سقوط آزاد یک سوم مردم ایران به زیر خط فقر
یکی از کارگزاران حکومتی در مورد خامنهای و رئیسی این تعبیر را بکار برد که «خامنهای خلبان و رئیسی کمک خلبان نظام است». وقتی خلبان خامنهای باشد و کمک خلبان رئیسی جلاد، طبعا سقوط آزاد یک سوم مردم ایران به زیر خط فقر قانونمند است. سایت بهار نیوز به نقل از کیان آنلاین مینویسد: «کار به جایی رسیده است که یکی از نمایندگان مجلس از رسیدن جمعیت زیر خط فقر ایران به مرز ۲۸میلیون نفر خبر داده است». البته وقتی جمعیت فقیر ایران ۶۰درصد باشد، مردمی که زیر خط فقر زندگی میکنند، به مراتب بیشتر از ۳۰میلیون هستند و کم نشان دادن آمار هم یکی از تاکتیکهای حکومتی است.
زنگ خطر برای حکومت ولایت فقیه
کیان آنلاین در رابطه با عواقب خط فقر مینویسد: «سقوط اقتصادی برخی اقشار جامعه در یک دهه اخیر موجب رشد حاشیهنشینی و افزایش اعتیاد، فساد و مهاجرت به شهرهای بزرگ شده است. زنان آسیب پذیرتر از مردان هستند. روند زنانهشدن آسیبهای اجتماعی مانند مصرف دخانیات، اعتیاد، مفاسد اجتماعی و … باید مورد توجه ویژه قرار گیرد».
نرخ خط فقر
البته نباید انتظار داشته باشیم که پژوهشگران حکومتی آمار واقعی را ارائه بدهند به دلیل بازتابهای منفی و تاثیر گذاری که روی جامعه دارد و موجب برانگیختی بیشتر در جامعه میشود. اما اگر به همین آمار هم بسنده شود یک فاجعه در ایران تحت حاکمیت درحال رخ دادن است که چندین دهه بازسازی آن زمان لازم دارد.
آخرین پژوهش رسمی از سوی مرکز پژوهشهای مجلس خامنهای گزارش داده است که «نرخ فقر از سال ۱۳۸۵تاکنون روند فزایندهای داشته و نرخ خط فقر بالای ۳۰درصد از سال ۱۳۹۷به بعد رسیده است. در این گزارش که خرداد ماه سال جاری منتشر شد،اعلام شده بود که از سال ۱۳۹۰تا ۱۴۰۰یعنی طی ده سال ۱۱ میلیون نفر به جمعیت فقیر ایران افزوده شده است».
تبعات گسترش فقر در ایران تحت حاکمیت خامنهای
سایت بهار نیوز در مورد تبعات خط فقر به نقل از نماینده مجلس مینویسد: «تبعات گسترش خط فقر طی سالهای گذشته به حدی است که محمد باقری بنایی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی خط فقر در تهران را ۳۰میلیون تومان اعلام کرد». در رابطه با نرخ خط فقر حرف فعالان کارگری غیر از آن چیزی است که این نماینده مجلس میگوید. به نوشته بهار نیوز: «فعالان کارگری نرخ حداقل دستمزد را حداقل یک سوم نرخ خط فقر اعلام کردهاند».
یک نماینده دیگر مجلس خامنهای در مورد وضعیت مردم ایران پرده از یک فاجعه بر میدارد و میگوید «دستکم ۱۹میلیون و ۷۰۰هزار نفر از جمعیت ایران از امکانات اولیه زندگی مانند مسکن، اشتغال، تحصیلات تا ۱۲سال، سلامت، خوراک و پوشاک محروم هستند».
در همین زمینه
پزشکان هم به زیر خط فقر کشیده شدند!
دولت رئیسی جلاد در مورد نرخ تورم دروغ میگوید
از سوی مرکز آمار حکومت نرخ تورم در تیرماه ۱۴۰۲اعلام شد. در این گزارش «نرخ تورم سالانه کشور در تیر ماه ١٤٠٢، برابر ٤٧،٥درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهکهای مختلف هزینهای از ٤٧.١درصد برای دهکهای نهم و دهم تا ٥٠.٢درصد برای دهک اول است. بر این اساس فاصله تورمی دهکها در این ماه به ٣.١واحد درصد رسید».
نرخ تورم ۵۰درصدی در شرایطی است که مزد کارگران تنها ۲۷درصد در سال گذشته افزایش داشته است و همین امر شرایط اقتصادی دهکهای درآمدی پایین جامعه را بدتر کرده است. دولت رئیسی آماری که از تورم میدهد سراسر کذب است دراین رابطه یکی از نمایندگان مجلس خامنهای بنام غلامرضا نوری در واکنش به آمار و ارقامی که دولت رئيسی ارائه کرده میگوید: «مسئولان مدام میگویند تورم ۴۰درصد است، این در حالی است که میبینیم تورم ۱۲۰درصد است، پس چطور میگویند تورم ۴۰درصد است.
واقعیت امر همان است که در عمل اتفاق میافتد و بازی کردن با این اعداد و رقمها چیزی نیست که بر مردم پوشیده باشد، چراکه مردم هر روز خرید میکنند و روزانه این مسائل را میبینند و کاش تصمیمگیران و کسانی که پست دارند، کمی در بیان آمارها دقت کنند که بیاعتمادی در جامعه بیشتر نشود». یعنی اینکه آقای رئیسی اینقدر به مردم دروغ نگو با دروغ درمانی تورم پایین نمیآید.
نتیجه دستاوردهای دولت جوان حزب اللهی
رسانه حکومتی بهار نیور نتیجهگیری میکند که «در سالهای گذشته تورم در بخش اجاره و مسکن از میزان افزایش دستمزد قشر بزرگی از مردم بهویژه در کلانشهر تهران پیشی گرفته است. احتمالاً جمعیت کثیری طی این افزایش قیمت افسار گسیخته، حاشیه نشین شدهاند. جمعیت بزرگی از شهرستانها به تهران کوچ میکنند تا شاید بتوانند کار پیدا کنند. این جمعیت بزرگ در حاشیهها و زاغهها اسکان داده میشوند. جمعیت بسیار فقیر هرچه بیشتر به اعتیاد روی میآورد تا بلکه تسکینی برای آلام خود بیابند. هرچه هست این شرایط منجر به افزایش آسیبهای اجتماعی خواهد شد و جامعه را به سان بمب آماده انفجار به سمت اعتراضات خواهد برد»
حرف اصلی را خود رسانه حکومتی بیان کرده است و نیاز به هیچ گونه تفسیر و توضیحی نیست که تبعات این وضعیت حکومت ولایت فقیه را به مهلکهای سوق میدهد که هیچ راه نجاتی برای خامنهای متصور نخواهد بود.







