از: دکترخلیل خانی
خلیج گرگان و تالاب میانکاله از دکتر خلیل خانی متخصص مسائل زیست محیطی است. خلیج گرگان و تالاب میانکاله. که زمانی بهشت پرندگان و حیات وحش بود، الان تبدیل به جنهمی برای نابودی پرندگان و…. شده به لحاظ علمی مورد بررسی قرارگرفته است. در نوشته حاضر ضمن پرداختن به علتها، رویکرد حکومت ایران در مورد محیط زیست و سلامتی مردم نیز بررسی شده است. [خلیج گرگان و تالاب میانکاله – قسمت دوم]
قسمت آخر
خلیج گرگان از دو سمت، از سویی تلاطم جریان آب دریا و ازسوی دیگر بار رسوبی رودخانهها را دریافت می کند در واقع به شکل یک دلتایا پایانه رسوبی عمل میکند که به مرور در دماغه خلیج ته نشین شده و جریان گردش آب در خلیج به مقدار زیادی ساکن و بدون تلاطم است. بنا براین زمان ماندگاری رسوبات مواد معدنی و آلی در خلیج بسیار زیاد است. اگر مانعی در سر راه ورود آب مورد نیاز به خلیج واقع شود قطعا باعث خشکی خلیج گرگان در مناطق کم عمق خواهدشد و رسوبات منبعی خطرناک برای ریزگردها خواهدبود.
مهمترین منابع آبهای سطحی که بصورت سنتی خلیج گرگان و تالاب میانکاله راتغذیه میکردند، رود گرگان یا گرگانرود است. این رودخانه دارای شاخه های بسیاری با نامهای مختلف است و یکی از مهمترین رودخانه های شمال شرق ایران محسوب میشود. این رود از رشته کوههای آلاداغ دربجنورد سرچشمه گرفته و پس از طی قریب ۲۰۰ کیلومتر و گذشتن از نواحی گوکلان نشین ترکمن صحرا وارد دشت گرگان شده و در ناحیه خواجه نفس، نزدیکی بندر ترکمن به دریای خزر میریزد.
قره سو دیگر رودخانه تغذیه کننده خلیج گرگان است. این رود از کوه قلعه موران (تا نقر قارقان) رامیان که در جنوب شهرستان گنبدکاووس واقع شده سرچشمه گرفته و در آقباشتپه در قسمت جنوبی ترکمنصحرا دلتائی تشکیل میدهد. قره سو پس از گذشتن از جنوب بندر ترکمن در ناحیه قره سو به دریای خزر میریزد.

ورود انواع آلایندهها ناشی از فعالیتهای صنعتی و غیرصنعتی مستقر در نوار ساحلی از جمله سکونتگاهها، مکانهای گردشگری و کشاورزی، خلیجگرگان را هر روز بیش از روز قبل آلوده میکند که به وضوح در ساحل و پهنه آبی، این آلودگی ها قابل مشاهده بوده و به نحوی است که بوی آب را تغییر داده و بوی گندابی شدن آن به مشام میرسد. به سبب ورود فاضلاب رشد جلبکها زیاد شده و این گونههای گیاهی اکسیژن موجود در آب خلیج و تالاب را مصرف میکنند. باین ترتیب، کمبود اکسیژن، ورد مقادیر متنابه آلنده به محیط تالاب و تغییرساختار اکوسیستم این محیط باعث مرگ موجودات ریز(میکروارگانیسمها) داخل خلیج گرگان شده که بوی بد آب یکی از نتایج این تغییراست.

این بوی بد آب، هنگام شب با وزش نسیم دریا به مناطق ساحلی و شهر بندرگز نیز میرسد که موجب آزار مشام شهروندان و گردشگران میشود. بوی بد ناشی از مرگ و زوال آبزیان در فصول گرم سال نیز، نمود بارز واگرایی و رویگرد بیشتر دوستداران طبیعت گشته، گردشگران عادی و پروژه گردشگری آشوراده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
سدسازیهای متعدد در مناطق بالادست مسیر رودخانههای منتهی به خلیج گرگان بطورخاص و دریای خزر بطورعام و جریان نداشتن آب مورد نیاز از طریق رودخانهها برای تغذیه تالاب، به بحرانی شدن وضعیت خلیج گرگان و تالاب میانکاله افزوده است.
باتوجه به بیان همه موارد فوق، موثرترین تاثیر گذاری سوء بر خلیج گرگان، پسروی آب دریای خزر و عدم تبادل آبی بین خلیج گرگان و دریاست که موجب ماندابی شدن تالاب و بوی بد شده است. ادامه این وضع سبب نابودی گردشگری منطقه درکل و بخصوص آشوراده خواهد شد. علاوه براین کوچ و مهاجرت ناگزیر ساکنان شهرستانهای بندرگز، بندرترکمن و گُمیشان را نیز در پی خواهد داشت.

تراز آب دریای خزر از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰سانتیمتر کاهش داشته است. کارشناسان دلایل کاهش تراز آب دریای خزر را ناشی از سدسازیهای غیرعلمی و غیرکارشناسی بر روی رودخانهها در این حوزه آبخیز همراه با تبخیر آب و تغییرات شرایط اقلیمی میدانند. همچنین، متخصصین آکادمیک در حوزه تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست متفقاً بر این عقیده اند که: «راه حل خروج از بحران خلیج گرگان بازگرداندن حقابه های طبیعی خلیج است».
به منظورفائق آمدن بر این مشکل، باید نظام حقآبه طبیعی خلیج گرگان برگردانده شود. یعنی اداره تعداد زیادی ازسدهای ساخته شده در این آبخیز به سمت مدیریت توسعه پایدار گرایش یابد. رابطه منطقی و علمی در تخصیص آب اراضی کشاورزی گسترش یافته، آبیاری این اراضی و مصارف شهری برقرارکنند. این مساله نباید موجب شود که میزان آب ورودی به داخل خلیج گرگان و کل حوزه آن منطقه کم شود.
البته، وضعیت كنونی تالاب های كشور آینه تمام نمای اقداماتی است كه حاکمیت آخوندی طی ۴۲ سال در حوضه های آبخیز تالابهای مختلف انجام داده است. نگاه دولتمداران به موضوع تالابها بسیارسطحی و در بهترین حالت مطلقاً غیرعلمی است. تالابها را گودالهایی فرض میکنند بیمصرف که از آب پرشده اند. تالابها در طبقه بندیهای بومشناختی گروه انحصاری خود را تشکیل میدهند. امّا، وضعیت كنونی تالابهای كشور نشان دهنده دقیق وکلاسیک الگوهای توسعه ناپایدار اقتصاد یک مملکت است.

چنین وضعیتی نشانه فاحش مدیریت نالایق وبی کفایت در عرصه سیاستگذاری، عدم قانونمداری و برنامه ریزیهای غیرعلمی توسعه ایست. وضعیت بسیار نا مطلوب فعلی تالابها نتیجه رفتارهای اشتباه همه دولتمردان، سیاستگذاران و متولیان امور در خلال حاکمیت آخوندی بوده است. بنابراین، چنین بینش و سیاستگذاری در توسعه پایدار اقتصادی فوقالعاده برای کشور مضر بوده و این روند کلانبرنامهریزی و اجرا باید معكوس شود.
دراین سالیان طرحهای آب كشور بدون توجه به حقآبه تالابها اجرا شده است. البته اگر چه، وزارت نیرو مكلف شده است در تمام پروژههای سدسازی خود حقابه حوضههای پایین دست را مد نظر قرار دهد، ولی اینها قولهایی است که عدم اجرایی شدن آنها مشاهده شده و در آینده بیشترمشخص میشود. وزارت نیرو و شورای آب کشور کارنامه قبولی استفاده مناسب از آبهای سطحی و زیر سطحی ندارند و کشور را با بحران شدید آب و مشکلات زیست محیطی مواجه ساخته اند. مطابق استانداردهای جهانی، كشوری كه بین ۶۰ تا۸۰ درصد منابع آبی تجدید شونده خود را مصرف كند، وارد بحران آب میشود. امروزه، ما شاهد مصرف ۸۵ تا۹۰ درصدی این منابع در كشور هستیم.
قاعدتاً برای اینكه یك سد كجا احداث شود، جمع وسیعی ازکارشناسان خبره ازعلوم مختلف مسائل زیست محیطی گردآمده و در مورد منافع و مضررات آن صحبت میکنند. حاصل جمع این مباحث به احداث و یا رد آن ختم میشود. كه یك سد كجا احداث شود. یکی ازمسؤلین وزارت نیرو در حاکمیت آخوندها اذعان میکند: «احداث سد در كشور در یك دوره به سمبل توسعه تبدیل شده بود و برای اظهار توسعه یافتگی به دنبال سدسازی بودیم، متاسفانه در پارادایمی قرار گرفته بودیم كه به جای اینكه افراد علمی در باره احداث یا عدم احداث و یا مكان یك سد تصمیم بگیرند، فشارهای سیاسی تعیین كننده مکان آن سد بود».
خاطرنشان میشود که کشور در دوران پیش از انقلاب ضدسلطنتی دارای ۱۳ سد بزرگ با حجم مخازن یك میلیارد و ۲۰۰ میلیون متر مكعب بود. امّا، اکنون بیش از ۳۶۰ سد بزرگ و كوچك در سراسر كشور وجود دارد كه حجم ذخیره آنها افزون بر دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون متر مكعب است. باتوجه به هزینه سرسام آوری که در این سالیان برای احداث این تعداد سد صرف گردیده به نسبت میزان ذخیره آب ابداً مقرون به صرفه نبوده است. طرح احداث بسیاری ازاین سدها در كشورضروری نبوده و دقیقاً ناشی از یک مدیریت نا صحیح کشوری بوده است. طبعاً، اگر قرار باشد مدیریت صحیح منابع آب در كشور صورت گیرد، بطورقطع چنین شیوه کار خلاف منافع ملّی و مردم است و باید اکیداً از آن امتناع شود.
افكار عمومی وکارشناسان امور زیستمحیطی نگاه بدبینانه ای به وزارت نیرو، قرارگاه خاتم الانبیا، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران، بنیادهای غارت و چپاول تحت نظارت خامنهای را در بحث سدسازیها دارند. این وزارتخانه و مجموعه تأثیر گزار در تصمیم گیریها را مسئول خشك شدن تالاب ها می پندارند. البته هر كاری در اندازه معقول آن مفید و لازم است. سدسازی نیز از این امر مستثنی نیست. میبایستی ظرفیت تحمل حوضه های آبخیز و محیط طبیعی محاط در آنرا رعایت میكردند. عدول از این قانون عام بوده است که کشور را وارد بحران شدیدآب کرده اند. شورای عالی آب به عنوان عالی ترین نهاد قانونی آب كشورکه قاعدتاً بایستی راهکارهای توسعه و بازیافت آب را بطور علمی مدیریت کنند، مجموعه افراد دستچین درجهت غارت آب کشور برای ارگانهای غارت و چپاول نظام آخوندی هستند.
درمجموعه پارگرافهای این نوشته به موضوعاتی نظیر؛ برداشت بی رویه آب ازسفرههای سطحی و زیرسطحی، سدسازیهای بیحساب و کتاب، تخریب رویشگاههای طبیعی کشور، غارت و چپاول منابع طبیعی و زیست محیطی توسط ارگانها و بنیادهای وابسته به خامنهای، عدم اختصاص حقآبه طبیعی تالابها و اراضی پائین دست سدها، عدم رعایت مدیریت علمی و استانداردها در مصرف سموم دفع آفات نباتی و کودهای شمیایی که نتیجه بلافصل آن افزایش مواد آلی در آب بوده و باعث کاهش اکسیژن موجودشده است. علاوه بر اینها، بقول عیسی کلانتری عدم رعایت قانون حقآبه توسط وزارت نیرو مشاهده میشود.
حاصل ضرب فاکتورهای فوق نه تنها باعث مرگ خلیج گرگان و تالاب میانکاله است، بلکه باعث مرگ طبیعت و اکوسیستمهای ایران میشود. جالب اینکه، هریک ازاین مصائب زیست محیطی راکه زیر ذره بین قرار میدهی، دست مافیایی و غارتگر سپاه تروریستی پاسداران و هزارتوی بیت خامنهای کاملاً مشهود و نمایان است.
باتوّجه به آنچه که در سطوربالا گفته شد، اکیداً براین عقیده امتحان شده اصرارمیکنیم که فاکتوراصلی و اساسی همه بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی و سایر بحرانهای بیشمار، مدیریت نالایق، بی کفایت، ناقص الخلقه و خودرأی حکومت ولایت فقیه است. ایده ولایت فقیه بدلیل عقب ماندگی تاریخی و ناهمگونی اجتماعی با خواست عمومی جامعه ایران، دولت مداری خود را با سرکوب عریان ایرانیان، به فنا بردن سرمایههای ایران در تنور تروریسم و در منجلاب فلاکت غرق کردن محرومان و زحمتکشان سرپا نگهداشته است. تا مادامیکه این فاکتور ضّدتکامل از میان برداشته نشده، همه بحثهای فنی، راهکارهای علمی و رهنمودهای اقتصادی بیهوده است. پس راهکار همآنست که مقاومت مردم ایران گفته اند: سرنگونی تام و تمام این رژیم ضدتکامل و ساختن ایرانی آزاد و آباد.
خلیج گرگان و تالاب میانکاله – قسمت آخر/
❊ دکترخلیل خانی متخصص مسائل زیست محیطی بوده ویک فعال حقوق بشر است.







