مهاجرت ورزشکاران ملی پوش نخبه
رسانه های حکومت اقدام به درج زندگی یک ورزشکار نمودند. داستان زندگی یک جودوکار کم شنوای تیم ملی کشور و دارای مدال برنز از رقابت های المپیک ناشنوایان جهان در مرداد ۱۳۹۶ در کشور ترکیه.
این قهرمان ورزشکار به دستفروشی در کرمانشاه مشغول است. ویدئوهای زیادی در فضای مجازی هم از او منتشر شده است. او ناچار است برای امرار معاش خود و خانواده اش دست فروشی کند. او میگوید که پنج سال است که دست فروشی میکند.
به گفته خودش از بچگی کار میکرده و کارهای مختلف، از کارگری گرفته تا جمع آوری ضایعات، برای اینکه بتواند خرج و هزینه زندگی خانواده اش را تامین نماید. اما وی بعداز اینکه مدال المپیک گرفته به توصیه مردم، کارگری و جمع آوری ضایعات را کنار گذاشته و هم اکنون دست فروشی میکند. او از عدم حمایت و پشتیبانی توسط حکومت مینالد و میگوید که «وقتی به اداره ورزش میرویم و میگوییم یک دست لباس تمرین به ما بدهید مدام نگویند نداریم.»
او با زبان ساده از بی شرافتی و بی شرمی عوامل حکومتی میگوید و اینکه چگونه برای کسب منافع حقیرشان سوء استفاده میکنند. همان افرادی که در ماهیت شان ذرهای شرمندگی جای ندارد.
«همین مسئولان! به وقت قهرمانی به استقبالم میآیند و بنر میزنند و زیر آن عکس میگیرند.»
وی از حمایت و دلگرمی هایی که مردم به او میدهند سخن میگوید «در این چند روز بعضیها که برای خرید آمدند من را نگاه میکنند و میگویند قهرمان درود بر شرفت که کار میکنی و نان حلال در میآوری، ما شرمندهات هستیم که نمیتوانیم همین الان مقداری پول به تو بدهیم یا یک ماشین برایت بخریم؛ این لطف مردم است اما باید مسئولانی شرمنده باشند که به وضعیت ورزشکارها رسیدگی نمیکنند.»
این ورزشکار در یک جمله همه واقعیت ها را بر زبان آورد که مردم لطف میکنند. اما هیچ شرمندگی در عوامل حکومتی نیست و البته هرگز شرمندگی سراغ آنها نخواهد آمد، چون شرافت شان را سوزانده اند.
مهاجرت ورزشکاران ملی پوش نخبه
مهاجرت نخبگان ایرانی بحث جدیدی نیست. از پزشکان و پرستاران گرفته تا هنرمندان و ورزشکاران، مجبور به جلای وطن و مهاجرت هستند. آنان با دلی پرخون و چشمانی اشکبار ناچار هستند، که ترک خانه و خانواده بکنند. آنان آمال و آرزوهایی داشتند، اما حکومتی آلوده به همه مفاسد، امید و آرزوهایشان را نه تنها بر باد داد، بلکه سوزاند و مرگ تدریجی را نصیب شان میکند. آنها لاجرم برای حفظ آخرین رمق های وجودی خود، گریز از سایه نفرت حکومت را ترجیح دادند و با مهاجرت به کشورهای دیگر اراده کردند تا نام ایران را بلند آوازه تر گردانند. [حضور ورزشکاران ایرانی در تیم پناهندگان چرا؟]
مهاجرت نخبگان رشته های ورزشی
ایران کشوری است که قهرمانان ملی زیادی را در دامن خود پرورش داده است. قهرمانانی که نام و آوازه مردم ایران را بربام جهان نشاندند. قهرمانانی که به گفته خودشان عشق به میهن و مردم انگیزه مبارزه شان در میادین ورزشی بوده است. اما اکنون به دلیل محدودیت ها و فشارها و تضییقاتی که حکومت ضدمردمی برای آنها ایجاد میکند، یا مهاجرت می کنند یا در زیر فشارهای سخت و طاقت فرسای زندگی درحال تحلیل رفتن هستند.
آمار مهاجرت نخبگان و قهرمانان ورزشی
مطابق آماری که رسانه های حکومتی منتشر کرده اند «۳۷ درصد از دارندگان مدال در المپیادهای دانشآموزی، ۲۵ درصد از مشمولان بنیاد نخبگان و ۱۵ درصد از رتبههای زیر هزار کنکور سراسری مقیم کشورهای دیگر هستند» این علاوه بر آمار مهاجرت ورزشکاران نخبه ایرانی است که ارائه شده است. [وضعیت ورزشکاران ایرانی در المپیک]
قهرمانانی که مدال المپیک گرفتند و اکنون زیر پرچم کشوری دیگر در رقابت های قهرمانی شرکت میکنند. واقعیت اینکه با روندی که حکومت در پیش گرفته است، بدون تردید مردم ایران شاهد مهاجرت بیشتری از نخبگان ورزشی خواهند بود. یکی از نخبگان استاد شطرنج میباشد. وی به ناچار و متاسفانه زیر پرچم فرانسه در مسابقات بین المللی شرکت میکند. او اکنون در رده دوم شطرنج جهان قرار گرفته است. این قهرمانان نخبه اگر زیر حاکمیت سیاه ولایت فقیه بودند، آیا می توانستند مقام قهرمانی را کسب کنند؟







