درسهایی از شورش در زندانها! ، ..یکی از تحولات بسیار مهم که این روزها به دنبال بحران کرونا در کشور ظهور کرده، «شورش و فرار جریان وار زندانیان» در زندانهای سراسر کشوربوده است. علت شورش، گسترش ویروس کرونا در زندانهای سراسر کشوربود، بخصوص اینکه این وضعیت فاجعه بار، با بی عملی و بیتفاوتی، از سوی رژیم مواجه شده، به نحوی که به رغم گسترش ویروس کرونا در زندانها و جانباختن زندانیان، آنها از کمترین الزامات بهداشتی محرومند.
نگاهی داریم به آخرین وضعیت زندانها، و مشخصاً آخرین مورد آن، یعنی زندانهای شیبان و سپیدار اهواز و علت شورش وو یژگیهای این شورشها بررسی میشود. و اینکه آیا رژیم، توان مقابله با این شورش ها را دارد. و این شورشها، چه درسها و چه تأثیراتی بر روی جامعه ملتهب ایران میگذارد؟
آقای پرویز کریمیان، درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد یه این موضوعات پاسخ میدهد.
پرویز کریمیان: ببینید نه خامنهای نه روحانی نه کل نظام حاکم بر ایران، هیچ کنترلی برای کرونا ندارند. اوضاع از دستشان در رفته است. نه قصد این را دارند نه توانش را که بتوانند این فاجعه را در ایران کنترل کنند. این چیزی است که به عهده خود مردم ایران است. البته این نکته جای بحث جداگانهای دارد. ولی تا آنجا که به اینها برمیگردد، کرونا همه چیزشان را برده. فکرمیکنند اگر بتوانند، همین کرونا را هم به عامل بقای خودشان تبدیل کنند. البته مردم ایران این را، حتما به عامل نفی و نابودی این رژیم تبدیل خواهند کرد. الان جوانها چه در زندانها چه در شهرها، چه درکارهائیکه توسط جوانان شورشی انجام میشود.
در مورد زندانها، از ۲۹ اسفند تا ۱۲ فروردین در ۱۰ زندان کشور شورش شد. از خرم آباد شروع شد و در الیگودرز ادامه پیدا کرد تا آخرین موردش که خیلی واضح بود، زندان سپیدار و شیبان اهواز در ۱۲ فروردین بود .حالا اول علت اینکه چی هست، این را اضافه کنم که این شورش حتما ادامه خواهد داشت. اگر یکی دو روز، یا تا مدتی نباشد، حتما باز استمرار خواهد داشت. دلیلش را میتوانیم بحث کنیم که یک موضوع ادامهدار است. نه یک موضوع اتفاقی وتصادفی. البته اخبار دیگری در زندانهای دیگری هم هست که نشان میدهد این فعالیتها وجود دارد و استمرار خواهد یافت.
پرویز کریمیان: اول اینکه باید دانست که در موقعیت فعلی، البته جامعه بینالمللی هم بارها به رژیم گفته که در این موقعیت، همه زندانیان را باید آزاد کند. اگر رژیم اینکار را نمیکند، از جنایتکاری رژیم نشات میگیرد. رژیم یک تعدادی را آزاد کرده، کسانی که زیر ۵سال حکم داشتند و غیر سیاسیون. دستگیر شدگان قیام آبان آزاد نشدند که محکومیت هم ندارند. هنوز به وضعیت آنها رسیدگی نشده. رژیم کسانی را آزاد کرده که به امنیتش ضربه نخورد. رژیم تمام تلاشش این است که امنیت خودش را حفظ و حراست کند. یعنی بقای خودش را تضمین کند. به همین دلیل بخشی از زندانیان را آزاد کرده. ولی نه آنهائیکه حدس میزند امنیت رژیم را به خطر بیاندازد.
پرویز کریمیان: علت اصلی اینکه در زندانها کار به شورش کشیده، یک چیز بیشتر نیست و آنکه رژیم همانطور که در جامعه ایران هیچ کنترلی ندارد، بر زندانها نیز کنترل ندارد. هیچ اشارهای به ویروس در زندانها که یک محیط بسته است و امکانات هم اساسا نیست نکردهاند. ویروس در زندانها حتی بیش از جامعه، در آنجا گسترش پیداکرده است. اخبارش را هم به بیرون درز نمیدهند مثلا هفته پیش گفتند که در زندان فشافویه ۶ نفر در اثر ابتلا به این بیماری جان باختند. یا مثلا در زندان ارومیه، همینطور درزندانهای دیگر هم اخباری از این دست هست. یعنی کرونا به طرز وسیعی در زندانها شیوع پیدا کرده است. زندانی میبیند اگر آنجا اقدامی نکند، خودش باید فردا منتظر مرگش باشد. علت شورش این است که دیگر کارد به استخوانش رسیده. نه درمانی وجود دارد نه امکاناتی. خوب شورش میکنند، اینجا دیگر انتخاب بین مرگ و زندگی است. به جای اینکه زیر ناکارآمدیها و فشار رژیم تن به مرگ بدهند، خوب میجنگند. اتفاقا این یک منطقی است که در وضعیت فعلی، نه تنها در زندانها، بلکه در سراسر جامعه ایران عمل میکند. ایران آبستن حوادث بعدی است. اگر بخواهیم سر شورش در زندان بگوییم، در واقع این یک جنگ شرافتمندانه است. من اصلا به اتهامات افراد کاری ندارم که چیست. به دلیل این که زندانی دارد از هویت خودش دفاع میکند. میخواهد زنده بماند. این حق هر انسانی است. حتی وقتی در زندان باشد، حق دارد به سلامت نفس بکشد. رژیم این حق را هم از زندانیان سلب کرده است. چه فشارها و سرکوبها هست که جای بحث خودش را دارد. به همین دلیل است که من میگویم استمرار خواهد داشت. حالا واکنش رژیم در مقابل این شورشها چیست؟ شلیک مستقیم. در زندان اهواز ۷ نفر شهید شدند. هر چند که رژیم توسط رئیس انتظامی خوزستان میگوید اصلا شورشی اتفاق نیفتاده و موضوع را کوچک میکند. اما اینها چیزهایی نیست که بشود پنهانش کرد. اینها افشا خواهد شد. کما اینکه افشا شده و اسامی ۷نفر از این شهدایی که در زندان اهواز کشته شدهاند هست. اسامی مجروحین هست. فراریانی که توانستند موفق بشوند وخودشان را از زندان خارج کردند، الان هم رژیم برخلاف ادعاهایش، دسترسی به آنها ندارد. ممکن است چند تا را هم گرفته باشند. ولی اصلا توان این را ندارد. اوضاع دیگر آن اوضاع قبلی نیست. رژیم زهوارهایش در رفته. چه در زندانها چه در جای دیگر. توی زندانی که چهار دیوارش بسته است، سرکوب کردن که کارمهمی نیست. به سربازانت فرمان تیرهم بدهی و آزادی عمل هم بدهی خوب شلیک میکنند.
پرویز کریمیان: علت اینکه چنین شورشهایی صورت میگیرد، ریشهاش آنست که زندانیان درمعرض انتخاب بین مرگ و زندگی قرار گرفتند. باید دید شورشهایی که در زندانها صورت گرفت، تکنمود نیست. همیشه اینطور است که رژیم در چنین مواقعی آمادهباش میدهد. آمادهباش هم داد. اما علیرغم آمادهباش، باز شورشها صورت گرفت. در آخرین شورش در زندانهای اهواز، رژیم سرکوب وحشتناکی کرد. علتش این است که میخواهد بترساند. اخبار آنرا منتشر میکند که بترساند. مثلا گفته شده در زندانها به سربازان حق تیر داده که اگر هرکسی اقدامی برای شورش بکند، بدون فرمان به آنها شلیک کنند. زندان فشافویه، زندان بزرگ تهران را که اهمیت بیشتری هم دارد، بدست سپاه سپرده تا بتواندکنترل و سرکوب بکند. خوب این شورش زندانها وقتی پشت سرهم اتفاق میافتد، یک جریان است. یک موضوع جدیدی است که البته از نظر من، این جریان فقط مربوط به زندانها نیست. همین جریان در جامعه هم درحال شکلگیری است. الان بیش از یک ماه نیم است که تقریبا همه کارها خوابیده. مردم جامعه ایران، بیش از ۶۰ درصدشان روزمزد کار میکنند. یعنی وقتی روز سرکار نباشند، شب نان شب ندارند. شاید کلیپها را دیده باشید؛ مثلا هموطنی میگوید بچههایم چند بار به من گفتند پنیر بخر، اما نمیتوانم. به همین دلیل مجبورم صبح بیایم تا ده شب کار کنم. خوب این افراد ذخایرشان تمام شده است و تحت فشار قرار دارند. در خانهها هم که در قرنطینه هستند، باز مردم بین مرگ و زندگی قرار میگیرند. یعنی از کرونا فرار کنند یا از مرگ و گرسنگی؟ معلوم است که وقتی دیگر نمیتوانند، میآیند بیرون. یعنی این تبدیل میشود به اقدامات بعدی، به شورشهایی در جامعه. ما باید انتظار چنین شورشهایی را داشته باشیم. به همین دلیل، رژیم نیز در همه جا نیروهای سرکوبگرش را ریخته بیرون و خیابانها را اشغال کرده تا چنین اتفاقاتی نیفتد.
پرویز کریمیان: درس بزرگی که میشود گرفت، این است که سرکوب و شکنجه و کشتار اثر ندارد. این اصلیترین حرف است. هر کاری هم که بخواهند بکنند، تا چیزی را کنترل کنند، چنین کنترلی در توانش نیست، نمیتواند، چون ریشه در دردهای مردم دارد. چون حرکت مردم پاسخی است در برابر رژیم. مردم در همه زمینه ها، علیهشان عمل میکنند. ایران جامعهای هست که قبل از کرونا هم با این رژیم سازگاری نداشتند. الان کرونا مزید بر علت شده. الان بیش از هر زمان انگیزه وجود دارد که مردم به جان رژیم بیفتند. بیش از هر زمان ملت تحت فشار قرار گرفتهاند. قیام آبان مگر چه بود؟ پاسخ مردم به سرکوبگریها. گفتیم قیام گرسنگان و چپاولهایی که رژیم کرده است. الان این فاجعه کرونا هم به آن اضافه شده. انگیزه مردم هم در مقابله با رژیم، صدبار بیشتر شده است.
البته رژیم تلاش میکند که موضوع کرونا را تبدیل کند به یک عامل بقا. ولی نه تنها عامل بقا نیست بلکه عامل فنایش هم هست. نکتهای که جوانان شورشی و همه مردم ایران باید توجه کنند اینست که رژیم میخواهد ما را خانه نشین کند. میخواهد خودش را پشت چنین فاجعهای پنهان کند تا بقایش را تضمین نماید. مردم ایران نباید تن به چنین چیزی بدهند. رسانههای مقاومت را ببینید؛ در همین شرایط، هر روز نمادهای رژیم به آتش کشیده میشود. هر روز عملیاتها اینطرف و آنطرف انجام میشود. علیرغم اینکه رژیم مسیرها را دارد میبندد.
مثلا روز چهارشنبه سوری گفته بودند هیچکس از خانهها بیرون نیاید. در حالیکه دیدیم در همه ایران، چهارشنبه سوری امسال، بهتر از هر سال دیگری برگذار شد. یا همین دو روز ۱۲و۱۳ فروردین، گفتند بیرون نیایید، ولی مردم کارشان را کردند. همین الان هم دارند میکنند. شورش زندانها یک نمونه خیلی واضح از همین موضوع است. هر میزان که میرویم، گامهای بلندتری در جهت نفی رژیم برداشته میشود.
پرویزکریمیان: سئوال خوبی است. یکی اینکه این شورشها، همه زندانیان را بصورت جمعی در برگرفته، که با همدلی و هماهنگی با همدیگر اینکار را کردند. به همین دلیل میبینیم شورشها زندانها، تمام زندان را در برگرفته و ساعتها هم ادامه یافته. بعد میبینیم علیرغم سرکوب، بازهم ادامه پیدا کرده است. خیلی از اینها موفق به فرار هم شدند. وقتی زندانی موفق به فرار میشود، یعنی کنترل ازدست زندانبانان در رفته است، حتی بصورت مقطعی. خوب این ناشی از یک همدلی و همسو عمل کردن است.
موضوع بعدی این که، شورشها طولانی مدت و استمرار دارد. با شجاعت و مایهگذاری زندانیان استمرار پیدا خواهد کرد. نکته بعدی اینکه، اینها شورشیانی هستند که از جانشان گذشتند و راهی جز این پیدا نکردند. در همه زندانها وضع همینطور است. بخصوص که موضوع کرونا همه را نگران کرده. به همین دلیل کسی از شکنجه و زیر بازجویی رفتن نترسیده است. یکی دیگر اینکه رژیم در این مدت، علیرغم بسیجهای متعددی که کرده، نتوانسته دوباره اینها را دستگیر کند. اغلب آنها موفق شدند به جاهائیکه خواستند بروند. البته رژیم ادعا میکند که این تعداد را گرفتیم. سقز اینطوری شد. این ادعا دروغ است. یکی هم اینکه زندانیان توانستند خارج بشوند بعد مخفی بشوند. این نشانه همکاری مردم با اینهاست. توجه بکنید الان به دلیل کرونا، خیلی هم ممکن است از راه دادن و پناه دادن استقبال نکنند. اما این همدلیها و همراهی مردم وجود دارد.
پرویز کریمیان: در خلال صحبتهایی که میکردیم من این را ذکر کردم. گفتم؛ شورش زندانها یک الگو و یک نمونه از آن چیزی است که جامعه ما در معرضش قرار گرفته است. جامعه ما آبستن چنین حوادثی است. چون منطق این شورش، با منطق شورش در بیرون زندان یکی است. و آن این است که مردم کارد به استخوانشان رسیده. زندانی کارد به استخوانش رسیده. تنها راهش شورش است. مردم هم کارد به استخوانشان میرسد و تنها راهش شورش است. چون زندان محدودیت بیشتری دارد، این کارد به استخوان رسیدن، زودتر بارز میشود. در جامعه کمی دیرتر. ولی همین منطق عمل میکند. انتخاب بین مرگ و زندگی. این آن چیزی است که همه را به حرکت در میآورد. رژیم چه بخواهد چه نخواهد، چون توان این را ندارد که این تضاد را حل کند. چون نمیتواند کنترل کند. چون نمیتواند برخلاف ادعاهای مسخره و فضاحتباری که روحانی هر روز میکند، که کنترل کردیم و اینطور شد آنطور شد، نمیتواند کنترل کند. چون از روز اول، فاجعه را با پنهانکاری برخورد نمود. بیش از یکماه کرونا در ایران جریان داشت، که اسنادش هم افشا شده است، که همه جامعه ایران را فرا گرفت. پروازهایش را که قطع نکرد. قرنطینه را که اجرا نکرد. الان هم سردمداران خود رژیم میگویند، اینکارها را که نکرده. ویروس کرونا همه ایران را در برگرفته. از آن طرف، امکانات درست و حسابی هم در اختیار مردم نمیگذارد تا بتوانند خودشان کنترل کنند. ماسک را مردم باید خودشان بدوزند. خیرین باید درست کنند تا به مردم بدهند. امکانات ضد عفونی وجود ندارد. اگر هم هست، آنهایی هم که از خارج میآید، با قیمت گران باید بخرند. کسی پولش را ندارد. در ارومیه کسانی که برای تست کرونا میروند، از آنها۹۰۰هزارتومان میگیرند. خوب یک فاجعه ملی است. اگر واقعا دولتی باشد که درد مردم را داشته باشد، همه اینها را رایگان میگذارد، انبوهی افراد هستند که تحت تاثیر این بیماری فوت میکنند و کسی نمیفهمد. رژیم هم علنی نمیکند. حتی آنهایی هم که در بیمارستان بر اثر کرونا فوت میکنند، میگوید تنگی نفس. آمارش اینطوری است. میگویم که این وضعیت استمرارخواهد داشت. این فاجعه همه ایران را در بر خواهد گرفت. وقتی اینطور باشد، معلوم است که مردم نمیتوانند تحمل کنند. جامعه ایران را به سمت یک تحول اساسی در ساختارهایش میبرد. در حقیقت باید گفت این طناب دار رژیم است.
بیشتربخوانید:







