شهادت آقای علی ذوالفقاری از شاهدان قتل عام ۶۷ و از شاکیان پرونده
روز چهارشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۰ در ادامه محاکمه حمید نوری از متهمان قتل عام ۶۷ که به دلیل مشارکت وی در اعدام های تابستان ۶۷ در سوئد، شهر استکلهم در حال محاکمه است، یک شاهد دیگر به نام آقای علی ذوالفقاری در برابر دادگاه به ابراز شهادت پرداخت.
در سی و دومین روز دادگاه حمید نوری علی ذوالفقاری به عنوان شاکی در برابر دادگاه شهادت داد که در راهروی مرگ حمید نوری همراه با تعدادی دیگر از پاسداران را دیده است.
وی متولد ۱۳۴۳ و مدت ۱۲ سال را در زندان های حکومت ایران سپری کرده بود. برادر همسر وی نیز در زندان گوهردشت اعدام شده است.
این زندانی سیاسی در سال ۶۰ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و تا پایان سال ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت زندانی بود.
وی در دادگاه شهادت داد که در قتل عام زندانیان سال ۶۷ در زندان گوهردشت با حمید نوری مواجه شده است.

درباره؛ دادگاه حمید نوری بیشتر بخوانید
سخنان وکیل آقای ذوالفقاری
وکیل آقای ذوالفقاری در ابتدای دادگاه حمید نوری گفت که وی در ۱۱ آذر ماه ۱۳۶۰ در سن ۱۷ سالگی و زمانی که سال آخر دبیرستان را میگذرانده بازداشت شده و اتهام او هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. وی به ۱۵ سال زندان محکوم شده بوده و نزدیک به یک سال و نیم در زندان رشت زندانی بود. در سال ۱۳۶۳ به زندان گوهردشت منتقل و در سال ۱۳۷۲ از زندان آزاد شده است.
علی ذوالفقاری در دادگاه خود را ساکن سوئیس و فعال سیاسی هوادار مجاهدین نامید. وی افزود که همراه با ۴۰ زندانی دیگر منجمله ۲۰ زندانی زن از زندان رشت به زندان گوهردشت کرج تبعید شده بودند. وی افزود که از زنان زندانی «کسی بیرون نیامد که بتواند شهادت بدهد».
قطع ملاقات ها همراه با آغاز اعدام ها
علی ذوالفقاری گفت؛ جمعه هفتم مرداد ماه ۱۳۶۷ تلویزیونها را از بند بردند و ملاقاتها قطع شد. در فردای آن روز از کرکره بند، داوود لشکری همراه با حمید نوری و چندین پاسدار را در هنگام ورود به هواخوری زندان دیدم. پاسداری به نام حمید حاجی خانی که او را می شناختم، فرغونی پر از طناب دار را حمل میکرد و لباس پاسداری بر تن نداشت و زیر پیراهن رکابی سفید به تن داشت.
آقای ذوالفقاری در ادامه افزود؛ من ۵ سال در گوهردشت بودم ولی هیچگاه ندیدم بودم که درب بزرگ باز شده باشد، آن روز آنها از در بزرگ رد شدند و بیرون رفتند بعد از مدتی من چهار نفر را دیدم که به سمت روشویی هواخوری رفتند و وضو گرفتند و نماز خواندند و آنان را از درب بزرگ عبور دادند و بردند. از بچه های دیگر شنیدم که آنها بچه های مشهد هستند.
وی گفت «در شب متوجه نوری در همان محل شده ولی چیزی را نمی توانسته ببیند، فقط چراغ های ماشین را می دیده، یعنی نور بالا پایین میشد و فقط نورها را میدیده و صدایی مانند بام بام می آمده و این برداشت را داشت که این صدای بدن های زندانیان اعدام شده است که در کامیون ها انداخته می شد».
رفتن به راهروی مرگ و مشارکت همه پاسداران در کشتار زندانیان
وی در ادامه شهادتش افزود؛ روز ۱۰ مردادماه حمید عباسی من را از راهروی مرگ به اتاق هیئت مرگ برد و در آنجا به ناصریان تحویل داد. در هیئت مرگ با نیری و ابراهیم رئیسی و شوشتری که آن زمان رئیس سازمان زندان های حکومت ایران را بر عهده داشت همراه با مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات روبرو شدم. البته بعدها فهمیدم که پورمحمدی نماینده اطلاعات بود.
وی گفت: در راهرو مرگ ناصریان با خوشحالی می گفت امروز عاشورای مجاهدین است و میخواستند همه را قتل عام کنند. او یعنی ناصریان خیلی خوشحال بود. در آن روز چندین بار اسامی زندانیان خوانده شد و گروه گروه زندانیان را به سمت محل اعدام می بردند. پاسداران به خاطر اعدام مجاهدین جشن گرفته و شیرینی پخش می کردند.
علی ذوالفقاری در ادامه شهادتش گفت؛ عموم پاسداران حتی آنهایی که در کارهای تأسیساتی و حتی آشپزخانه کار می کردند در اعدام ها مشارکت داشتند. زیرا که خمینی دستور داده بود که همه پاسداران در این کشتار شرکت داشته باشند تا کسی نگوید من نبودم.
تعدادی از هم بندیان ما در همان روز و یا در روز بعد اعدام شدند از جمله، فرزین نصرتی، ابراهیم جوبدار، غلامرضا غضنفرپور، حمید کرکوتی، محمد مرج و امیرحسین کریمی.

درباره؛ دادگاه حمید نوری بیشتر بخوانید
علی ذوالفقاری در ادامه افزود؛ برای بار دوم که به راهرو مرگ فرستاده شدم آنجا بسیار شلوغ بود و تمامی زندانیان را برای قرار گرفتن در برابر هیئت مرگ آورده بودند به دلیل ارتباطاتی که داشتم برایم مسجل شد که قتل عامی در جریان است و کل زندان گوهردشت درگیر این قتلعام بود. میخواستند تصفیه حساب کنند.
از سالیان قبل قول این کار را داده بودند و گفته بودند که نمیگذاریم کسی زنده از این زندان خارج شود. طبقه بندی زندانیان در زندانهای مختلف از سالها و ماهها قبل در همین رابطه بود.
وی در ادامه اظهاراتش افزود؛ در راهروی مرگ در کنار مجاهد شهید بهروز شاهی مقامی که از زندانیان سر موضع و مقاوم بود نشستم و او به من گفت دارند اعدام می کنند در برابر هیئت مرگ از مجاهدین و آرمان آنها دفاع کردم هر چه می خواهد پیش بیاید و سپس سرود ایران زمین را خواند که از عزم جزمش حکایت می کرد. در همین حین حمید عباسی از راه رسید و لگد محکمی به وی زد و فحش های رکیکی داد و دقایقی بعد او را همراه خودش برد که از آن به بعد دیگر هیچگاه بهروز را ندیدم. [ [دادگاه حمید نوری؛ شهادت زنی که ۶برادرش توسط حکومت به قتل رسیدند]]
علی ذوالفقاری در ادامه در برابر دادگاه گفت؛ بعد از قرار گرفتن در برابر هیئت مرگ به مدت یک ماه مرا در سلول های انفرادی نگه داشتند و پاسداران به بهانه های مختلف ما را مانند توپ فوتبال بین خودشان پاس می دادند و کتک می زدند و از ما می خواستند که به مسعود رجوی توهین کنیم.
بدنبال آن دادگاه وارد تنفس شد و ساعت ۱۳۳۰ دقیقه ادامه یافت.
همزمان با برگزاری دادگاه و شهادت زندانی از بندرسته علی ذوالفقاری ایرانیان و بستگان شهیدان قتل عام ۶۷ در بیرون دادگاه اقدام به برگزاری تظاهرات و آکسیون کردند و با سر دادن شعار خواستار محاکمه مقامات حکومت ایران به ویژه علی خامنهای و ابراهیم رئیسی جلاد ۶۷ و محسنی اژهای به جرم نسل کشی و جنایت علیه بشریت در دادگاه های بین المللی شدند.







