فاجعه غمانگیزخودکشیهای جمعی در ایران چرا اوج گرفتهاست؟ آیا در سرزمینی که دارای بزرگترین منابع ثروت است، جز حاکمیت چپاولگر، عامل دیگری برای این همه فقر و بدبختی هست؟ چه کسی ثروت ما را به یغما میبرد؟ همانرا نشانه رویم. بهروزی ملت ما و خلاصی از اینهمه مصیبت و خودکشیهای غمانگیز در نابودی حاکمیتی است که ریشه تمام بدبختیهاست.
علی جوینی
سخن را با شعر شاعری از شاعران مقاومت شروع میکنم که با شنیدن خبر دردناک خودکشیهای دستهجمعی اخیر سروده بود:
«…نه از گل اثری مانده است و نه بلبل
و شمع و پروانه به افسانهها پیوستهاند
و من اینجا بر سر دوراهیام
که از خنجر بنویسم و خون
و یا مانند پدری که گلوی دخترش را فشرد
دست بر حلقوم شعرم بگذارم
و قلمم را بر دارها بیاویزم
دیوانهام نکنید
فاجعه ها!» م.شوق
در حالیکه عملههای حاکمیت غارتگر آخوندی مشغول ارسال پیامکهای رعایت حجاب در داخل خودرو و دخالت در خصوصیترین امور مردم هستند،
در حالیکه ارابههای سرکوب خود را در خیابانها بحرکت درآوردهاند،
در حالیکه فرزندان همین آخوندهای دزد و فاسد مشغول خوشگذرانی و زندگی لاکچری در ویلاهای آنچنانی در لواسان هستند،
در گوشه و کنار میهن بلازده ما، اخباری تکان دهنده و بیسابقه از خودکشی های دسته جمعی و خانوادگی به گوش میرسد. اخباری که تماما در رسانههای همین نظام بطور وسیعی منعکس شدهاست.
یزد روز یکشنبه ۶مرداد۹۸:
به اعتراف رسانههای حکومتی در یک فاجعه تکاندهنده تمامی اعضای یک خانواده دست به خودکشی زدند. مادر این خانواده با تزریق زیاد انسولین دست به خودکشی زد و سپس سه فرزند این خانواده شامل دو دختر و یک پسر با مصرف قرص برنج خودکشی کردند. گفته میشود پسر این خانواده نجات یافته است.
فارس شهرستان نیریز، روز جمعه ۱۱مرداد۹۸:
خبر غم انگیز دیگر! در خیابان خوارزمی نیریز، مادری بهمراه دخترک نازنین ۱۱سالهاش به زندگی خود پایان داد.
این خبر دردناک با خبر دردناکتر دیگر تکمیل شد: پدر خانواده وقتی از خودکشی همسر و دختر کوچکش باخبر شد، روز بعد یعنی شنبه ۱۱مرداد، در حالیکه پراید برادرش را سوار بود، با رفتن عمدی زیر یک تریلی به زندگی خود پایان داد و به دختر و هسمرش پیوست.
و به این ترتیب فاجعه خودکشی تحت حاکمیت آخوندهای ضدایرانی، ابعاد گستردهتری پیدا کرده و دامنهاش به خودکشیهای دردناک خانوادگی رسید!
چه چیزی فرزندان این آب و خاک را به سمت خودکشیهای وحشتناک سوق میدهد؟ جز فقر فراگیر؟ آخوندها، جامعه ما را در طول ۴۰سال حاکمیت سیاه خودبه تباهی کشاندهاند. مردم ما زیر بار فقر و نداری له میشوند. انواع فجایع اجتماعی و فرهنگی زندگی را بر کام مردم بویژه جوانان و زنان تلخ کردهاست.
از ماههای پایانی سال گذشته تا به امروز، حداقل ۵ مورد خودکشی خانوادگی به ثبت رسیده است:
مشهد، ۱۶اردیبهشت۹۷:
مادر جوان ۱۸سالهی اردبیلی، بخاطر فقر پس از آنکه دخترک معصوم ۲ساله اش را کشت؛ خود را از پنجره هتل به پایین پرت کرده و به زندگی خود پایان داد.
مریوان: ۱۰ خرداد۹۷:
دو خواهر ۳۰ و ۳۵ ساله مریوانی خود را دار زده و به زندگی پر درد و رنج خود پایان دادند.
کرمانشاه، بهمن۹۷:
درست در آستانه ۴۰ سالگی به قدرت رسیدن خمینی که گفته بود مردم به این مقدار دلخوش نباشند و او زندگی مردم را مرفه خواهد کرد، مادری در روستای «شاوا» در ۲۵ کیلومتری شمال شهر کرمانشاه به دلیل فقر و نداری دو فرزندش، علیرضا محمدی ۶ ساله و امیرعباس محمدی ۳ ساله را با طناب دار کشت و سپس به زندگی خود خاتمه داد.
و پایانی بر این خبرهای دردناک که قلب هر ایرانی آزادهای را بدرد میآورد نخواهد بود. مگر آنکه عامل اینهمه بدبختی و فاجعه نابود شود. آیا در سرزمینی که دارای بزرگترین منابع ثروت است، جز حاکمیت چپاولگر، عامل دیگری برای این همه فقر و بدبختی هست؟ چه کسی ثروت ما را به یغما میبرد؟ همانرا نشانه رویم. بهروزی ملت ما و خلاصی از اینهمه مصیبت و خودکشیهای غمانگیز در نابودی حاکمیتی است که ریشه تمام بدبختیهاست. برای سرنگونی این منبع شرو فساد باید بپاخاست.







