خبردار شدیم که مادر خدیجه فارسی مادر مجاهد شهید حسن فارسی شامگاه سهشنبه ۴دی ۱۴۰۳ در تهران درگذشت. این مادر دادخواه که به مدت ۴دهه همراه با فرزندان مجاهدش دائما به زندانها و شکنجهگاهها رفتوآمد داشت همیشه از این یقین آکنده بود که حاکمیت سیاه ولایت فقیه عاقبت با همین رنج و شکنجها در هم خواهد شکست و بهار پیروزی و آزادی مردم ایران فراخواهد رسید. او که در زمان وفاتش هنوز دخترش مرضیه فارسی با ۱۵سال حکم زندان در اوین بهسر میبرد حاکمیت ولایت فقیه را با اعدام و زندان و اسارت شناخت.
نگاهی به زندگی مادر خدیجه فارسی
مادر فارسی متولد شهریور ۱۳۲۰ در ملایر بود. درجریان قیام ضد سطلنتی ۵۷ همراه با مردم علیه دیکتاتوری شاه فعال بود. بعد از سرنگونی دیکتاتوری شاه و جانشینی او با خمینی ضدبشر مادر در کنار فرزندان مجاهدش از مواضع مجاهدین حمایت میکرد. مادر بهدلیل همین حمایتهای جانانهاش از مجاهدین در فاز سیاسی با همه کسانی که با رژیم همسویی داشتند قطع ارتباط کرد و انتخاب کرد که در کنار فرزندان مجاهدش برای آزادی و عدالت مبارزه کند.
مادر خدیجه فارسی از سال ۶۰ مرتب پشت در زندان بود. زمانی که فرزندانش حسن فارسی و حسین فارسی در آن سالهای وحشت ۶۰ در زندان قزلحصار بودند و ملاقات نداشتند، او همواره پشت در زندان بود تا خبری از آنان بهدست آورد.
مادر فارسی همراه و همرزم فرزندان مجاهدش
خدیجه فارسی در سال ۶۶ زمانی که پسرش حسن فارسی و دوستانش میخواستند از طریق مرز پاکستان به مقاومت بپیوندند شخصا تقبل کرد که بهعنوان همراه و پوشش آنان تا زاهدان آنان را همراهی کند و سپس تنها به شهر خود بازگشت.
مادر خدیجه از سال ۶۵ بهصورت مرتب رادیو مجاهد را گوش میکرد و خبرهای مهم را برای فرزندانش به زندان میبرد.
رژیم بعدها متوجه شد که مادر همراه با پسرش بعنوان پوشش تا زاهدان رفته بود و همینطور فهمیده بود که اخبار را برای فرزند زندانیاش میبرد به همین خاطر آخوند مقیسه خیلی خیلی نسبت به او کینه داشت. فرزند مجاهدش حسین فارسی که از شاهدان قتلعام و از شاکیان دادگاه حمید نوری بود نقل میکرد که مقیسه دوبار به او گفته بود که: «مادرت منافق است.»
در سالهای وحشت خمینی خانه مادر به محل اتراق و آمد و شد خانواده زندانیانی تبدیل شده بود که از شهرستانها برای ملاقات فرزندانشان به تهران و کرج میرفتند و جایی برای ماندن نداشتند. یکی از آنها مادر شهید حمزه شلالوند بود که از اندیمشک برای ملاقات فرزندش می آمد و یک شب را حتما پیش مادر میماند.
در همین زمینه
درگذشت مادر دادخواه عذرا عبدوس مادر مجاهدان شهید فاطمه و ابراهیم دانایی
مادر خدیجه فارسی و شهادت فرزندش حسن
مجاهد شهیدحسن فارسی در خرداد ۶۶ پس از پایان حکمش از زندان آزاد شد و بلافاصله به سازمان وصل شد و به منطقه نزد سازمان رفت. این همان سفری بود که مادر با او همراهی کرده بود.
حسن دو بار بهعنوان پیک برای وصل سایر زندانیان آزاد شده به تهران برگشت و در دو مأموریت موفق، توانست بسیاری از زندانیان را به سازمان وصل کند.
او در آخرین مأموریتش در دیماه سال ۱۳۶۶در تور وزارت اطلاعات افتاد و در روزی که قرار بود اکیپ را از تهران خارج نماید بر سر قرار در خیابان امیرآباد تهران دستگیر گردید و سرانجام در ۷مرداد۶۷ در جریان قتل عام زندانیان سیاسی اعدام شد و به جمع شهیدان پیوست. مادر خدیجه پس از آن یکی دیگر از پاتوقهای همیشگیاش بهشت زهرا و مزار فرزند شهیدش شد. هر پنجشنبه بر مزار شهیدان حاضر میشد . او مزارهایی که خانوادههایشان در شهرستان بودند یا سراغ آنها نمی آمدند را میشناخت. همیشه سر آن مزارها میرفت و سنگ مزارها را میشست.وجای خالی مادران آن شهیدان را پر میکرد.
سیمای آزادی همدم روزهای فراغ و جدایی از فرزندانش
وقتی از سال ۷۹ توانست از طریق ماهواره به سیمای آزادی وصل شود سر از پا نمیشناخت. همه برنامههای سیمای آزادی را مشتاقانه نگاه میکرد و برنامهای را از دست نمیداد. به همین خاطر مثل یک آدم مطلع و آگاه به مسایل سیاسی در جریان همه اخبار و تحولات بود.
این مادر مجاهد بعد از اشغال عراق توسط آمریکا ۴بار برای دیدار فرزندانش به شهر اشرف در عراق رفت. اولین بار سال ۸۲ به اشرف رفت. او از فرزندان مجاهدش درخواست کرد که سی.دی سخنرانیها یا برنامههای آموزشی را با خودش به تهران ببرد و این کار را کرد.
مادر یکبار دیگر درسال ۸۳ به اشرف رفت و در برگشت سراغ چند خانواده رفت . برخی از خانوادهها را ترغیب کرد به اشرف برای دیدار فرزندان مجاهدشان بشتابند. مادر بهرغم بضاعت ناچیز مالیاش همواره پشتیبان فرزندانش بود و از هر فرصت پیش آمده برای کمک مالی به مقاومت خودداری نمیکرد.
«ایران آزادی» درگذشت این مادرمجاهد و مبارز را که به حق سمبل یک نسل از خودگذشته و پاکباخته است، به همه مبارزان و دادخواهان و به فرزندان مبارز و مجاهدش تسلیت میگوید.







