۱۴سال پس از پیروزی انقلاب مشروطیت، بار دیگر جنبش و قیامی در دفاع از آزادی و استقلال مردم ایران، بهرهبری شیخ محمد خیابانی در تبریز بپا شد.۱۶فرودین شروع قیام و جنبش شیخ محمد خیابانی است.
شیخ محمد خیابانی در دامنه مصفای کوه میشو در قصبه خامنه از توابع شبستر زاده شد. پدرش درشهر پطروفکسی روسیه به تجارت اشتغال داشت. محمد تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش فراگرفت، سپس عازم روسیه شد. زمانی درپیش پدر به امرتجارت مشغول گشت. پس از مدتی به وطن مراجعت کرد و در تبریز به تحصیل علوم دینی پرداخت و در اندک مدتی به درجه اجتهاد نایل آمد. علاوه براین، شیخ محمد خیابانی، علوم نجوم، حساب، فلسفه، طبیعیات و تاریخ را در این شهر فرا گرفت و در این رشتهها سرآمد گردید.
شیخ، خطیبی توانا بود و سخنان حکمت آمیزش که به زبان مادری و طرز بسیار ساده و سلیس و شیرین ادا میشد بسیار تاثیر گذار بود. او شیوههای انقلابی را در قفقاز آموخته بود و رهبری حزب دموکرات ملی را به عهده داشت.
در سنگر مجاهدان
خیابانی: «ای آزادیخواهان که عهد و میثاق بستهاید، یا بمیرید و یا ایران را آزاد کنید، بیایید قول شرف خود را تکرارکنید که ایران را به آزادی واقعی نایل خواهید ساخت».
در دوره استبداد صغیر شهر تبریز، مشعلدار آخرین شعله آزادی، در آتش بیداد قشون ارتجاع و استبداد میسوخت، مردم فقیروگرسنه و قحطی زده با یونجه سدجوع میکردند و دلیرانه برای کسب آزادی مبارزه مینمودند. خیابانی نیز در صف مقدم قرار میگیرد و همان طوری که در مسجد رهبر و راهنمای آنها بود در سنگر نیز آنها را تنها نمیگذارد. او پیوند ناگسستنی با مردم گرسنه داشت. او میگفت: «ترجیح میدهم قطعه قطعهام کنند ولی برادران خود را که از طبقات محروم هستند نفی نکنم. من هیچ میل ندارم دوباره زنده شوم ولی اگر شدم میخواهم در میان محرومین به دنیا باز آیم. تا در تحقیرها و توهینهایی که به ایشان روا میدارند، سهیم باشم و به آزادی ایشان بکوشم».
شیخ محمد خیابانی گاهی مانند سایر مجاهدین، با لباس روحانی و تفنگ در دست، در سنگرها به دفاع میپرداخت. زمانی که خستگی در دل مبارزان خانه میکرد، با سخنان آتشبار و شورانگیز خود، آنها را به پایداری دعوت مینمود.
«ما برضد ارتجاع و استبداد قیام کردهایم، هرگز نباید به خستگی تسلیم شویم. به خصوص وقتی که بار سنگین زندگی ملتی از مویی باریک آویزان شده باشد. ضمناً طوری رفتار نمایید که شرافت تاریخی برایمان حاصل شود».
عضویت در انجمن ایالتی آذربایجان
شیخ محمد خیابانی با شایستگی علمیوسیاسی که داشت مورد توجه سران حزب اجتماعیون ـ عامیون قرار گرفت و از طرف آنها به فعالیت درآن حزب دعوت شد. سپس به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان انتخاب شد.
شیخ چندین بار برای جلوگیری از خونریزی همراه عدهای به باسمنج محل اقامت عین الدوله قاجار، فرمانده قشون استبداد اعزام می شود ولی نتیجهای به دست نمیآید. لاجرم برای مجاهدان مسلم میشود که تنها راه پیروزی و نجات در عملیات قهرآمیز و جنگجویانه میباشد. بدین سبب با کمال دلیری به دفع نیروی اهریمنی همت گماردند و مشروطه را مجدداً احیاء نمودند.
از اقدامات چشمگیر خیابانی زمانی است که محمد میرزا تصمیم گرفته بود برای سرکوبی آزادیخواهان، وام هنگفتی از بیگانگان دریافت دارد. انجمن ایالتی شدیداً به این عمل اعتراض کرد و خیابانی تلگرافی به مجلس سنا و شورای ملی فرانسه مخابره کرد. در این تلگراف خاطر نشان شده بود که بدون اجازه مجلس هر نوع وام از دولتهای بیگانه گرفته شود، ملت ایران پرداخت آن را به عهده نخواهد گرفت. این اعتراض در نقش برآب کردن دسیسههای خائنانه محمدعلی میرزا، بسیار مؤثر افتاد.
موقعیت و پیروزی تبریز
تبریز بعد از تهران بزرگترین شهر به حساب میآمد و پایتخت دوم سلسه قاجار بود. عاملی که موجب شد تبریزیان یکه و تنها علیه استبداد صغیر قیام نمایند و هوشیار و سرسخت تا پیروزی نهایی دست از مبارزه برندارند. یکی این بود که رفت و آمد مردم شهر تبریز به کشورهای روسیه و عثمانی موجب تنویر افکار آنها میشد. تبریز در سر راه اروپا و آسیا قرار گفته بود و از لحاظ اقتصادی رشد بیشتری داشت.
انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و نهضتهای پیروزمند جوانان ترک که بیخ گوش آذربایجان به وقوع پیوست، موجب نفوذ شور و افکار انقلابی در این منطقه گردید. مهمتر وجود رهبران مبارز و فساد ناپذیری چون ستارخان و باقرخان و تئوریسینهای انقلابی و مغزهای متفکری مانند شیخ محمدخیابانی، کربلایی علی مسیو و وجود تشکیلات منظمی چون انجمن ایالتی و مرکزغیبی، تبریز را در وضعیت خاصی قرار داده بود.
انجمن ایالتی آذربایجان به دنبال برقراری مشروطه به سال۱۳۲۴ هجری ـ قمری در تبریز به وجود آمد که رفته رفته کارهای بزرگی انجام داد و اعتبار و نفوذش چنان بالا گرفت که «محمد علی میرزا ولیعهد و حاکم آذربایجان به شناسایی و رعایت دستورات آن ناچار شد. و از اقدامات مهم انجمن تبریز تثبیت نرخ نان و گوشت و اصلاح مقایسات و تعقیب محتکرین و مصادره اجناس ذخیره انارداران میباشد.
در همین رابطه
چرا شاه و شیخ نمیتوانند مدافع مشروطه باشند؟
فرزند انقلاب در مجلس
خیابانی در مجلس میگفت: ما در تعقیب مرام خودمان، جدیت و ثبات رجال بزرگی را بروز خواهیم داد که در حرایق حق به آتش بیداد سوخته شدند ولی عقاید خود را تکذیب و انکار نکردند. و با نوشیدن جام شوکران، حق را تثبیت نمودند. ما برای این نوع مرگ و شهادت، خودمان را با یک عده زیادی از رفقای صمیمی آماده کردهایم».
وقتی صورت التیماتوم استعمارگران که همدست شده بودند در مجلس توسط وثوق الدوله وزیرخارجه قرائت شد. ناگاه صاعقه صدایی استوار، سکوت مرگبار در مجلس و بهت و حیرت و بلاتکلیفی نمایندگان را از هم شکافت: «بعضی سؤالاتی است که جواب آنها از زمانهای بسیار قدیم داده شده و احتیاج به جواب مجددی ندارد. چنانکه اگر از ملتی سؤال شود آیا حاضر هستی آزادی و استقلالت را از دست بدهی؟. مسلماً در جواب خواهد گفت: هیچ قدرتی حق ندارد آزادی و استقلال مرا، سلب کند. امیدوارم دولت روس التیماتوم ظالمانه خود را پس بگیرد و ملت ایران را از خود نیازارد».
این فریاد دردمند ملت زجر دیده ایران بود که از گلوی فرزند قهرمان خود، خیابانی خارج می شد. پس از این واقعه و نرفتن زیر یوغ انگلیس و روسیه، نام خیابانی زبانزد خاص و عام شد. چرا که فرو رفتن در کام نهنگ جنوبی و خردشدن در زیر دندان «خرس شمالی» را به وطن فروشی ترجیح داده بود.
مقاومت خیابانی
التیماتوم ظالمانه روسیه تزاری و تعطیل اساس مشروطه نقطه عطفی در تاریخ کشور ما به حساب میآید. چرخهای نهضت مشروطه از حرکت می ایستد و از آزادی و مشروطه جز اسمی باقی نماند. در این ایام یأس آور که ترس تبعید و شکنجه و مرگ بر قلب شجاعترین افراد مستولی شده بود، خیابانی در سبزه میدان تهران در میتینگ عظیمی، قریب یکساعتونیم علیه دولت وطنفروش سخنرانی میکند و مردم را برای احیای آزادی دعوت به قیام میکند.
در این اثنا افراد پلیس یپرم خان برای دستگیری خیابانی وارد سبزه میدان میشوند ولی شیخ به یاری طرفداران خود جان سالم بدر میبرد و پس از چند روز عازم مشهد و از راه روسیه به تبریز مراجعت میکند. خیابانی روزی به تبریز میرسد که با نیرنگ شجاع الدوله والی آذربایجان دیگر شورشی بر نمیخاست. این جانی بی وطن در شکار مجاهدان و شقه کردن دموکراتها جانانه با بیگانگان همکاری میکرد. در چنین اوضاعی خیابانی به تبریز می رسد. او بنا به اصرار دوستان راهی دیار بیگانه میشود و مدتی در پطروفسکی، نزد عموی خود ماندگار میشود. ولی پس از مدتی به تبریز باز گشت. او میگفت: «تبریز کعبه آزادی خواهان است».
خیابانی پس از فراز و نشیبهای زیادی در کشاکش مقاومت و عبور از حوادث جنگ جهانی اول و قراداد ۱۹۱۹ انگلیس و همچنین انتخابات دوره مجدد مجلس و توطئههای زیادی که از طرف مرتجعین دید در کنار مجاهدان آزادیستان مشروطیت ایستادگی نمود.
شهادت مجاهد
سرانجام خیابانی در کشاکش مبارزات خود از دسیسههای مخبرالسلطنه و از خیانت دست پروردگان خود آگاه میشود. ناچار در منزل یکی از همسایگان خود به نام حاج شیخ حسینعلی پنهان میشود. میگویند در این ایام حاج شیخ از خیابانی خواهش میکند که اجازه دهد لااقل وی از مخبرالسلطنه برای او تأمین جانی بگیرد اما او پاسخ میدهد: من کشته شدن را به تسلیم ترجیح میدهم. من پیش دشمن زانو بر زمین نمیزنم، من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم. من از اعقاب بابک خرم دین هستم که نزد خلیفه عرب آن چنان رشادت و عظمت از خود بروز داده است.
فردای سقوط شهر در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ محل اختفای خیابانی معلوم میشود. اسماعیل قزاق با تنی چند از قزاقان به خانه حاج شیخ هجوم میآورند. صدای چند تیر در حیاط میپیچد، خیابانی نقش بر زمین میشود و با لبی خندان در آغوش مرگ شرافتمندانه که نتیجه پیکار او با عاملان استبداد و استعمار بود جان میسپارد. او در کمال آگاهی سرنوشت خود را به عنوان قربانی و قهرمان طی میکند. و پروانه آسا در راه عشق بزرگ و مقدس خود میسوزد.
منابع:
کتاب دو مبارز جنبش مشروطه رحیم رئیس نیا ـ عبدالحسین ناهید







