل میخواهد که یک گزارش تحقیقاتی جامع و مستقل در این باره تهیه کند. ما در این جا تلاش داریم آن قسمت از گزارش به نقش رئیسی در قتل عام اشاره دارد، بپردازیم.
هزاران دمپایی رها شده در زندان!
در زندان اوین، بعضی از زندانیان میزان دمپاییها توجهشان را جلب کرده بوده که «تعدادشان شاید به هزار» تا میرسید. آنان از طریق زندانیانی که به جرایم غیرسیاسی محکوم شده بودند باخبر شدند که هرروز بشکههایی پر از دمپایی را از زندان به بیرون میبرند.
در رشت، یکی از زنان بازمانده گفته است که حرفهای پاسداران را شنیده که با خوشحالی به هم
میگفتند که «یک شبه همه را تمام کردیم».
در زنجان، یکی از بازماندگان گفته است که چشمش به اتاقی افتاده بوده که وسایل و متعلقات همهی زندانیان منتقلشده را آنجا جمع کرده بودند.
چندین نفر از بازماندگان گفتهاند که خودشان یا همبندیهایشان را که بعضی از آنها بعداً کشته شدند، پای سکوی اعدام بردهاند و وادارشان کردهاند که صحنه اعدام را تماشا کرده یا در آن مشارکت کنند.

درباره اسرار به خون آغشته بیشتر بخوانید
مواجه کردن با پیکرهای بستگان یا همبندیان!
به گفته بعضی از شاهدان، مسئولان زندان، زندانیان را با اجساد بستگان یا همبندیهای اعدام شدهشان مواجه میکردند تا تحریکشان کنند که حرفهایی از سرخشم و عصبانیت بزنند و مسئولان به خاطر همان حرفها آنها را به مرگ محکوم کنند.
در بسیاری از زندانها، زندانیان عمدتا با خبر نبودند که بسیاری از همبندیهایشان اعدام شدهاند. تا اینکه ملاقاتها در اوایل آبان ۱۳۶۷ از سر گرفته شد. بعد ازآن مسئولان و مقامها روند اطلاع رسانی به خانوادههای اعدام شدگان را آغاز کردند.
رئیسی و هیأت مرگ چه کسانی را اعدام کردند؟
زندانیان شامل پزشکان و پرستاران، مهندسان، معلمان و دانشگاهیان، کارگران و همچنین افرادی میشدند که در زمان دستگیریشان دانشآموز دبیرستانی یا دانشجو بودند.
اکثر زندانیان اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند. آنها اغلب به دلیل اعتقادات سیاسی و فعالیتهای مسالمتآمیزی نظیر پخش کردن روزنامه و جزوه، شرکت در تظاهرات، جمعآوری کمکهای مالی برای خانوادههای زندانیان، یا مراوده با فعالان سیاسی به زندان افتاده بودند.
باقی زندانیان به گروههای مختلف سکولار و چپ گرایش داشتند و به شکل مشابه، به دلیل اعتقادات مذهبی و سیاسی صلحآمیزشان زندانی شده بودند.
بعضی از زندانیان، بدون این که اصلاً محاکمه و محکوم شده باشند، خودسرانه در زندان نگه داشته شده بودند؛ بعضی از آنان دورههای حبس ناعادلانهای، از حبس ابد تا دورههای کوتاهترِ دو یا سه ساله، را سپری میکردند؛ برخی از زندانیان نیز دوره محکومیتشان را سپری کرده و قرار بود به زودی آزاد شوند، یا به آنها گفته شده بود که چون به راستی «توبه» نکردهاند همچنان در زندان نگهشان میدارند.
بازداشت دوباره زندانیان و اعدام
بعضی دیگر از ناپدیدشدگان از زندانیان سابقی بودند که از زندان آزاد شده بودند. اما در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ و یا مدت کوتاهی پس از حمله مسلحانه سازمان مجاهدین خلق در ۳ مرداد آن سال، دوباره دستگیر شده بودند. بسیاری از این افراد بلافاصله بعد از دستگیریشان قهرا ناپدید شدند. مقامها و مسئولان از ارائه هرگونه اطلاعاتی درباره سرنوشت آنان یا محل نگهداریشان خودداری کردند.
ناپدیدسازیهای قهری گسترده این هراس را در دل خانوادههای زندانیان افکند که مقامها و مسئولان در حال برنامهریزی برای بهرهبرداری از حمله مسلحانه سازمان مجاهدین خلق به عنوان بهانهای برای انتقامگیری از زندانیاناند. خانوادههای دلنگران بارها به زندانها، نهادهای قضایی و سایر دستگاههای دولتی مراجعه کرده و بدون دریافت اطلاعات دقیقی بازگشته بودند.
دروغ گفتن به خانواده اعدام شدگان!
بعضی از خانوادهها با خودشان لباس، غذا، دارو و پول آورده بودند، به این امید که رسید امضاشدهای از بستگان زندانیشان، مبنی بر دریافت این اقلام، بگیرند و به این ترتیب از زنده بودن آنها مطمئن شوند. مسئولان زندان اغلب این اقلام را تحویل میگرفتند، بدون این که به زنده بودن یا نبودن زندانی اشاره کنند.
در برخی نقاط، مسئولان به دروغ به خانوادههای زندانیان گفته بودند که بستگانشان به زندانهای استانهای دیگر منتقل شدهاند. خانوادهها به سفرهای طولانی و بینتیجهای رفته بودند. در موارد دیگر، مقامها و مسئولان با توهین به خانوادههای زندانیان و بدرفتاری با آنان، تهدید کرده بودند که در صورت ادامهی پافشاریشان بر دریافت اطلاعات بازداشت میشوند. بعضی از خانوادهها ساعاتی بازداشت شده و مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
پایان







