۱۲ فروردین هر سال در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه به عنوان روز رفراندوم جمهوری اسلامی جشن گرفته می شود.دیکتاتوری حاکم بر ایران تلاش دارد بعد از این همه ویرانی و کشتار و نابودی حرث و نسل با تکیه به همان رفراندوم قلابی خود را مشروع جلوه بدهد. از آن طرف همپیمانان تاریخی شیخ یعنی عوامل سلطنت هم با تکیه به همین رفراندوم شروع به فحاشی مردم می کنند که حقتان است که چنین سرنوشتی داشته باشید. در این فرصت می خواهیم نگاهی به این باصطلاح رفراندوم داشته باشیم تا فهم کنیم خمینی چگونه با سوء استفاده از اعتماد مردم، بزرگترین دیکتاتوری مذهبی را بر ایران تحمیل کرد.
رفراندوم چگونه برگزار شد؟
رفراندوم جمهوری اسلامی، در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در سراسر ایران برگزار شد. یعنی ۴۸ بعد از سرنگونی نظام سلطنت و پیروزی انقلاب مردم. طبق نتایج اعلام شدهی آن ۹۸.۲ از واجدان شرایط شرکت در این رفراندوم با دادن رای «آری»، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند. نتایج این رفراندوم روز ۱۲ فروردین اعلام شد.
در رفراندوم جمهوری اسلامی، برگه رای، دو قسمت داشت. این برگه شامل نیمه «آری» -به رنگ سبز- و نیمه «نه» -به رنگ قرمز- بود روی برگه رفراندوم جمهوری اسلامی نوشته شده بود: «بسمه تعالی، دولت موقت انقلاب اسلامی، وزارت کشور، تعرفه انتخابات رفراندوم، تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی، که قانون اساسی آن از تصویب ملّت خواهد گذشت.» رایدهندگان، در روز رفراندوم میبایست بخش موردنظر خود را از برگه جدا میکردند و در صندوق رای میانداختند و میتوانستد قسمت دیگر را با خود ببرند.
پیش از برگزاری رفراندوم برخی اعضای دولت بازرگان پیشنهاد کرده بودند که کلمه دمکراتیک نیز به جمهوی اسلامی اضافه شود.خمینی اما گفت: فقط جمهوری اسلامی. نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد!
در همین زمینه
خامنه ای میراث خوار ۴۴سال حاکمیت بر پایههای جعل و دروغ؟!
مبانی دمکراتیک نقض شده در این شیوه برگزاری رفراندوم
آنچه این رفراندوم را زیر سوال برد این بود که از مردم در مورد اینکه چه نوع حکومتی میخواهند سوالی پرسیده نمیشد. بلکه نوع حکومت ازپیش تعیین شده بود . مردم فقط مخیر بودند آنرا بپذیرند یا به استمرار حکومت قبلی رضایت بدهند.
به این ترتیب رأی منفی به جمهوری اسلامی به منزلهی تأیید حکومت سابق یعنی نظام سلطنتی بود. یعنی خمینی با استفاده از نفرت مردم از نظام سلطنتی حکومت مورد نظر خود را که سرانجام به ولایت فقیه موسوم شد به مردم تحمیل کرد.
این موضوع با مخالفت بسیاری از جریانات سیاسی و روشنفکران مواجه شد. سازمان مجاهدین خلق به نحوهی برگزاری این رفراندوم اعتراض کرد. مجاهدین از دولت خواستند مشخص کند، حکومتی جدید که با نام جمهوری اسلامی قرار است در مقابل نظام سلطنتی به مورد رأی گذاشته شود چه ماهیتی دارد و برنامههای آن چیست.
چرا آن چه که برگزار شد یک رفراندوم نبود؟
رفراندوم به معنی مراجعه به آراء و افکار عمومی برای رد و قبول یک امر است. واژه رﻓﺮاﻧﺪوم Referendum از واژه To Refer ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ «رﺟﻮع ﻛﺮدن و ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﺮدن» گرفته ﺷﺪه . منظور ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﺮدن ﺑﻪ آراء عمومی ﻣﺮدم ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﺑه وﺳﻴﻠﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﺮسی در ﻣﻮاردی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻜﻮﻣﺘی ﺧﻮد ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی ﻧﻴﺴﺖ. از اینرو آن را ﺑﻪ رای ﻣﺮدم واﮔﺬار میکند.
اصل ومنطق هر رفراندومی ایجاب می کند که مردم آن سرزمین حق گزینش از بین گزینههای مختلف را داشته باشند. اما خمینی در تز ولایتفقیه خود در مورد ضرورت تشکیل حکومت اسلامی می گوید:
«اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره غیبت (امام دوازدهم شیعیان) تعیین نشده. اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت (علم به قانون و عدالت) باشد بپا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول در امر امور جامعه داشت، دارا میباشد و بر مردم لازم است که از او اطاعت کنند.»
بنابراین اصلا برای خمینی مراجعه به افکار عمومی و رفراندوم یک ضرورت نبود. چون شخص او بود که می توانست تعیین کند چی درست است وچی غلط.
خمینی چهار روز بعد از ورود به تهران یعنی در ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت انتخاب کرد. خمینی روز بعد یعنی ۱۷بهمن خطاب به بازرگان نوشت:
«ترتیب ادارهٴ امور مملکت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبان مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید».
می بینیم که خمینی پیشاپیش نوع حکومت را حتی قبل از سقوط نظام سلطنت مشخص کرده و ارجاع آن به مردم صرفا یک نمایش مردم داری بود.
دلیل عجله خمینی برای برگزاری نمایش رفراندوم
به این ترتیب دولت موقت مهدی بازرگان بر طبق حکم خمینی سه وظیفهی انجام رفراندوم جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس مؤسسان و تشکیل مجلس نمایندگان را به عهده داشت.
خمینی همچنین پس از گذشت دو هفته از انقلاب ۲۲ بهمن در رابطه با رفراندم گفت:
«آنچه اینجانب به آن رأی میدهم جمهوری اسلامی است… . نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم» . خمینی به این ترتیب با سوء استفاده از مشروعیت سیاسی، مذهبی و عرفی خود، دیکتاتوری ولایت فقیه را بر مردم ایران تحمیل کرد.
صادق طباطبایی، برادر زن احمد خمینی، که از مجریان برگزاری رفراندوم بود در خاطرات خود میگوید: «۱۲ روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مرحوم حاج احمد آقا خمینی گفتند، امام میگویند رفراندوم باید هرچه زودتر برگزار شود. من با آقای دکتر صدرحاج سید جوادی در وزارت کشور دیدار کردم و پیام امام را به ایشان دادم. وزیر کشور گفت ما الان تشکیلات سالم اداری در کشور نداریم. حتی پاسبانها نه میتوانند با لباس و اونیفورم سابق سرکار بروند و نه ابزار بیسیم و ماشین دارند.
کلانتریها هم اکثرا در روزهای آخر به شدت آسیب دیده است . در مراکز استانها و شهرها هم استانداران و فرمانداران هنوز مستقر و مسلط به اوضاع نشدهاند. انجام امر آقای خمینی چند ماهی فرصت نیاز دارد. من مطلب را به احمد آقا طی یک تماس تلفنی اطلاع دادم . کمی بعد ایشان تلفن کرد و گفت آقای خمینی میفرمایند:اگر کمی (سریع) بجنبید، این کار انجام میشود . ایشان گفتند این کار امکانپذیر است، شما بروید و کار را به سبک انجمن اسلامی در بیاورید»
موضع مجاهدین خلق در مورد برگزاری رفراندوم:
«سوال مطروحه در رفراندم پيش بينی شده، تا آنجا كه به نظرخواهی در مورد سرنوشت رژيم سلطنتی و بود و نبود آن مربوط میشود اساساً بیمورد و منتفی است… زيرا اگر به گورسپردن لاشة سلطنت هنوز محل سؤال و ترديد باشد معلوم نيست كه به چه مجوزی و در كادر چه نظامی دولت مهندس بازرگان معرفی شده و به كار پرداخته است؟
البته اگر قبل از روی كار آمدن دولت مهندس بازرگان چنين سؤالی میشد، باز میشد محملی برای آن ساخت. ولی اكنون مثل اين است كه كسی اول درب را باز كند و بعد اجازه ورود بگيرد! مگر خود آقا بارها و بارها در پاريس بر حقوق عموم طبقات و نيروهای مردم داير بر حق انتخاب و اظهار نظر آزاد همگان، تأكيد نكرده اند؟ پس چرا بايد طوری عمل شود كه انعكاس درستی نداشته و اين شبهه را ايجاد كند كه ما را فقط ميان رژيم سلطنتی و جمهوری اسلامی مخير كرده اند و لاغير.
آيا ما دوست داريم كه بر فرض هم كه كسی با جمهوری اسلامی موافق نباشد، با دادن رأي مخالف به جانب رژيم طاغوتي سلطنتي گرويده و موافق آن قلمداد شود؟ يا اين كه معتقديم كه هركه با ما نيست ضد ما و عليه ماست؟ يا میخواهيم سايرين را وادار كنيم كه از ترس سلطنت، به اكراه و اجبار به جمهوری اسلامی رأی بدهند؟….
بنابراين به اعتقاد ما و بر حسب اين قاعده روشن و صريح اسلامی كه «هيچ گونه انتخاب و قرارداد و عقدی كه در آن اجبار روا شده و از ابراز تمايل و اراده آزاد افراد و گروه های انسانی به نحوی از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصيل نيست.از دولت آقای مهندس بازرگان تقاضا می كنيم ترتيبي اتخاذ نمايند كه امكان انتخاب آزاد هرشكل از حكومت برای هر فرد يا گروهی در نظرخواهی، وجود داشته باشد.»
پاسخ خمینی به مجاهدین
به این ترتیب خمینی این دور از بازی را با برخورداری از حمایت تودههای میلیونی مردم که هنوز او را در «ماه» میدیدند، برده بود. و از همان روز بود که فاز بعدی رویارویی بین مردم و خمینی فراهم شده بود.
خمینی که از ابتدا میدانست موضع مجاهدین در رابطه با رفراندوم جمهوری اسلامی چیست و آنها خواهان «جمهوری دموکراتیک ایران» هستند در این رابطه گفت:
«آنها که در نوشتهجاتشان از جمهوری دم میزنند جمهوری فقط، یعنی اسلام نه. آنهایی که جمهوری دموکراتیک میگویند یعنی جمهوری غربی، جمهوری اسلامی نه! آنها میخواهند باز همان مصائب را با فرم دیگه برای ما ببار بیاورند».
خمینی همچنین یک روز پیش از میتینگ بزرگ مجاهدین در خزانه که در روز 4 خرداد 58 برگزار شد، در پاسخ به خواست آنها و برای نفی دموکراسی و دموکراتیسم که حرف مجاهدین بود ، گفت:
«هرکس جمهوری را بخواهد دشمن ماست! برای اینکه دشمن اسلام است. هرکس پهلوی جمهوری اسلامی، دموکراتیک بگذارد این دشمن ماست. هرکس جمهوری دموکراتیک بگوید، او دشمن ماست. برای اینکه معلوم است اسلام را نمیخواهد، ما اسلام را میخواهیم».
خمینی با این رفراندومی که با عجله و شتاب برگزار کرده بود، بر روی شور و اعتماد عظیم تودههای مردم، دیکتاتوری ولایت فقیه را بر مردم ایران تحمیل کرد. دیکتاتوری خونریزی که ۴۴سال نبرد مردم برای آزادی و رهایی از آن گواهی صادق بر نفی کامل آن توسط مردم ایران است.







