صیادان بابلسر همچون صیادان سایر مناطق ماهیگیری، شکوه از دردها و مشکلات خود دارند. آنان ۶ماه فعالیت دارند و نیمی از سال را در بیم نداشتن درآمد کافی سپری میکنند. این صیادان مطالبات زیادی دارند اما گوش شنوایی در حکومت ولایت فقیه نیست و تلاش شان تاکنون به جایی نرسیده است.
این صیادان صید قابل پیش بینی ندارند. مشکلات زیادی سر راه شان قرار دارد که منجر به کسادی بازارشان میشود و مجبورند که با دستان خالی به خانه برگردند.
کسی پاسخگوی مشکلات ماهیگیران نیست
در گزارش رسانه حکومتی ایلنا گوشهای از شرایط دشوار این صیادان منعکس شده است. یک گروه از ماهیگیران که تعدادشان به ۴۰ نفر میرسید بعد از پنج ساعت تلاش ناامیدانه تورشان را از آب بیرون کشیدند. این ماهیگیران با خنده تلخی تلاش بیهودهشان که صید مختصری که کمتر از ۲۰ ماهی بود را نشان میدهند. این صیادان تا ۲۰فروردین فرصت دارند. اما با وجود بارندگی و طوفان و گل آلود شدن دریا دیگر نمیتوانند صید بکنند و باید با سختیهای زیاد روزگار را سپری کنند.

درباره؛ مشکلات مردم بیشتر بخوانید
بازگشایی مدارس و مراکز آموزشی و نگرانی های پساکرونایی ولایت فقیه
مشکلات ماهیگیران بابلسر
این ماهیگیران میگویند که آلودگی دریا و صید غیر مجاز مهمترین دلیل کاهش ماهی در دریاست. به نحوی که آنقدر صید کم میشود که درآمد ماهانه کفاف هزینه حتی یک هفته آنها را هم تأمین نمیکند.
علاوه بر آلودگی دریا این ماهیگیران با مشکلات دیگری هم دست به گریبان هستند. آنان در گفتگو با رسانه حکومتی ایلنا میگویند «صیادان غیر مجاز که به «گانگستران دریا» معروفند یکی از عوامل کم شدن آبزیان دریای خزر هستند، دور از چشمِ حراست به دل آب میزنند و تورشان را در عمق بیشتر، پهن میکنند. شیلات هم از دریا سهم دارد و در فصل ماهیگیری، تورشان مدام در دریا پهن است».
این ماهیگیران به دلایل امنیتی با صراحت مشکلات را نمیتوانند بیان کنند. وقتی ماهیگیران میتوانند گانگستران دریا را ببینند، حتما مأموران حکومتی حراست هم آنان را مشاهده میکنند. واقعیت اینکه این گانگستران دریا همان افرادی هستند که در تیول باندهای فاسد حکومتی هستند و زیر چشم حراست به سهولت برای سود و بهره بیشتر باعث کسادی کار ماهیگیران میشوند.
یکی دیگر از مشکلات ماهیگیران بابلسر تعدد شرکتهای تعاونی ماهیگیری میباشد. این شرکتها توسط کسانی اداره میشوند که وابسته به کارگزاران حکومتی هستند. این شرکتها در دو شهر بندر انزلی و ساری بیشترین سهم ماهی دریا را به خود اختصاص دادهاند.
ماهیگیران سایر شهرها مانند بابلسر که به آنها میانه گفته میشود، صیدشان را در معرض آسیب جدی قرار دادهاند. یکی دیگر از مشکلات صیادان آلودگی دریا است که باعث کاهش ماهی میگردد. در این رابطه این ماهیگیران میگویند: «ویلاسازیهای کنار ساحل و ورود فاضلاب به دریا باعث مسمومیت آبزیان میشود. ماهی آنقدر ضعیف میشود که اگر در تور صیادان هم بیافتد، برای فرار تقلا نمیکند».
در رابطه با ویلاهای کنار دریا این ماهیگیران ستمدیده دست عوامل حکومتی که در رفاه و عیش و نوش کافی قرار دارند را اینگونه رو میکنند و میگویند «دولت دستور تخریب ساخت و سازهای کنار ساحل را صادر کرده است اما گویا این قانون برای همه اجرا نمیشود چراکه ویلاهایی هستند که بدون تخریب همچنان آلودگی را روانه دریا میکنند».
طبعا صاحب این ویلاها مردم ستمدیده خطه شمال نیستند. همان عوامل سرکوبگر و چپاولگر حکومتی هستند که نفوذشان در حکومت مانع از آن میشود که ویلاهایشان توسط دولت تخریب گردد.
سختی و زیان آور بودن حرفه صیادی
اداره بیمه تخفیف حق بیمه را قطع نموده و در این رابطه ماهیگیران که شرایط سختی را دارند گلایه میکنند که اگر مورد حمایت قرار نگیرند شرکتهای تعاونی ماهیگیری که هر کدام ۸۰ سهامدار و ۷۰ نفر کارگر دارند در معرض ورشکستگی قرار میگیرند.
دراین رابطه سازمان تأمین اجتماعی به بهانه اینکه «منابع مالی مصوبه دولت را مبنی بر سخت و زیان آور بودن صیادی ندارد، این طرح را اجرا نکرده است».
اغلب این ماهیگیران سن شان بالای پنجاه سال میباشد و به دلیل سالها کار سخت و درد استخوان مجبورند که برای جبران هزینه زندگی به کار دیگری بپردازند. آنان درخواست دارند که از آنها توسط حکومت پشتیبانی شود و از مزایای بیمه بهره مند گردند و خواستار اجرای طرح سخت و زیان آور بودن صیادی هستند.
آنان خواهان آن هستند که سازمان تأمین اجتماعی شغل صیادی را جزو مشاغل سخت محسوب کند تا با ۲۰سال سابقه پرداخت بیمه بازنشست شوند. اما بعید است که حکومت ولایت فقیه با اقتصاد ویران شده دردی از این صیادان را درمان کند و آنان ناچار هستند که همه سختیهای کار را به جان بخرند و اندک هزینهای برای تأمین امرار معاش زندگی خود تأمین نمایند. سختی زندگی تنها مربوط به این صنف از مشاغل در حکومت ولایت فقیه نمیشود.
عدم تأمین هزینه معیشت، زندگی سایر اقشار را هم در ایران تحت حاکمیت خامنهای دچار معضلات زیادی نموده است و دلیل اصلی که ۶۰میلیون ایرانی جمعیت فقیر کشور را تشکیل میدهند ناشی از حکومتی است که تنها سردمداران آن به فکر چپاول و غارت و سودجویی خویش هستند و نباید انتظار داشت که با این حکومت زندگی مردم از این چالشها خلاصی یابد و چرخه معیشت و زندگی مردم رونق بگیرد.







